مقاله خلاصه های کتاب لمعه

سکونی از امام صادق ع نقل کرده است که : “پیامبر ص کسی که متهم به قتل بود، شش روز زندانی می کرد، پس اگر صاحبان خون بینه آوردند [بر طبق بینه حکم می کرد] و گرنه متهم را آزاد می نمود.”مقاله خلاصه های کتاب لمعه در قالب فایل ورد آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

قصاص عضو:

موجب قصاص عضو آن است که شخص از روی قصد و عمد عضوی را از بین ببرد، خواه این کار را با وسیله ای که معمولا عضو را تلف می کند، انجام دهد، یا بدون آن.شروط قصاص عضو همان شروط قصاص نفس است، و علاوه بر آن باید [عضو قصاص شده با عضوی که بواسطۀ آن قصاص می شود] در سلامت و عدم سلامت یکسان باشند ۲۹۹٫ بنابراین، دست سالم بواسطه قطع دست شل، بریده نمی شود، اگرچه جانی آن را در اختیار قرار دهد؛ [زیرا بذل و بخشش او مجوز بریدن چیزی که شارع اذن به آن نداده، نمی شود.] اما دست شل بواسطه قطع دست صحیح، بریده می شود، [ زیرا کمتر از حق کسی است که بر او جنایت وارد شده است.] مگر آنکه از سرایت [و منجر شدن به کشته شدن او] بترسیم، که در این صورت دیه ثابت می شود.دست راست، بواسطۀ قطع دست راست، بریده می شود، و اگر دست راست جانی بریده شود، دست چپ او را قطع می کنند؛ و اگر دست چپ هم نداشته باشد، بنابر روایت، پای او را قطع می کنند.

قصاص در زخمها و جراحات زیر ثابت می شود:

۱- حارصه [و آن زخمی است که پوست سر را می شکافد.]

۲- باضعه [و آن زخمی است که در گوشت سر فرو رفته است.]

۳- سمحاق [و آن زخمی است که از پوست سرگذشته و به پوست نازکی که روی استخوان سر است، رسیده است.]

۴- موضعه [و آن زخمی است که به استخوان رسیده و سفیدی استخوان را نمایان کرده است.]

در قصاص این زخم ها که بر سر و صورت وارد شده، طول و عرض آن رعایت می شود، اما عمق آن معتبر نیست، بلکه همین اندازه کافی است که نام همان زخم که [جانی وارد آورده، بر زخمی که به قصاص بر جانی وارد می شود] صدق کند.قصاص بر هاشمه[= زخمی که باعث شکستن استخوان می شود] و منقله[زخمی استخوان را جا به جا می کند] و در مورد شکستن استخوانها ثابت نمی شود، زیرا شخص را در معرض هلاکت قرار می دهد؟کسی که بر او جنایت وارد شده می تواند پیش از بهبودی جراحت، جانی را قصاص کند، اگر چه صبر کردن [تا زمان بهبودی] بهتر است.قصاص تنها به وسیله آهن اجرا می شود ۳۰۰، به این صورت که جراحت وارد شده را اندازه می گیرند، و دو طرف آن را [در عضو جانی] علامت گذاری می کنند، و سپس از یک طرف به طرف دیگر آن را می شکافند، [و اگر بیش از آن بشکافد، در صورت عمد قصاص می شود، و در صورت خطا، دیه ثابت می شود.]قصاص عضو را [از زمانی که هوا سرد یا گرم] به زمانی که هوا معتدل است، به تاخیر می اندازند.قصاص در مورد چشم جاری می شود. و اگر جانی یک چشم داشته باشد(و کسی که بر او جنایت وارد شده دو چشم داشته باشد) آن چشم را در می آورند، اگرچه موجب نابینا شدن او می شود، و (بر قصاص کننده) ردی نیست. (یعنی لازم نیست  نیمی از دیه را به جانی رد کند.) و اگر فرض مساله عکس شود، به این صورت که کسی که چشمش سالم است، چشم کسی را که تنها یک چشم دارد، درآورد، یک چشم او را به قصاص در می آورند، و برخی گفته اند: علاوهه بر قصاص نیمی ار دیه را نیز از جانی می گیرد.اگر باعث شود که نور چشم او برود ولی به حدقه او آسیبی نرسد، برخی گفته اند: پنبه نمناکی بر پپلک های جانی می نهند و او  را در برابر آینه داغی که روبروی خورشید است قرار می دهند، (به این صورت که مجبورش می سازند چشم خود را بگشاید  و به آن نگاه کند) تا نور چشمش برود و حدقه آن باقی بماند.قصاص در مورد کندن مو، در صورتی که امکان همانندی با جنایت باشد، ثابت می شود.آلت تناسلی جوان بواسطه قطع آلت تناسلی پیرمرد بریده می شود، و آلت تناسلی کسی که ختانه شده بواسطه قطع آلت تناسلی کسی که ختانه نشده، بریده می شود.قصاص در مورد دو بیضه و یک بیضه ثابت می شود، مشروط بر آن که خوف از دست رفتن منفعت بیضه دیگر(با قطع یک بیضه) نباشد،(و در غیر این صورت دیه ثابت می شود.)گوش سالم بواسطه قطع گوش ناشنوا، بریده می شود. و نیز بینی سالم، بواسطه قطع بینی فاقد بویایی بریده می شود،(سوراخ چپ در برابر سوراخ چپ و سوراخ راست در برابر سوراخ راست.)دندان در برابر دندان(ممائل آن) کنده می شود. و اگر دندان کنده شده دوبار درآید، قصاصی نیست. و اگر دندان به طور معیوب درآید ارش(=ما به التفاوت میان دندان سالم و معیوب) ثابت می شود. در مورد دندان کودک، مدتی مهلت داده می شود، پس اگر دندان او دوباره در نیاید ارش ثابت می شود،(یعنی ما به التفات میان واجد دندان و فاقد دندان در زمانی که او فاقد دندان بوده است.) و اگر کودک پیش از ناامید شدن از روئیدن مجدد دندان بمیرد، ارش ثابت می شود.(در قصاص دندان مشابهت معتبر است. یعنی دندان قصاص شده باید از نوع دندانی که جانی کنده است باشد. و لذا) دندان سن در برابر دندان کرسی کنده نمی شود، و نیز دندان کرسی در برابر دندان سن کنده نمی شود. همچنین دندان اصلی در برابر دندان فرعی، و دندان فرعی در برابر دندان فرعی ای که جایش با آن متفاوت است، کنده نمی شود.هرگاه عضوی که قصاص در آن واجب است، مفقود باشد، حق قصاص به دیه منتقل می شود.اگر شخصی انگشت یک مرد و دست مرد دیگری را قطع کند، ار ابتدا انگشت رابریده باشد، نخست انگشت او را به قصاص می برند، و سپس دستش را قطع می کنند. و اگر ابتدا دست را بریده باشد، دستش بریده می شود، و چون محل قصاص انگشت از میان رفته، دیه انگشت را به کسی که انگشتش را بریده، می پردازد.

لمعه
لمعه

مورد دیه:

دیه اصالتا در خطا و شبه خطا ثابت می شود. خطا مانند آن که تیری به سوی حیوانی پرتاب کند، اما به انسان اصابت کند، یا آن که تیری به سوی زید پرتاب کند، امابه بکر اصابت کند. و شبه خطا مانند  آن که کسی را به قصد تادیب او بزند، ولی به مرگ او منجر شود. ملاک و ضابطه(برای تشخیص عمد، خطا و شبه عمد) بدین شرح است:عمد آن است که شخص نسبت به فعل و قصد تعمد داشته باشد، (بدین معنا که قصد می کند قتل شخصی معینی را. و آنجا که شخص نسبت به فعل تعمد دارد و آن فعل هم غالبا کشنده است، ولی قصد قتل ندارد، در حکم عمد است.)خطای محض آن است که شخص نه نسبت به فعل و نه نسبت به قصد تعمد نداشته باشد، (بدین معنا که نه تنها نمی خواست مقتول را بکشد، بلکه اساسا نمی خواست فعل را بر او واقع کند.)و شبیه به خطا آن است که نسبت به فعل تعمد داشته باشد، اما در قصد خطا کند.بنابراین، پزشک اگر معالجه اش موجب تلف شدن(جان یا عضو بیمار) شود، (جنایت شبه عمد محسوب می شود و) او از مال خود ضامن دیه خواهد بود، اگر چه احتیاط کرده و نهایت تلاش خود را به کار بسته و از بیمار خود اذن گرفته باشد. اما اگر بیمار ذمه او را بری کرده باشد، نزدیک تر به صواب آن است که ذمه او بری می شود.اگر شخص در حال خواب جنایتی وارد  آورد(خطای محض به شمار می رود و) در مال عاقله خود ضامن می شود. و برخی گفته اند: در مال خودش ضامن می باشد.کسی که باری را حمل می کند، اگر بار او به انسانی اصابت کند(و جنایتی بر او وارد شود) آن جنایت را درمال خود ضامن می باشد. و همچنین شوهری که با سختی و درشتی با همسر خود جماع کند یا او را در بغل بگیرد و باعث شود جنایتی بر او وارد شود، از مال خود ضامن آن می باشد، و نیز کسی که بر کودک یا دیوانه یا بیمار یا شخص سالم(به طور ناگهانی) در حال غفلت او فریاد برآورد،(و این فریاد جنایتی بر ایشان وارد آورد) از مال خود ضامن آن می باشد. و برخی گفته اند: دیه بر عهده عاقله اوست.

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله خلاصه های کتاب لمعه:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 11
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *