مقاله آموزش نظریه ذهن بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن دانش آموزان کم توان ذهنی

در پژوهش حاضر ویژگیهای روان سنجی تکالیف باور کاذب بر روی کودکان مورد بررسی قرار گرفت.اعتبار ابزارها با استفاده از دو شیوه بین نمره گذار۷۱و باز آزمایی‌ بررسی شد.علی رغم آنکه کودکان ن ش به لحاظ محدودیتهای ارتباطی جزء کودکان‌ سخت آزمون هستند،ولی میزان توافق دو آزمونگر در ارزیابی کودکان ناشنوای مطالعه‌ مقدماتی‌۸۱حاکی از بالا بودن میزان اعتبار بین نمره گذار تکالیف باور کاذب بود.این‌ میزان برای تکالیف تغییر مکان مصور،تغییر مکان،جعبه گول زننده و تغییر ظاهر به‌ ترتیب ۰/۶۸،۰/۴۸،و ۰/۲۷ بود. مقاله اثربخشی آموزش نظریه ذهن بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر در قالب فایل وردآماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

روش‌ جامعه،نمونه و روش نمونه گیری:

این پژوهش دارای دو جامعه آماری بود:جامعه آماری اول دانش آموزان ناشنوای‌ ۸۱-۶ ساله ساکن استان تهران بودند،از این جامعه آماری دو نوع نمونه انتخاب شدند: الف.نمونه اول شامل ۰۸ کودک ن ش بودند(این کودکان ناشنوا دارای والدین و خواهران و برادران شنوا بودند)که در چهار گروه سنی ۰۲ نفره با فواصل سنی یکسان‌ (سه سال)قرار داشتند که به صورت تصادفی از بین ۸۴۴ کودک ناشنوای ساکهن در شهر تهران انتخاب شدند(جدول ۱).به این منظور شهر تهران به سه منطقه جغرافیایی‌ شامل:شمال،مرکز و جنوب تقسیم شد.از بین دانش آموزان ناشنوای شاغل به تحصیل‌ در مدارس ابتدایی،راهنمایی و متوسطه ناشنوایان باغچه‌بان ساکن در مناطق فوق و با توجه به فراوانی جمعیت آنها،به ترتیب ۰۳%،۰۲%،و ۰۵%از شمال،مرکز و جنوب‌ تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند.۸۴ نفر از آزمودنیها پسر و ۲۳ نفر دختر بودند.ب:نمونه دوم شامل ۰۶ کودک ن ن بودند(والدین این کودکان ناشنوا بودند)که‌ در چهار گروه سنی با فواصل سنی سه سال قرار داشتند.حجم هریک از این گروهها ۵۱ نفر بود که به علت کمیاب بودن آنها از روش نمونه گیری تدریجی استفاده شد.در واقع‌ نمونه‌های این گروه همگی ناشنوای نسل دوم بودند.آنها از بین دانش آموزان ناشنوای‌ دارای والدین ناشنوای ساکن استان تهران انتخاب شدند.۵۳ نفر از آنها پسر و ۵۲ نفر دختر بودند(جدول ۱).آزمودنیهای هر سه گروه دارای هوش متوسط و بدون معلولیت‌ جانبی بودند.نمونه‌های ناشنوا دارای ناشنوای عمیق پیش زبانی بودند.

ذهن
ذهن

ابزار:

تکالیف باور کاذب رایج‌ترین مقیاس در ارزیابی توانایی در نظریه ذهن هستند(دنت، ۸۷۹۱).در این تکالیف با رجوع به بازنماییهای ذهنی فرد پیش گوییهای صحیحی درباره‌ رفتار او صورت می‌گیرد.تکالیف باور کاذب به بررسی این موضوع می‌پردازند که آیا فرد می‌تواند یک باور کاذب را به شخصیت مورد اشاره در استان گفته شده نسبت دهد؟ تکلیف باور کاذب در کارهای ویمر و پرنر(۳۸۹۱)،بارون-کوهن و همکاران(۵۸۹۱)، پترسون و سیگل(۵۹۹۱)و راسل و همکاران(۸۹۹۱)استفاده شده است.نکته اساسی‌ در این تکالیف آن است که،عملکرد صحیح در آن،مستلزم فهم این واقعیت است که فرد می‌تواند به چیزی علی رغم کاذب بودن آن اعتقاد داشته باشد.مجموعه آزمون‌۳۱باور کاذب مورد استفاده در این پژوهش شامل چهار تغییر مکان‌۴۱یا آزمون سالی- آن(بارون-کوهن و همکاران،۵۸۹۱)؛تکلیف تغییر ظاهر۵۱(لیکام و پرنر،۱۹۹۱؛ پترسون و سیگل،۹۸۹۱)؛تکلیف جعبه گول زننده‌۶۱یا آزمون اسمارتیس(پرنر،فریث‌ ،لزلی و لیکام،۹۸۹۱)و تکلیف تغییر مکان با استفاده از فیلم صامت بود.تکلیف چهارم‌ در واقع همان آزمون تغییر مکان بود که برای کاهش وابستگی آن به زبان،با استفاده از یک فیلم صامت یک دقیقه‌ای که بانقش بازی دو پسر و دختر تهیه شده بود،اجرا شد.

روش اجرا:

آزمونها در یک اتاق مستقل و به صورت انفرادی اجرا شدند.برای آنکه کودک‌ حضور فردی را که تا به حال ندیده است،راحت تر بپذیرد،در هنگام آزمونگری مشاور یا سرپرست آموزشی مدرسه و یا یکی از والدین نیز حضور داشتند.مناسب بودن شرایط نور،حرارت و نویز محیط مورد توجه قرار گرفت.اجرا در سه مرحله صورت گرفت:ابتدا عمیق بودن ناشنوایی دو طرفه آزمودنیهای ناشنوا براساس نتایج شنوایی‌شناسی مندرج‌ در پرونده تحصیلی تأیید شد و سپس هوش کودکان ناشنوا با استفاده از نسخه استاندارد ماتریسهای پیش رونده(ریون،۰۹۹۱)مورد ارزیابی قرار گرفت.آزمودنیهای ناشنوا همهء توضیحات را با استفاده همزمان از گفتار و اشاره دریافت کردند.صرفا کودکان دارای‌ هوش متوسط وارد مرحله سوم شدند.در این مرحله توانایی آزمودنیها در نظریه ذهن با استفاده از تکالیف باور کاذب که قبلا توضیح داده شد،مورد بررسی قرار گرفت.برای‌ اطمینان از آنکه کودک سناریوی تکلیف را درست دریافت کرده است یا خیر،هر تکلیف‌ دو با عرضه شد.در پایان بار اول از کودک خواسته شد تا به مانند آزمونگر تکلیف را با استفاده از ابراز مربوط تکرار کند.اگر کودک این کار را صحیح انجام می‌داد،تکلیف‌ مجددا توسط آزمونگر عرضه و سؤالات مطرح می‌شد،در غیر این صورت تکلیف یک بار

کودکان استثنایی :

تالیف کتب متعدد آموزشی،برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت و بلند مدت آموزشی،آموزش‌ مترجمی و تهیه الفبای نوشتاری برای زبان اشاره از جمله فعالیتهای است که برای‌ آموزشی عموما خود ناشنوا هستند و به همین لحاظ تسلط بیشتری در برقراری ارتباط با این کودکان و آموزش آنها دارند.در ایران سازمان آموزش و پرورش استثنایی که‌ متولی اصلی آموزش ناشنوایان است،نه تنها زبان اشاره را خصوصا در مراحل‌ پیش دبستانی آموزش نمی‌دهد،بلکه معلمان مراکز پیش دبستانی ناشنوایان،استفاده آن‌ را توسط کودکان ناشنوای عمیق،حتی آنهایی که دارای والدین ناشنوا هستند،منع‌ می‌کنند.این موضوع علی رغم پذیرش روش ارتباط کلی،روش رسمی آموزش ناشنوایان‌ در کشور است.روشی که زبان اشاره همراه با به کارگیری الفبای دستی و گفتار نشانه‌دار در کنار سایر روشهای ارتباطی مانند گفتار خوانی و استفاده بهینه از باقی مانده شنوایی‌ تقویت شده از اجزای لاینفک آن هستند.علاوه بر آن مراکز تربیت معلم ناشنوایان نیز برنامه مدونی برای آموزش زبان اشاره به دانشجو معلمان خود ندارند.اما کودکان ناشنوا که نیاز طبیعی به برقراری ارتباط با اشاره را در خود دارند،این زبان را تا حدی از کودکان بزرگ‌تر و خصوصا از کودکانی که به واسطه داشتن والدین ناشنوا در این زمینه‌ تسلط بیشتری دارند،می‌آموزند و باهم با اشاراتی که از هم فرا گرفته‌اند،ارتباط برقرار می‌کنند.این موضوع در زنگهای تفریح،اوقات قبل از شروع درس و هنگام تعطیل شدن‌ مدارس قابل مشاهده است.به تدریج در کلاسهای بالاتر معلمان نیز متوجه این موضوع‌ می‌شون که باید از اشاره برای تفهیم دروس خود بهره گیرند.آنها نیز سعی می‌کنند به‌ صورت غیر رسمی تا حدی این زبان را فراگیرند،معلمان آنها در این راه،دانش آموزان و معلمان قدیمی‌تر هستند.البته باید به این موضوع توجه داشت که دشواری یادگیری‌ زبان اشاره،کمتر از یادگیری زبان دوم نیست و یادگیری آن در حد تسلط،نیازمند داشتن مربی‌ای مسلط به زبان اشاره و تمرین و به کارگیری دائمی آن است.بنابراین، هم اکثریت کودکان ناشنوا و هم معلمان علاقمند،به جز در حد رفع نیازهای اولیه با اشاره،به این زبان تسلط پیدا نمی‌کنند.

یافته‌ها:

نتایج نشان دادند که کودکان شنوای فارسی زبان ایرانی از چهار سالگی شروع به‌ پاسخ گوی به تکلیف باور کاذب می‌کنند.میانگین سن رسیدن به نظریه ذهن در بین‌ کودکان شنوا۰؛۵ بود.در این سن به ترتیب،۳۶/۳%؛۵۵%؛۱۵/۷%و ۵۵%کودکان‌ شنوا به تکالیف جعبه گول زننده،تغییر مکان،تغییر ظاهر و فیلم پاسخ درست دادند.کودکان شنوای ۳ الی ۴ ساله(۳؛۰- SD ،۵؛۳- M )با کسب نمره میانگین ۰/۳۱ که‌ حاصل پاسخ گویی فقط دو کودک به تکلیف جعبه گول زننده بود،کمترین نمره میانگین‌ و کودکان گروه سنی ۷ الی ۸ سال(۴؛۰- SD ،۴؛۷- M )با کسب چهار نمره،بیشترین‌ نمره میانگین را داشتند(جدول ۲).همان‌گونه که در جدول ۳ ملاحظه می‌شود،نتایج‌ تحلیل واریانس یک راهه حاکی از معنی دار بودن تفاوت نمرات در گروههای سنی ۳ الی‌ ۷ سال است‌[۰/۱۰> P ،۰۵٫۲۲-(۶۵،۳) F ].

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله آموزش نظریه ذهن بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن دانش آموزان کم توان ذهنی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 78
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *