مقاله درد ثانویه آسیب‌های نخاع

درد یک مشکل شایع در بین بیماران دچار آسیب‌های نخاع است که محدودیت زیادی را نیز برای این افراد بوجود می‌آورد. انواع متعددی از درد می‌توانند در این بیماران بوجود بیایند که بطور جامع در دو طبقه nociceptive و نوروپاتیک قرار می‌گیرند. این‌ها می‌توانند به انواع درد عضلانی اسکلتی، درد احشایی و دردهای نوروپاتیک زیر سطح،‌ هم سطح  وبالای سطح تقسیم‌بندی شوند. بعنوان سطح آخر می‌توان آنها را بر اساس اجزاء‌ ساختمانی درگیر و نیز مکانیزم‌های پاتولوژی تقسیم‌بندی نمود. گروه ضربت IASP به این امید چنین طبقه‌بندی را پیشنهاد کرده است که منجر به ارتباط بیشترین محققان و پزشکان شده و نهایتاً روش‌های مطالعاتی و درمانی را بهبود بخشد. این طبقه‌بندی به این امید ارایه شده است که دانش روز در رابطه با خصوصیات بالینی و مکانیزم‌های درد ثانویه ناشی از آسیب‌های نخاعی باعث بهبود بهتر طبقه‌بندی چنین دردی شود.

درد ناشی از آوران زدایی سگمنتال:

معمولاً‌ در مرز بین نواحی دارای حس سالم و پوست بدون حس، منطقه‌ای با درد نوروپاتیک بوجود می‌آید که بعنوان درد کمربندی(نخاع)، حد فاصل، و یا منطقه تغییری شناخته می‌شود. درد فوق می‌تواند در یک نوار شامل ۲ تا ۴ سگمان ایجاد شده و یکطرفه یا دو طرفه و احاطه کننده باشد. این درد معمولاً در نواحی دردناک همراه با آلودینی و پر دردی ایجاد می‌کند. معمولاً در طی چند ماه اول پس از جراحت عصبی ظاهر شده و معمولاً به مخدرها پاسخی نمی دهد، اما ممکن است داروهای کنترل دردهای نوروپاتیک روی آن تأثیر داشته باشند. همچنین روش‌هایی مانند بلوک اپی دورال و یا بلوک ریشه سوماتیک، ضایعات ناحیه ورودی ریشه پشتی (DREZ) ، ریزوتومی دیستال، تحریک نخاع، یا کوروکتومی دیستال نیز با افزایش سطح حس تا بالای ناحیه دردناک در کنترل و تسکین این درد مؤثرند.درد ناشی از جراحات نخاعی. این نوع درد معمولاً بطور منتشرتری در نواحی فاقد حس زیر سطح جراحت احساس شده و معمولاً دو طرفه است.معمولاً به این درد عبارارتی مانند درد. آوران‌زدایی، درد دیس ستری و یا سندرم دیس ستزی مرکزی نیز اطلاق می‌شود. اصطلاحات معمول جهت توصیف این درد عبارتند از: سوزنده، سوزن سوزنی، کرختی، دردناک و طپشی. درد فوق معمولاً ثابت بوده و به وضعیت بیمار و یا فعالیت کردن ارتباطی ندارد در حالی که ممکن است با عفونتهای همراه تشدید شود. این نوع در غالباً‌ مشکل ترین نوع درد نخاع از نظر درمان بوده و اکثراً‌ پاسخ بسیار ضعیفی به مخدرها دارد، با این وجود ممکن است توسط داروهای تسکین دهنده درد نوروپاتیک بهبود یابد. همچنین در مواردی که روش‌های سیستمیک غیر مؤثر هستند، استفاده از مخدرهای اتتراتکال و کلونیدین می‌تواند مؤثر باشد. این درد معمولاً به کوردکتومی و یا روش‌های از بین برنده دیگر بدون پاسخ بوده و ندرتاً‌ به تحریک مغز و یا نخاع پاسخ می‌دهد.

سیرلنگومیلی: یک سیرنیکس (حفره‌ای غیر طبیعی در نخاع) ممکن است بطور تأخیری و گاهاً حتی سالها بعد از جراح و ترومای اولیه بوجود بیاید.تظاهرات بیماری شامل نقص‌های صعود کننده نورولوژیک و درد بوده و معمولاً دارای مناطق کاهش حس درد و حرارت در بالای یک ضایعه کامل و یا نسبی می‌باشد. توسط اسکن MR  می‌توان این ضایعه را که معمولاً‌ احتیاج به درمان جراحی دارد تشخیص داد.دردهای احشایی. این نوع درد معمولاً دارای شروع تأخیری پس از ضایعات نخاع بوده و توسط دردی مواج با ماهیت یکنواخت،‌ کرامیی و سوزنده در شکم ظاهر می‌شود. چنین دردی ممکن است در اثر ورودی آوران نرمال توسط اعصاب سمپاتیک و یا واگ (درپاراپلژیک‌ها) و یا از طریق عصب واگ (در تتراپلژیکها نخاع) باشد. درد احشایی معمولاً‌ بطور واضح و مشخص وجود نداشته و ممکن است حتی در غیاب هرگونه پاتولوژی احشایی دیده شود.فاکتورهای شناختی، عاطفی و محیطی نیز ممکن است به هر کدام از شرایط بالا اضافه شوند و منشأ مهمی در ایجاد ناتوانی و یا مانع در توان بخشی موفق به بیمار باشند. در منابع موجود تأکید زیادی روی نقش چنین فاکتورهایی در بروز رفتارهای درد و ناتوانی‌های ناشی از درد پس از ضایعات نخاعی شده است. این عوامل را می‌توان بدون توجه به نوع درد توسط رویکردهای اداره روان شناختی بررسی کرد.

نخاع
نخاع

روشی برای طبقه‌بندی درد های نخاع:

بخش قبلی لیست جامعی از انواع مختلف دردهایی که شایعاً پس از آسیب‌های نخاعی دیده می‌شوند ارایه کرده است. با این وجود، همانطوری که قبلاً‌ اشاره شد، یکی از شروط لازم هر طبقه‌بندی‌ای، سیستماتیک بودن آن است. روش‌های مختلفی بر اساس محل، deocupter معرف‌ها پاتولوژی و یا مجموعه‌ای از آنها پیشنهاد شده‌اند. مانند طبقه‌بندی IASP، بعضی از این سیستم‌ها برای ارایه تعریف و توضیح بیشتر چندین طبقه و یا شاخه دارند. تقسیم کردن یک روش طبقه‌بندی به اجزاء و طبقه‌های مختلف باعث تسهیل ارزیابی بالینی، تشخیص مکانیزم‌ها و درمان خواهد شد. روش طبقه‌بندی پیشنهاد شده در این مقاله انواع مختلف دردهایی نخاع را که در بالا توضیح داده شده‌اند در یک چهارچوب سه سطحی قرار می‌دهد. هر سطح ساختمان درگیر و نیز پاتولوژی مسئول درد را توصیف می‌نماید.اولین سطح که بسیار گسترده نیز می‌باشد بطور ساده‌ای درد را به دو نوع حسی و نوروپاتیک تقسیم می‌نماید. این تقسیم‌بندی‌ها معمولاً با اطمینان بالایی بر اساس محل درد و توصیفات بیمار قابل تشخیص بوده و حداکثر کاربرد را در روش‌های درمانی دارند. درد noaceptive حسی معمولاً به صورت مبهم، دردناک و کرامیی توصیف شده و اکثراً در نواحی‌های که حس در آنها حفظ شده بوجود می‌آید. درد نورپاتیک را غالباً به صورت تیز، شلیکیالکتریکی و یا سوزشی توصیف کرده و معمولاً در نواحی اختلال حس (مانند افزایش یا کاهش حساسیت) دیده می‌شود. سطح دوم معمولاً شرح بیشتری در رابطه با این دردهای گسترده ارایه کرده و راهنمایی‌های بیشتری جهت درمان ارایه می‌نماید. درد حسی به انواع عضلانی اسکلتی و احشایی تقسیم شده و درد نوروپاتیک به انواع «زیر سطح» «هم سطح» «فوق سطح» تقسیم می‌شود که «سطح» معمولاً‌ به سطحی از نخاع که آسیب دیده است اطلاق می‌شود. این سطح دوم تقسیم‌بندی در جدول شماره ۱ یافت می‌شود.

مباحثی دیگر از مقاله درد ثانویه آسیب‌های نخاع:

  • علایم بالینی، شیوع و اصطلاحات آسیب نخاعی
  • اپیدمیولوژی
  • مسایل روانی اجتماعی
  • طبقه‌بندی انواع درد آسیب های نخاعی
  • انواع درد نخاع
  • استفاده از اصطلاحات پیشنهادی
  • نتایج
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله درد ثانویه آسیب‌های نخاع:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
40,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید
تعداد صفحه: 18
قالب: فایل word
توضیحات: منبع دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *