مقاله تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی

آموزش یک ابزار قدرتمند جهت غلبه بر نابرابریاست و ابزاری جهت توسعه انسانی ،افزایش سرعت تحول اجتماعی ، دستیابی به پیشرفت اقتصادی ، اطمینان از توزیع عادلانه امکانات است فرصت های آموزشی سنگ بنای استراتژی های غلبه بر محرومیت آموزشی است . قانون آموزش رایگان و اجباری کودکان و حق کودکان در زمینه آموزش رایگان در سال ۲۰۰۹ تدوین شد با این حال اجرای این قانون چالش برانگیز بوده و دارای مشکلاتی است که دلیل آن مسائل مالی و سیاسی و علاوه بر آن سلسله مراتب طبیعت جامع است. این مقاله به بررسی برخی از مسائل مربوط به حقوق صاحبان سهام در آموزش با تمرکز ویژه بر مشارکت مدرسه و یادگیری می پردازد .نابرابری در حال رشد در دسترسی به آموزش و مشارکت ریشه در پدر سالاری در هند و ساختار اجتماعی مبتنی بر طبقات اجتماعی در هند دارد . با وجود حفاظت های قانونی ( مقالات ۳۸، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۲۱A) و قدرت سیاسی اجتماعی و اقتصادی ( توانایی سیاسی اجتماعی و اقتصادی ) تفاوت هایی میان گروه های اجتماعی مختلف کماکان وجود دارد. فرصت ها و منابع عادلانه توزیع نمی شوند و دسترسی به فرصت ها و منابع توسط موقعیت افراد در جامعه بر اساس طبق و جنسیت تعیین می شود که خود منجر به اختلاف در آموزش علیرغم محافظت های قانونی می گردد. علیرغم حفاظت قانونی ( پامان قانونی ) این گروه در بسیاری از جنبه های زندگی مانند جنبه های اجتماعی و منطقه ایی با مشکلاتی مواجه هستند که ناشی از گسترش نابرابر امکانات آموزشی در سراسر جامعه و دولت است. مقاله تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی در قالب فایل ورد آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

مقدمه و خلاصه  مقاله تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی :

پیشینه های اقتصادی – اجتماعی کودکان بعنوان عوامل تعیین کننده دسترسی به مدرسه و آموزش به شمار می آیند که از نظر منابع و کیفیت متفاوت عمل می کنند . تعدادی مدارس فوق العاده مجهز وجود دارد که در شهرها هستند و مختص تخبگان است که ثبت نام در این مدارس رو به افزایش استاین مدارس نابرابری های اجتماعی و جنسیتیرا افزایش می دهند و فقط ۲۰% کودکانSC/ST در مدارس خصوصی ثبت نام کرده بودند که در مقطع ابتدایی جمعیتی ۱۴% را تشکیل می دادند که مربوط به سال های ۲۰۰۶- ۲۰۰۵ بودنداین عدم برابری (نابرابری) در زمینه نرخ ( میزان سواد) از SC وst برای دختران و پسران در شکل (۱) آورده شده است.بطور مشابه، فرزندان فقیر شهری شامل فرزندان مهاجران- زاغه نشینان و کارگران جنسی هستند که با مشکلات متعددی در مدرسه مواجه هستند. همانطور که گودینوا اشاره می کند: الگوی زندگی مردم فقیر یکسان باقی می ماند و این مسئله مشارکت آنان را در مدرسه تحت تاثیر قرار می دهد و صرفنظر از اینکه آنها در یک محیط شهری بهتر زندگی می کنند بسیاری از کودکان گروه محروم جهت حمایت از خانواده مجبور به کار بوده و در نتیجه فرصت استفاده از آموزش را از دست می دهند.عدم مراقبت والدین و توجه منفی آنان نه تنها بر آموزش اثر می گذارد بلکه بر سطح سلامتی تغذیه رشد جسمی عاطفی و رشد شناختی نیز تاثیر می گذارد . تعداد زیادی از کودکان هر چند موفق به ثبت نام در مدرسه می شوند اما موفق به حضور مداوم در مدرسه نمی شوند و در نتیجه آموزش ناقص و ناکافی دریافت می کنند . علیرغم وجود یک سیاست بازدارنده و مانع، بسیاری از کودکان نمرات تکراری می گیرند و بسیاری موفق به یادگیری مناسب نمی شوند و در نهایت آموزش و تحصیل را رها می کنند زیرا نگرش نا مناسب معلمان آنها را به این سمت می کشاند . این فرایند را می توان خود سکوت نامید . تحقیقات قبلی نشان داد که مدارس نابرابری های اجتماعی را زیاد کرده اند و عملکرد بسیار دولت در فراهم آوری آموزش با کیفیت برای کودکان اساسا وابسته به ماشین آلات است .سیاست های آموزش مستقل فرآهم آورنده فرصت های آموزشی یکسان به تمام بخش های جامعه و اقدامات مناسب است و این امر جهت کمک به سیستم آموزشی است ه رسیدن به هدف را تسهیل کند. همانطور که قبلا اشاره شد قانوناساسی هند بسیاری از محافظت ها را ( پادمان ها) برای گروه های اجتماعی محروم یعنی /     sc  st واقلیت های مذهبی در نظر گرفته است. مقررات مختلف ساخته شده در برنامه ۵ ساله مربوط به حصول اطمینان از فرصت های برابر آموزشی است که منعکس کننده و ترجمه ایی از اصل برابری و عدالت اجتماعی است . در احکام قانون اساسی تلاش گردیده که دولت به معرفی اقدامات سیاسی مختلف خود در آموزش و پرورش بپردازد از جمله مواردی مانند حمایت مثبت – مقررات رفاهی در قالب کمک هزینه تحصیلی – خوابگاه و غیره که هدفش st و  scبوده است.

سیاست ملی در آموزش و پرورش ( NPP ) 1986 پیشنهاد امکانات ضروری جهت دستیابی به دسترسی جهانی به آموزش با کیفیت را بیان کرده و بر آن تاکید وزیر و تاکید ویژه بر حسب نابرابری ها داشت همچنین به بهبود دستیابی کودکان محروم از یادگیری به آموزش تاکید کرد که آنان بتوانند همتراز با دیگران از آموزش یهره ببرند . دوره بعد از NPE بخصوص دهه ۱۹۹۰ شاهد طرح های بسیاری مانند برنامه آموزش ابتدایی منطقه ( DPEP  )و  SSAجهت کمک به پر کردن شکاف های اجتماعی و جنسیتی در آموزش ابتدایی هستیم.در اینجا بهبود و گسترش قابل توجه امکانات آموزشی حتی ثبت نام عقب ماندگان جهت آموزش بصورت قابل توجهی مد نظر قرار می گیرد . اخیرا ( در سالهای ۲۱۱۱- ۲۰۱۰ ) ۳۶/۱ میلیون مدارس ابتدایی وجود دارد با ۴/۱۹۳ میلیون کودک و ۲/۶ میلیون معلم . افتتاح مدارس تک معلم ( حدود ۸۶/۸% کل مدارس است که ۸/۱۱ درصد آن در سال ۲۱۱۱- ۲۰۱۰ مدارس ابتدایی بوده است و در مدارس روستایی تعدادی مدارس کوچک     ۸/۲۷% با ۵۰ نفر یا کمتر به ثبت نام پرداخته شده است و به ثبت نام ها اضافه شده است . در حدود ۶۱% مدارس ابتدایی صرفا از ۱۰۰ کودک ثبت نام کرده اند . علاوه بر این ناتوانی در جذب معلمان حساس که نسبت به دانش آموزان محروم حساس باشند و روشی متنوع در کلاس درس بکار گیرند چالش عمده ای بوده که باقی مانده  است .

تعداد زیاد از مدارس وجود دارند که دارای تعداد زیادی شبه معلم هستند و عاری  از امکانات عمومی مانند آب آشامیدنی و سرویس بهداشتی اند و در منازل گروه های محروم تاسیس شده و به تدریس در آنجا پرداخته می شود . سیاست استخدام شبه معلمان بر اساس یک قرارداد با یک حداقل دستمزد تدوین شد که خود به تشدید نابرابری دامن زد . شتاب جهت آموزش برای  همه از نظر سیاسی تغبیر به یک مسابقه اعداد شد بجای اینکه به عنوان تغییر نوعی سیستم آموزش و پرورش در نظر گرفته شود همانطور که در بر آوردهای اخیر نشان داده شد ثبت نام سطح اولیه از ST       و      SCکودکان در حدود ۲۰% ئ ۱۱% کل ثبت نام ها بوده و در سطوح اولیه بالا به ۱۸ و ۱۹% کاهش یافته است. علاوه بر این میزان ترک تحصیل میان قبایل ۳۴% و۵۸% در سطوح ابتدایی و اولیه بوده و شایسته است که به بررسی دسترسی و مشارکت رفتاری کودکان در زمینه های مختلف اجتماعی پرداخته شود که  مبتنی بر مطالعات تجربی در دو حالت Chhxxing   Npgah باشدمادها پراش و چتیسگر بطور مرسوم در میان اکثر ایالات عقب مانده آموزشی شاهد افزایش ثبت نام و افزایش امکانات آموزشی بوده اند همانطور که در داده های مربوط  به سالهای ۲۱۱۱- ۲۰۱۰ گفته شد تعداد کل مدارس ابتدایی در چتیسگر و np 423، ۵۱ و ۱۱۳، ۱۳۷ به ترتیب بوده است تخمین های اخیر نشان میدهد که در حالی که درصد ثبت نام sc در سطح ابتدایی نزدیک به ۱۵% قبت نام در چتیسگر بوده و ۱۷% در مادهاپراش بوده است نسبت ثبت نام st32% در چتیسگر و ۲۴% در مادهاپراش بوده است هر دو ایالت دارای جمعیت بالای قبت نام یعنی ۴۲% در np  و ۵۴% در چتیسگر بوده اند.ما در حال حاضر به بررسی وضعیت عدالت اجتماعی در دسترسی و مشارکت کودکان در سه خوشه واقع در ( چتیسگر ) ، ریوا و دیندوری پرداختیم این سه خوشه بمنظور ارائه یک زنجیره توسعه از زیر ساخت های عمومی و نرخ سواد ( میزان سواد) مورد بررسی قرار گرفتند . در حالی که راجناندگائون در کنار بزرگراه اصلی واقع شده است و دسترسی به امکانات بهتر و مختلف دارد ریوا یک خوشه داخلی روستایی بوده و عقب مانده است. خوشه سوم دیند وری است که دسترسی به آن دشوارست و ساکنان آن قبایل بائی گا هستند.

تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی
تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی

St و sc ها بود و زمینه های اججتماعی obc را شامل می شد. اختلاف در یادگیری ارتباط نزدیکی با امکانات تحصیلی و کیفیت عملکرد مدرسه داشت اکثر کودکان در راجناندگانن در مدارس خصوصی ثبت نام کرده بودند و در مناطقی بهتر از کودکان مدارس ریوا تحصیل می کردند. تعداد کمی از کودکان st  و  sc   و   obc در مدارس خصوصی ثبت نام کرده و نسبت به همتایان خود در مدارس دولتی و Egsعملکرد بهتری نشان دادند .تکرار قطع یک شاخص موفقیت یادگیری بود ( تکرار درجه ) در تمامی خوشه ها. اگرچه طبق سیاست های موجود در زمینه ارتقاء خودکار انتظار می رود که اطمینان حاصل شود که کودکان یک کلاس درس را چند بار نمی خوانند ( مردود نمی شوند) چون این امر منجر به از دست دادن انگیزه شان جهت یادگیری می شود هر چند بهبودهایی را در این زمینه می توان در راجناندگانن یافت که نرخ و میزان تکرار از ۱۱% به ۵% در طول  سالهای ۲۰۱۰- ۲۰۰۸ رسیده و در ریوا میزان آن از ۱۸% در سال ۲۰۰۸ به بالاتر از ۲۰% رسید و در دیندوری از ۲۰% در سال ۲۰۰۸ به ۱۵% در سال ۲۰۰۹ افزایش یافت- و سطح بالای تکرار یک نگرانی جدی به شمار میرود که منجر به عدم ثبت نام در مدرسه شده و خطر ترک تحصیل را افزایش می دهد. در مقطع ۷ بیش از ۶۰% دانش آموزان بطور متوسط یک یا چند سال در ریوا تکرار (مروری) داشته و در دیندوری این میزان به ۷۰% رسید. در ریوا بیش از ۲۵% کسانی که در کلاس هشتم بودند سنی بیش از ۱۶ سال داشتند و در دیندوری این امر به ۳۳% می رسید. غیبت مکرر- مردود شدن و نهایتا مشکلات منجر به ترک تحصیل از مدرسه و نهایتا خروج دائمی از سیستم آموزش و پرورش و عدم ادامه تحصیل می شد.

بدیهی است که زمینه های اجتماعی کودکان در هر سه خوشه تعیین کننده دسترسی آنان به آموزش و نوع مدارس می باشد وجود انواع مختلف مدارس و دسترسی هر چه بیشتر در واقع ایجاد کننده نابرابری بیشترست چرا که مدارس بطور قابل توجهی از نظر منابع فیزیکی و دانشگاهی متفاوتند و خود این مسئله سبب نا برابری در مشارکت و نابرابری در آموختن نتایج برای کودکان می شود بسیاری از کودکان گروه های محروم حتی پس از ۵ سال تحصیل از مزایای تحصیل بهره مند نمی شوند چون نیازهای آموزشی آنان بعلت توجه نا کافی به منابع فیزیکیو دانشگاهی رفع نگردیده است بنابراین نابرابری ها و نابرابری های اجتماعی در جامعه هند همچنان ادامه دارد و با نفوذ در تعامل متعدد مطرح گشته و چالشی توانمند برای حصول اطمینان از حقوق صاحبان سهام در آموزش و پرورش هم از نظر نتایج مشارکت و هم از نظر یادگیری محسوب می شوداین مسئله در مناطق آموزشی محروم مانند منطقه قبیله ایی دیندوری برجسته تر است و بیشتر بچشم می خورد ، چالش ، بنابراین حرکت از افزایش ثبت نام بسوی دستیابی به ورود با کیفیت بیشتر و ارائه فرصت های برابر آموزشی به همه کودکان صرفنظر از زمینه های اجتماعی آنان است . صرفا وارد کردن کودکان به آموزش کافی نیست بلکه آنان باید آموزش با کیفیت ببینند و فرصت های برابر یادگیری برای همه در زمینه چرخه تحصیل و حصول اطمینان از یادگیری مناسب و واقعی فراهم گردد و با چالش هایی که در نتیجه نیاز به یک احساس فوریتی احساس می شود برخورد کرد .

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله تفاوت های اجتماعی در آموزش ابتدایی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 22
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *