مقاله ترجمه صرف نظر کردن از عقل ژنویولوید

ژنویولوید در توضیح و توجیه نتیجه اش می گوید که به این دلیل که فیلسوفان عمدتا مرد بوده اندمفهوم سازی عقلی صرفا به وسیله مردان انجام شده است. بنابراین لوید می گوید  اینکه برداشت آنهااز فلسفه  یک فعالیت مردانه باشد، امر عجیبی نیست. هر چند از قضا خود لوید برای ما یک سنخ ایجاد می کند که چرا ادعای دوم اوبه نحو کافی توسط ادعای اولش حمایت نمی شود. ژنویولوید این مطلب را به ما می گوید و تاریخ فلسفه، به رغم آرزوها و آرمانهایش برای حقیقت بدون زمان و بی انتها، دلمشغولی ها و خوبینی های افرادی که به فلسفه مشغول بوده اند را نشان می دهد.پس صرف نظر کردن از عقل، آنچه لوید باید انجام دهد این است که نشان دهد فیلسوفان در عمل اجازه داده اند که فلسفه شان، منعکس کننده مرد بودنشان باشد. او به ما می گوید در مورد فیثاغورثیان، افلاطون، ارسطو، بیکن، آگوستین، آکویناس، دکارت، هیوم، روسو، کانت، هگل، سارتر، دوبوار. به نظر لوید در همه این موارد، یافتن گرایش ها و ساختارهای جنسیت گرا کار سختی نیست.مقاله ترجمه صرف نظر کردن از عقل ژنویولوید در ۱۴ صفحه فایل ورد آماده ویرایش و پرینت میباشد.

میزان تاثیر گذاری کتاب ژنویولوید:

در میان فیلسوفانی که معرفت شناسی فمنیستی را مهم می دانند، این تاثیر بسیار زیاد بوده است. در اینجا چندین اظهار نظر وجود دارد که این مسئله را تایید می کند.کلاین که کتاب لوید را تایید نمی کند می گوید(۱۹۹۶٫۶۱) کتابی است که معمولا به عنوان شاهدی برای معرفت شناسی مردسالارانه تاریخی به آن استناد می شود.کود فردی است که  اغلب کتاب لوید را به این شیوه تفسیر می کند. در واقع به عنوان نشانه  بحث های معرفت شناسانه مرد سالارانه.لوید نشان می دهد که آرمان های عقل در سرتاسر تاریخ متغیرشان، معین کرده اند که عاقل  چه کسی است، چه چیزی معرفت به شمار می آید و موضوع معرفت چیست.  به طور خلاصه این ایده­آل ها تاثیر ضمنی و در عین حال سازنده بر ساختار متافیزیک معرفت شناسی غرب داشته اند. تاثیری که در تفسیر آنچه که دانش است،  دانایان  چه کسانی هستند و اعتبار ادعاهایشان، نقش داشته است. در واقع فمنیست ها انطباقات قابل توجه را کشف کردند، انطباقاتی که تجلی قرن بیستم درباره عمل تاریخی مداوم تعریف عقل ، تعقل و عینیت هستند از طریق خروج ویژگی ها و خصوصیاتی که معمولا با  امور زنان مرتبط می شود.( صرف نظر کردن از عقل.۱۹۸۴) آنها تردیدی نداشتند که موضوع دانش در جریان معرفت شناسی و فلسفه علم، به طور غیر صریح، مرد است.گاتنر (ژنویولوید۹۴٫۱۹۹۱) به همان میزان توسط لوید متقاعد می شود: برتری مردان، تفکر دوگانه گرا را در پیش می گیرد، جایی که اصطلاح مرکزی،  همه اصطلاحات دیگر را در نسبت با خودش تعریف می کند. یک نمونه  که تحلیل مذکور یعنی  دوگانه عمل کردن را در تاریخ فلسفه عقلی تصدیق می کند، کتاب انسان عقلی است.اکروهلیک و هاروی(۲٫۱۹۹۲) به چند تا اثر که در زمینه تشریح رابطه زن وعقل تلاش کرد ه اند اشاره می کند و می گوید یکی از مهمترین این اثرات انسان عقلی است.گروه اخیر فمنیست های استرالیایی این برنامه را ادامه می دهند. در میان کسانی که به طرز هیجان انگیزی  به کتاب لوید ارجاع میدهند دایپروس است که می گوید(۹۱٫۱۹۹۸): همانطور که لوید اثبات کرده است تاریخ فلسفه توسط  ایده ال های عقل اداره می شود. عقلانیتی که به رغم تظاهر به بی طرفی جنسی، مردانه هستند. لوید استدلال می کند که عقل و عقلانیت هیچ معنا یا ارزش ذاتی ندارد، تعریف می شوند در تقابل با زنانگی و آنچه که رفتار زنانه در نظر گرفته می شود. چیزی که از اینفرآیندها نتیجه می شود این است که  مفاهیم خاص عقل مردانه می باشند.من نمی خواهم بیشتر روی این موضوع بحث کنم، واضح است که وجود دارد فیلسوفانی که معتقدند که بحث لوید اثبات می کند تایید می کند یا آشکار می کند یک نتیجه ظاهرا مهم را در مورد مهمترین مفهوم های معرفت شناسی ژنویولوید یعنی عقل، عقلانیت، دانش. با این وجود ما باید به یاد داشته باشیم که تاریخ فلسفه در برداشته است کتابهای غیر فنی کمی که به چنین موفقیت هایی دست یافته است. حتی کتابی که خوب در نظر گرفته می شود، اغلب فقط به نظر  تعدادی از فیلسوفان، مدعایش را اثبات کرده است. فلسفه حقیقی اینقدرها ساده نیست. نسبتا حیرت انگیز است که کتاب ژنویولوید واقعا اثبات کرده باشد آنچه را این فیلسوفان معتقدند که اثبات کرده است. من معتقدم که چنین اثباتی انجام نشده است.

ژنویولوید
ژنویولوید

نتیجه ژنویولوید این است که مفاهیم عقل، عقلانیت مردانه شده اند. مقصود او از این موضوع چیست؟ چه ویژگی هایی باعث می شود که او چنین جنسیت زدگی را درآن مفاهیم نشان دهد؟ او فکر می کند این مسئله به این دلیل اتفاق افتاده است که مطالعه فلسفی عقل و عقلانیت در طول سالها، شامل طرد و خروج ویژگی ها و خصوصیات زنانه از حوزه عقل و عقلانیت بوده است. و این به معنای تحقیر زنانگی است.(ص ۱۰۷) این امر از طریق فیلسوفانی اتفاق می افتد که آنچه را که مطلوب می دانند مردانه به شمار می آورند.(ص ۱۰۴)راجع به خصوصیات خاص مطلوب یکی از مثالهایی که لوید می آورد فرانسیس بیکن است، فرانسیس بیکن، دانش را مسئله به دست آوردن کنترل بر طبیعت می داند(ص۱۰)  البته نه از طریق اینکه شخص دانا به یک شیوه خشن انجام دهد. دانشمندان در طبیعت به دنبال دانش هستند. باید رفتارکنند با احترم نسبت به جنس زن سرپوش گذاشتن بر ارتباطات بلند مدت با راز. این امر محتوایی مردانه  به  شخص عاقل می دهد . تسلط و چیره شدن مردانه است، دانستن چیره شدن است و بنابراین دانستن مردانه است.اما صدای بیکن خیلی در معرفت شناسی معاصر شنیده نشده است. استعاره های تسلط یا قدرت بخشی، تلاشها برای فهم ماهیت دلیل یا برای پاسخ به تردیدهای شک گرایان درباره دانش ما درباره  جهان پیرامون ما نیستند. یک معرفت شناس معاصر به احتمال بیشتر دانش را به عنوان “وجود” تصور می کند. اعتقاد درستی که با اطمینان به دست آمده است. یا به عنوان اعتقاد درستی که منسجم و سازگار می شود با اعتقادات دیگر فرد.

تحلیل معرفتشناسی ژنویولوید:

به معنای دقیق کلمه خود شخصیت ذاتا برای معرفت شناسان مهم نیست ، اگر چه خوب بودن شخص به خاطر داشتن آن شخصیت، ویژگی های معرفتی را که مهم هستند آشکار می کند. ارتباطی بین شخصیت و ویژگی های معرفتی وجو دارد اما این ارتباط همانندی نیست. بنابراین دلیلی وجود دارد که استدلالات لوید غیر قابل اجرا هستند برای اغلب  معرفت شناسان تحلیلی.( چه آنهایی که درباره شخصیت نظری نداده اند و از چنین موضوعاتی فاصله گرفته اند و چه آنهایی که شخصیت فردی را شخصیت معرفتی می دانند)ژنویولوید تصدیق می کند (ص ۴۸ژنویولوید) که روش معرفت شناسی دکارت ممکن است اساسا خصوصی و قابل دسترس برای همه باشد. و اینکه  روایتش راهی روشنفکرانه برای پیگیری عادلانه دانش می داند. اما لوید می گوید که زنها در واقع دسترسی برابر به  آموزش و علم ندارند. واقعیات اجتماعی(ص ۴۹ژنویولوید)  هنوز هم در فرصت های عقلانی نابرابر هستند، که به نوبه خود به معنای ظرفیتهای نابرابر برای استفاده از روش دکارتی است. دکارت در تصور عقل  به عنوان یک نوع تفکر خالص بودن، الزامات نهایی جست و جوی حقیقت را از وظایف عملی زندگی هر روزه متمایز کرد. وبه نظر لوید مشکل این است که او از قبل  تقویت می کند تمایزات موجود بین نقش های  زن ومرد را با باز کردن راهی برای ایده آگاهی های متمایز زن و مرد.(صص۴۹-۵۰)  به نظر لوید مفهومی که در آن  دکارت تقویت می کند نابرابری های اجتماعی پیشین بین نقش های زن و مرد برای تفکر دکارت بیرونی است. دومی به لحاظ جنسیتی خنثی است ولی اجتماعی نبود.

منبع مقاله ترجمه صرف نظر کردن از عقل ژنویولوید:

  • استفان  هیترینگتون
  • دانشگاه نیو ساوت ولز
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله ترجمه صرف نظر کردن از عقل ژنویولوید:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 14
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *