تحقیق درباره ملوک قدیم شبانکاره

ملوک شبانکاره سلسله ای محلی بودند که از اوایل قرن ششم تا اواسط قرن هشتم هجری قمری، نزدیک به دو قرن و نیم بر بخشهایی از فارس و کرمان حکومت راندند. به دلیل ضعف منابع اطلاعات مااز چگونگی شکل گیری این سلسله و اولین حاکمان آن بسیار اندک است. اما با به حکومت رسیدن قطب الدین مبارز و اوج گیری قدرت شبانکارگان نقش آنان در تاریخ فارس و ایالت همجوار آن کرمان تا حدود زیادی گسترش یافت. در این عهد شبانکارگان توانستند قلمرو خود را تا سواحل خلیج فارس امتداد دهند.

عهد جانشین قطب الدین مبارز، مظفرالدین محمد، با تهاجم مغول به ایران مقارن گردید. گرچه در سالهای اولیه این تهاجم شبانکارگان با دادن هدایایی به مغولان توانستند استقلال خود را حفظ کنند اما با حمله هولاگوخان مغول به ایران و فتح فارس توسط مغولان شبانکارگان برتری مغولان را پذیرفته و از این زمان و به مدت یک قرن تحت تابعیت مغولان به حکومت خود تداوم بخشیدند. [ادامه در فایل تحقیق و مقاله اصلی]

ملوک شبانکاره
ملوک شبانکاره

درباره ملوک شبانکاره

کردان فارس طوایف کوچ نشین مستقر در این ایالت بودند که پیش از فتح ایران توسط مسلمانان در فارس حضور داشته و در جریانات سیاسی آن نقش ایفا می نمودند.[۱] با سقوط ساسانیان و فتح ایران توسط مسلمانان منابع تاریخی قرون اولیه اسلامی همچنان از کردان به عنوان نیرویی تاثیرگذار در ایالت فارس و گاه ایالتهای هم جوار، یاد می کنند.[۲] در عصر آخرین حاکم بویی فارس، ابومنصور فولادستون(۴۴۷-۴۴۰ه.ق)، فضلویه رهبر یکی از طوایف کرد فارس توانست به عمر سلسله آل بویه در فارس پایان دهد.

فضلویه به احتمال زیاد تشکیل دهنده ساختار جدیدی از اکرد فارس به نام شبانکاره متشکل از پنج طایفه کرد مستقر در این ایالت شامل اسماعیلیان[۳]، رامانیان، کرزوبیان، مسعودیان و شکانیان بود. وی با متحدکردن طوایف مذکور توانست بر سرتاسر فارس مسلط گردد.(رضائیان، ۱۳۸۸،ص ۴۷-۲۷) تا پیش از فضلویه کردان فارس دسته های پراکنده ای بودند که در درگیریهای سیاسی ایالت با گروههای مختلف قدرت همکاری یا مخالفت می کردند اما فضلویه توانست برای اولین بار کردان را به بازیگران اصلی صحنه سیاست فارس تبدیل کند.

هم زمانی قدرت گیری فضلویه با دوران اوج گیری سلسله سلجوقی در عهد الب ارسلان(۴۶۵-۴۵۵ه.ق) اجازه تداوم تسلط اکراد بر فارس را نداد. فضلویه مجبور شد تابعیت الب ارسلان را پذیرفته و فارس از جانب سلجوقیان به وی مقاطعه داده شد. (ابن بلخی،۱۳۷۴،ص۳۹۲-۳۹۱)  اما سرانجام با شورش وی و حمله سپاه سلجوقی به فارس عمر تسلط اکراد بر این ایالت پایان پذیرفته و سلجوقیان فارس را به تصرف خویش درآوردند. (۴۶۴ ه.ق)( ابن اثیر، ج ۱۷، ص ۴۸-۴۷) پس از این واقعه تا چندین دهه منابع تاریخی اشاره ای به شبانکارگان ندارند اما از آنجا که این عهد تا سال ۴۸۵ ه.ق، مرگ ملکشاه، دوران اقتدار سلجوقیان می باشد، می توان حدس زد که شبانکارگان تابعیت سلجوقیان را پذیرفته و فرصت خودنمایی در عرصه ی سیاست را نیافته اند. [ادامه در فایل تحقیق و مقاله اصلی]

اوج گیری قدرت شبانکارگان

عهد حکومت قطب الدین مبارز را باید با شکوهترین دوران حکومت شبانکارگان نامید. گرچه حملات قطب الدین به کرمان به تسلط دائمی شبانکارگان براین ایالت نینجامید اما بخشهایی از کرمان و مناطق فرگ و تارم که حدود صدسال بود از قلمرو شبانکارگان خارج گردیده و به کرمان ضمیمه شده بود مجددا به سلطه ی شبانکارگان درآمد.[۱] قطب الدین همچنین موفق گردید مناطقی از فارس چون فستجان، کرم تا حدود فسا رود را به تصرف درآورد. وی در سالهای پایانی حکومت خود با براق حاجب(۶۳۲-۶۱۹ه.ق) بنیانگذارسلسله ی قراختائیان کرمان درگیر و در نبردی بر وی غلبه کرد. براق حاجب پس از این شکست مناطقی چون سیرجان، لار و هرموز را به قطب الدین واگذار و از طرف قطب الدین شحنگانی به مناطق یاد شده اعزام گردید. بدین ترتیب قلمرو شبانکارگان در [ادامه در فایل تحقیق و مقاله اصلی]

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *