مقاله مقایسه تطبیقی تصویر ناپلئون بناپارت

طی سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ همزمان با حکومت ناپلئون بناپارت در فرانسه شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بسیاری هستیم که هنر را از جنبه های مختلف تحت الشعاع قرار می دهد. ژاک لوئی داوید، از پیشگامان سبک نئوکلاسیسم ، با الهام گرفتن از طبیعت و اشیاء پیرامون خود و رویکرد به نقاشی کهن، روایات و افسانه ها را نیز در نقاشی به خدمت می گیرد. وی با حمایت ناپلئون به جایگاه مهمی در درباردست می یابد. همزمان با گسترش روابط ایران با اروپا و سفر هنرمندان و مستشرقان اروپایی به ایران از دوره صفویه و گسترش آن در دوره قاجار، شاهد نوعی دوگانگی در نگارگری می باشیم که با پرداختن به حفظ بعضی از سنت های پایدار و نوعی فرنگی مآبی، به به وجود آمدن سبک قاجاری می انجامد. مهرعلی نقاشی است که به خدمت در دربار فتحعلی شاه به خلق پرده هایی ازشاه قاجار می پردازد. در این مقاله سعی برآن است  تا با مقایسه  و تحلیل تصویر ایستاده ناپلئون اثر ژاک لوئی داوید و تصویر فتحعلی شاه قاجار، اثر مهرعلی به تاثیرات، تشابهات و تفاوت های مابین این دو پرداخته واز جنبه های گوناگون سیاسی، اجتماعی نگاهی داشته باشد به روند هنر درباری در فرانسه قرن هیجده تا اوائل نوزده، و ایران قاجاری در همین قرن. مقاله مقایسه تطبیقی تصویر ناپلئون بناپارت( اثر ژاک لوئی داوید) و نگاره فتحعلی شاه قاجار (اثر مهرعلی نقاش) در قالب فایل ورد به همراه منبع آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

مقدمه:

از اواسط قرن هیجدهم تا اوایل قرن نوزدهم در اروپا، هنرمندانی تحت تاثیر جنبش نئوکلاسیسم قرار گرفتند. این جنبش که متاثر از  هنر یونان و روم باستان بود جامعه ی هنری را در زمینه هنرهای تزئینی ، تجسمی و ادبیات ، تئاتر، موسیقی و معماری دچار تغییر ساخت و شیوه نقاشانی چون ژاک لوئی داوید شد که البته از پیشگامان این سبک نیز به شمار می رود. این نقاش نامدار فرانسوی که از حمایت دربار نیز برخوردار شد به کشیدن پرده های بزرگ اندازه از ناپلئون پرداخت. اوضاع اجتماعی، سیاسی، انقلاب و جنگ، داوید را وادار ساخت با بیانی جدید به تعریف این جریانها بپردازد . مجادلات سیاسی بین فرانسه و انگلستان از طرفی و تمایل شاهان ایرانی برای برقراری و گسترش ارتباطات از طرف دیگر زمینه را برای مراودات بیشتر با غرب به ویژه فرانسه هموار ساخت. سفرهای مستشرقین و هنرمندان اروپایی و همچنین دیدار هنرمندان و صاحب منسبان ایرانی به اروپا دلیلی شد برای تبادل آثار فرهنگی و گشوده شدن جهانی نو از هنر و فرهنگ جدید که نگرش هنرمندان و نگارگران ایرانی را نسبت به هنر رایج تغییر داد. این تغییرات از زمان صفویه آغاز شد و تا دوران زندیه ادامه یافت و در دوران قاجار سبک جدیدی به نام سبک قاجاری را سبب شد که برگرفته از هنر اروپایی و تلفیق آن با هنر سنتی دوره قبل بود. این جریان هنری، هنرمند و نگارگران ما را که اغلب در خدمت دربار بودند به پیاده کردن این هنر التقاطی ترغیب نمود. در اروپا، ژاک لوئی داوید ، با استفاده از ویژگی های سبک کلاسیک و رویکردی به هنر گذشته یونان و روم باستان، هنر را به دربار برد و در ایران قاجار، مهرعلی نقاش با استفاده از شیوه های نقاشی اروپایی و رویکرد به شیوه های سنتی قدیم ایرانی، در دربار فتحعلی شاه به هنرنمایی پرداخت. هم اکنون با بررسی و تطبیق دو اثر از این دو نقاش به تجزیه و تحلیل بیشتر این آثار خواهیم پرداخت.

ژاک لوئی داوید:

ژاک لویی داوید  به فرانسوی jaques-luis David  ۳۰ اوت ۱۷۴۸، ۲۹ دسامبر ۱۸۲۵ نقاش نامدار فرانسوی و از پیشگامان سبک نئوکلاسیسم بوده است. ژاک لویی داوید از دانش آموختگان مدرسه عالی ملی هنرهای زیبای پاریس بود. در سالهای ۱۷۸۰ نوع نگرش او به تاریخ نقاشی نشانه ی یک تحول در سلیقه از سبک راحت روکوکو به سمت سختی و دشواری کلاسیک و به اوج رسیدن احساس و تلفیق با شرائط اخلاقی سالهای پایانی رژیم باستانی بود.ژاک لویی داوید در آغاز عصری متولد شد که همزمان بود با تغییرات عمیق زیبایی شناختی و اجتماعی او تنها فرزند خانواده بود. او توموری در صورتش داشت که مانع از حرف زدنش می شد . به همین خاطر همیشه مشغول طراحی بود. داوید تصمیم گرفت که نقاش شود بر خلاف اینکه عموها و مادرش می خواستند که او مهندس شود . وی به مخالفتها غلبه کرد و برای یادگیری نقاشی نزد فرانسوا بوشه که نقاش آن دوره و از خویشاوندان او بود رفت.بوشه نقاش سبک روکوکو بود اما به دلیل تغییر سلیقه ها از سبک روکوکو به سبک کلاسیک باعث شد بوشه تصمیم بگیرد به جای آموزش داوید او را نزد دوستش ژوزف ماریاوین نقاشی که سبک کلاسیک را در مقابل سبک روکوکو استفاده می کرد بفرستد.بنابراین داوید در سن ۱۶ سالگی در سال ۱۷۶۴ برای آموزش نزد وین (پروفسور آکادمی سلطنتی ) رفت. وین ایده های تازه ای در هنر داشت . جهت گیریهای دوگانه ی داوید به عنوان یک نقاش از همان ابتدا خود را نشان داد: از یک طرف او به بزرگی و شکوه متمایل بود و از طرف دیگر به واقعیت ، اما بیشتر از همه در آن سن جوانی محرک اصلی او این بود که برای خود جایگاهی در آکادمی دست و پا کند . وی در سال ۱۷۷۴ برنده جایزه رم شد . نام اثر : (Antiochus  and  stratonice) این اثر در واقع اولین کار او بود که در آن استعداد ویژه ی خود را به نمایش گذاشت . ( قدرت و حرارت ترکیب بندی و درخشندگی رنگ ها ). او به همراه وین در سن ۲۶ سالگی به ایتالیا رفت . آثار داوید در آن دوران دارای رئالیسم آناتو میکی بودند، بی واسطه بودن ارتباط با میل ها ، رنگ های پاکیزه و قدرت کنتراست ها  همه حکایت از مدل های جدید ایتالیایی داشتند . اما ترکیب بندی آنها هم چنان سلیقه نقاش فرانسوی با روک قرن ۱۸ را منعکس می کرد.  (ژاک لویی داوید –ویکی پدیا – دانشنامه آزاد)او در ایتالیا (رم) به مطالعه مجسمه های عتیق پرداخت ( ۱۷۷۶-۱۷۸۱).

تصویر
تصویر

انقلاب فرانسه:

با شروع انقلاب فرانسه ( ۱۷۸۹) ، داوید به عضویت مجلس کنوانسیون بر گزیده شد و به اعدام لویی شانزدهم رای داد. در دوران انقلاب مقتدرترین شخصیت هنری فرانسه بود. سیاست هنری دولت را طرح ریزی و رهبری می کرد و در آثارش نیز مردان انقلابی را بزرگ می داشت (مثلا مرگ ما را – ۱۷۹۳تصویر) . ( دائره المعارف هنر )داوید درآغاز انقلاب فرانسه یک انقلابی افراطی بود. در اوایل وی حامی انقلاب و از دوستان ربسپیر ( دولتمرد انقلابی فرانسه ) و عضو گروه دموکرات رادیکال بود. او در جمهوری جدید که در سال ۱۷۹۲ استقرار یافت به یک شخصیت  قدرتمند تبدیل شد . ( ژاک لویی داوید – ویکی پدیا – دانشنامه آزاد )با سقوط حکومت ربسپیر به زندان افتاد (۱۷۹۴) . پس از آزادی از زندان ، پرده زنان سابینی (۱۷۹۹)را کشید که چون بیانیه ای برای صلح و دوستی شناخته شد . بعدا به ستایش ناپلئون پرداخت و در مقام سرنقاش دربار او ، وظیفه ی تبلیغ نظام امپراطوری را بر عهده گرفت. ( دائره المعارف هنر ).در سال ۱۸۰۴ او به عنوان نقاش رسمی امپراطور فرانسه ناپلئون معرفی شد و در مجلس تاجگذاری حضور پیدا کرده شرکت کنندگان مراسم تاجگذاری یکی یکی به کارگاه داوید می آمدند و ژست می گرفتند تا او از آنها نقاشی کند. شکوه رسمی درباریان که در مراسم گرد آمده اند بیش از آنکه یادآور پیکره های رومی باشد نقش موزائیک های بیزانسی را تداعی می کند. با این همه درخشش شگفت رنگ های طلا و جواهرها و جامه های مخمل و زربفت از سنت ونیزی به ویژه آثار پائولو ورونزه اقتباس شده است .

مروری بر هنر قاجار:

سابقه نقاشی قاجاریه دوره های پیشتر یعنی به آخرهای صفویه و مخصوصا دوران زندیه می رسد . در دوره ی سلسله صفوی و در زمان شاه عباس اول ( قرن ۱۷-۱۶ میلادی ) رابطه ایران با اروپا توسعه زیادی می یابد . در داخل ، ایران از یک دوره ثبات طولانی، حکومت مرکزی با قدرت و رونق اقتصادی برخودار است . شاه عباس در شمال شرقی  دشمنی ازبک ها را از بین برده و سر کوب کرده بود. در مغرب ایران هم با ترکان عثمانی به نوعی صلح مسلح رسده بود که خیال او را از مرزهای غربی کشور آسوده می داشت. مجموعه ی این عوامل به دولت وقت اجازه می داد که تمام کوشش خود را صرف آبادانی ، ساختن کشور و رونق اقتصادی کند . امپراطوری عثمانی در مشرق با ایران و در مغرب با جمهوری ونیز و کشورهای اروپایی برخورد و کشمکشهای طولانی داشت. در نتیجه هم به علت های اقتصادی و هم به علت های نظامی ( در مقابله با امپراطوری عثمانی تصویر ) ایران و کشورهای اروپایی علاقه مند به توسعه ی روابط با یکدیگر بودند. در قرن ۱۷ روابط ایران با اروپا به حدی رسید که تا آن زمان به کلی برای دو طرف بی سابقه بود. این روابط متنوع ، همه جانبه و از جمله هنری و فرهنگی هم بود. نقاشی این دوره به نوعی تعادل در پیوند میان نقاشی سنتی ایران  و نقاشی اروپایی می رسد.

مکتب نقاشی قاجار:

ویژگی این سبک ، استفاده تلفیقی از تکنیک های نقاشی اروپایی از جمله پرسپکتیو ، در عین استفاده از شاخص های نقاشی کهن ایران است. ( محمد زمان ، ویکی پدیا – دانشنامه آزاد)ترکیب بندی و آرایش دوره ی قاجار، تاثیر پذیری از هنر نقاشی اروپایی را آشکار می سازد . علم تصویر پرسپکتیو نمودی رنسانسی، به ویژه ایتالیایی دارد. نقش و نگار اغلب پارچه ها در نقاشی ها از نمونه های قرن هجدهم فرنسوی است . شیوه ی اجرای همانند سازی با بافت های طبیعی در این آثار به وفور دیده می شود که سعی در بازنمایی مشابه عین خارجی آن دارد. این بازنمایی در نقاشی از چهره نگاری به اوج ظهور می رسد. ( مهر علی نقاش ، ویکی پدیا )میرزا بابا از دیگر نقاشان دربار فتحعلیشاه شمائلی از فتحعلیشاه را با عمامه جقه دار و جامه و اسلحه ی گوهر نشان، که جلوی پنجره ای بروی یک قالیچه ی مرصع نشسته است به تصویر کشیده . این پرده از هر حیث ویژگی های یک سبک رسمی جدید را نشان می دهد و برجسته ترین نقاشان درباری تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه کما بیش تابع ظوابط آن بوده اند. عمده مشخصات این سبک عبارتند از: ترکیب بندی متقارن و ایستا با عناصر افقی و عمودی و منحنی ، سایه پردازی مختصر در چهره و جامه، تلفیق  نقشمایه های تزئینی و تصویری ، و رنگ گزینی محدود با تسلط رنگ های گرم به خصوص قرمز . بدین سان، قرنی پس از انقراض سلطنت صفویان ، سبکی منسجم و مکتبی متشکل در نقاشی ایران پدید می آید که با توجه به ویژگی های موضوعی و کاربردی نقاشی ها، عنوان ” پیکر نگاری درباری ” را برای این مکتب مناسب میدانم.

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله مقایسه تطبیقی تصویر ناپلئون بناپارت:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
50,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید
تعداد صفحه: 21
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *