آموزش فلسفه به کودکان

قدرت استدلال، داوری وتمییز ازاهمیت انکار ناپذیری در زندگی فردی و حیات جمعی برخوردار است. نقش این مهارت ها را در تفاهم میان آدمیان نمی‌توان نادیده گرفت. اگر دولتمردان و بانیان فرهنگ هر کشوری بخواهند آینده کشورشان را تضمین کنند باید در فکر تعلیم و آموزش توانایی های فکری و ذهنی به نسل های جدید خود باشند. مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان می دهد که  دوران دانشگاه برای آموزش مهارت های ذهنی و استدلالی افراد بسیار دیر است و باید این کار را از دوره های کودکی شروع کرد؛ بدین ترتیب برنامه جدیدی زیر عنوان «فلسفه برای کودکان » طراحی شد و از آن طریق فلسفه وارد دبستانها و مدارس گردید.

آنچه «فلسفه برای کودکان» نامیده می‌شود، تلاشی است برای بسط فلسفه، با این هدف که بتوان آن را مانند نوعی آموزش به کار برد. این فلسفه، آموزشی است که از فلسفه  برای واداشتن ذهن کودک به کوشش در جهت پاسخگویی به نیاز و اشتیاقی که به معنا دارد، بهره می‌برد. فلسفه برای کودکان با ارائه تعداد زیادی از تمرینها برای یافتن دلایل خوب بر داوریها، کودکان را تحت نوعی آموزش قرار می‌دهد که افق دید آنها را وسیع‌تر می‌سازد. این برنامه به آنها یاد می‌دهد که چگونه باید فکر کنند. فلسفه برای کودکان، برنامه‌ای‌است که کودکان مدرسه‌ای را در تمام مباحث کلاسی در زمینه ‌موضـوعات فلسفی مشارکت می دهد. این برنامه، بهبود تفکر کودکان‌از طریق معرفی بسیاری از «سؤالات بزرگ» به آنها و توانا ساختن آنها به بررسی چنین سؤالاتی است. با استفاده از این برنامه، معلمان، کودکان را به تفکر عمیق تر درباره ایده‌هایی که پس کار مدرسه‌ای آنها قرار دارد، تشویق می‌کنند.

philosophy and children
philosophy and children

واژگان کلیدی: آموزش فلسفه به کودکان، اجتماع پژوهشی، آموزش تفکر

منظور از« برنامه فلسفه برای کودکان» چیست؟

تصور کنید که با کودکان، فلسفه کار می کنید. چه برداشتی از این موقعیت خواهید داشت؟ آیا باید کلاسی را تصور کنیم که در بند آموزش افکار افلاطون، ارسطو، کانت و … است؟ هر چند کارهای این فلاسفه و دیگر فلاسفه در بردارنده ایده ها و مفاهیمی است که هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان جالب هستند، در کلاس « فلسفه برای کودکان » مستقیما ً از نظریات این فلاسفه صحبت نمی شود. ایده ها و مفاهیمی از قبیل زیبایی، حقیقت، عدالت، آزادی، حقوق، قوانین، … در هم تنیده شده با مسائلی هستند که لااقل هنوز برای کودکان روشن نشده اند. برخی از سؤالاتی که در روشن نمودن این مسائل کمک می کنند و کودکان مایل به طرحشان هستند از این قبیل اند: آیا تفکرات و دانش آدمی واقعی است ؟ آیا باید همیشه از اکثریت تبعیت کرد ؟ ما چگونه دوستی خود را نشان دهیم؟ آیا باید همیشه برای خودمان فکر کنیم ؟ یک جامعه خوب ، مثل چه چیزی است؟ بدن ما برای ما چه می کند ؟ چگونه می‌توان فهمید که دیگران چگونه فکر می کنند؟ این سؤالات و مسائل مربوط به آنها و همچنین مجموعه مسائلی که با رشد مهارتهای مهم شناختی کودکان مرتبط بوده و منجر به تقویت مهارتهای تفکر و استدلال در آنان می شود را می توان در قالب داستانها و رمانها برای کودکان بیان کرد.داستانهایی که در بردارنده این ایده ها و مفاهیم فلسفی می‌باشد کودکان را به نحو جالب و عمیقی وارد حیطه فلسفه می‌کند.[ادامه تحقیق در مقاله اصلی]

اهداف آموزش فلسفه برای کودکان

اهداف این برنامه را می توان از انگیزه های خود لیپمن دریافت کرد. آنچه لیپمن را به این فکر واداشت که برنامه‌ای را برای آموزش مهارت های فکری به کودکان تدوین کند، این بود که مشاهده کرد که جوانان دانشگاهی (و البته ‌استادان‌ آنان) آمادگی برخورد عقلانی با مشکلات فی مابین را ندارند. وی علت را در آن دید که آموزش کافی در این باره ندیده‌اند، سپس در ادامه به این نتیجه رسید که در مقطع دانشگاهی آموزش این مهارت‌ها بسیار مشکل و در واقع خیلی دیر است؛ لذا راه حل را در این دید که در دوره دبستان و دبیرستان به این مهم بپردازد. این کار البته مستلزم نوعی بازنگری در برنامه ها و مواد درسی و حتی وظایف و اهداف سازمان مدارس بود؛ بنابراین هدف این برنامه، افزایش مهارت های فکری کودکان و نوجوانان بود به گونه ای که هم در این دوره و هم در [ادامه تحقیق در مقاله اصلی]

Teaching philosophy to children
Teaching philosophy to children

محتوای برنامه فلسفه برای کودکان

محتوای برنامه آموزش فلسفه به کودکان به کمک سه منبع زیرتعیین می شود:

داستانهای کوتاه فلسفی

در برنامه فلسفه برای کودکان یکی از ابزارهای مهمی که ‌استفاده‌ می‌شود، داستان‌های فلسفی است؛ اما سؤالی که مطرح می شود آن است که اهمیت داستان در این برنامه در چه نکاتی نهفته است؟ اسپلیتر و شارپ۲ (۱۹۹۵) معتقدند که چون کودکان از داستان لذت می‌برند از این طریق می توان آنها را برای تفکر و سؤال کردن تشویق کرد و در آنها انگیزه به‌وجودآورد، بویژه اگر داستان‌ها در مورد موضوعات و حوادثی باشند که رقابت یا فریب در آنها باشد.

زمانی که با کودکان کار می کنیم یکی از راههای مؤثری که به آنها کمک می‌کند تا با شخصیت‌های داستان درگیر شوند این است که آنها را از لحاظ عاطفی و ذهنی در زندگی شخصیتهای داستان که فرآیند پرسش و پاسخ را انجام می‌دهند، درگیر کنیم. لزومی ندارد این شخصیت‌ها قهرمانان یا افراد تبهکار و شروری باشند که در آثار ادبیات کلاسیک کودکان وجود دارد. این شخصیت های تخیلی در کشاکش بیان مواردی قرار می گیرند که یک استدلال قیاسی یا یک تمایز صحیح را شکل می دهند و در عین حال پیش فرضها و مفاهیم گفته شد را بررسی می کنند. آنها با تفکرات ، گفته ها و اعمال خود نشان می دهند که به اندیشه ها اهمیت می دهند و حتی اگر همواره در رفتار خودشان این امر را آشکار نکنند، ارزش افکار را خوب می دانند. اگر بتوانیم کودکان را تشویق کنیم تا با فرآیند ذهنی این شخصیت ها ارتباط برقرار کنند، هم این شیوه پرسش و پاسخ را در پیش می گیرند و هم برای آن ارزش قائل می‌شوند. لیپمن درباره شکل این داستانها می گوید : به جای خسته کردن کودکان با توضیح مزیت های تحقیق می توانیم به صورت یک داستان ، یک اجتماع پژوهشی کلاسی به آنها نشان دهیم که کودکان معمولی در آن قرار دارند؛ جایی که زندگی کودکان و اندیشیدن درباره جنبه های مختلف آن [ادامه تحقیق در مقاله اصلی]

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش آموزش فلسفه به کودکان:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 29
قالب: فایل ورد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *