مقاله تصویر رمانتیک مبانی نظری،ماهیت و کارکرد

مشهور است که هنر عبارت است از آفرینش فرم، و آنچه هنر را از «ناهنر» متمایز می‌سازد فرم است، فرم آن روح زنده و پویایی اثر هنری است که حاصل پیوند زنده میان عناصر اثر است. تصویر اساسی‌ترین عنصر سازنده شکل شعر است. مجموعه تصویرها با همکاری هم شکل شعر را می‌سازند.تصویر در بافت شعر رمانتیک با ساختار شعر و دیگر تصویرها در محور عمودی پیوند محکمی‌دارد و چون جزء فعال و بنیادین شکل است، نمی‌توان آن را به طور مستقل و جدا از کلیت شکل تحلیل کرد. با تجزیه هر واحد در حقیقت یک عضو را از آن کل زنده بریده‌ایم، آن را از روح تهی کرده و از کار انداخته‌ایم. بلاغت سنتی تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه را از پیکره شعر جدا می‌کند و ارزش زیباشناسی مستقلی برای آن قائل است و با دیدی جزءنگر به تحلیل زیبایی‌های خرد و کوچک در تصویرها می‌پردازد. در شعر سنتی، دوگانگی صورت و معنی امکان تجزیه تصویر را به ما می‌دهد زیرا از دید کلاسیکها «اندیشه نثری» در لباس نظم درآمده، لذا تصویر جامه اندیشه است و جامه به تنهایی زیباست و می‌تواند مستقلا تحلیل و بررسی شود.مقاله تصویر رمانتیک مبانی نظری،ماهیت و کارکرد در قالب فایل ورد آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

دلالت ضمنی:

در تصویر رمانتیک دلالت ضمنی و اشاری بر دلالت صریح و مستقیم غلبه دارد. در شعر کلاسیک دلالت واژه صریح و شفاف است، ماه و کوه، حتی وقتی توصیف می‌شوند، یا در مقام مشبه‌به قرار دارند، همان ماه و کوه واقعی‌اند و بر مفهوم صریح خود متکی هستند. اما در تصویرپردازی رمانتیک، مفاهیم ضمنی و حاشیه‌ای و حتی رمزی واژه، مورد نظر است. برای ادراک تصویر رمانتیک ما باید خود را آماده دریافت پیوندها و ترکیباتی کنیم که قصد آنها اشاره به تجربه‌ای در درون تصویر و احساسی در ژرفای اشیاء است، باید ابعاد شئ را درک کنیم، نه اینکه به دنبال تماشای تابلوهایی از واقعیت قابل رؤیت و طبیعت مانوس باشیم. تصویر رمانتیک از آنجا که با احساس گره می‌خورد از معنی و مقصود جدا نیست، بلکه معنی همان احساسی است که از تصویر حاصل می‌شود. در واقع معنی در تصویر و تصویر در معنی آمیخته است. در نمونه‌های زیر تصویرها دلالت مستقیم ندارند، بلکه بطور ضمنی حامل یک احساس هستند:

* خانه‌ام ابری است / یکسره روی زمین ابری است با آن (نیما، ۱۳۶۸:ص ۶۲۰)

در متون رمانتیک، استعاره و رمز و تشبیه خیالی سهم بیشتری نسبت به تشبیهات حسی دارند، چرا که ابهام و دلالت ضمنی در این نوع تصویرها بیشتر است. اگر مقایسه‌ای میان سبک سروش اصفهانی (شاعر بازگشت) با شعر نادر نادرپور صورت دهیم میزان کاربرد زبان استعاری و ابهام تصویرها را در شعر نادرپور بسیار بالاتر از شعر نوکلاسیکهایی مانند سروش اصفهانی می‌یابیم.

 مکمل احساس و معنی است:

ارزش تصویر در شعر رمانتیک درونی است و نه جنبی و حاشیه‌ای؛ یعنی آنچه از تصویر انتظار می‌رود تأثیر و احساسی است که همراه آن است، بنابر این تصویر و احساس (صورت و معنی) همراه و متمم هم‌اند، به اصطلاح منطقی از مقوله اضافه‌اند، مانند مفهوم برادر که بدون وجود برادر دیگر قابل تصور نیست. احساس بدون تصویر وجود ندارد و تصویر بدون احساس مرده و بیروح است. مثلاً «ماه» در سبک کلاسیک، قرینه و مشابهی است برای یک شئ دیگر (معشوق یا صورت زیبا) دیدگاه دو گانه در بلاغت کلاسیک نقش ماه را کاملاً روشن می‌کند: ماه برای آرایش و توضیح هدف شاعر به کار می‌رود ولی ماه برای شاعر رمانتیک، قرینه و مشبه‌به برای مقصود نیست، بلکه ماه با احساس شاعر در آمیخته‌است. محمد حسین شهریار که تجربه‌های رمانتیک زیبایی در شعرش می‌توان یافت در غزل مشهورش(شهریار، ۱۳۷۳: ج۱ص ۲۰۳) از دو ماه یاد می‌کند یک ماه، استعاره از معشوق شاعر است و ماه دوم که همدرد و همدل شاعر و مخاطب اوست ماه آسمان است:

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی         آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم         که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی

هرشب از حسرت «ماهی» من و یک دامن اشک      تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند         امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

آیا می‌توان در این شعر احساس تنهایی، غمگینی، درد و دوری، را از ماه جدا کرد. تصویر ماه با عاطفه شاعر یکی شده. مثل حبابی که نمی‌توان آن را بدون هوا تصور کرد. احساس مثل سایه به تصویر پیوسته است و از آن جدا نمی‌شود. چنین تصویری از همه وظایف تصویر کلاسیک (شرح و توضیح و تزیین محتوا) فاصله می‌گیرد تا بطور حقیقی با تجربه شعری یگانه شود. در این شعر فروغ، تصویرها را با احساس یگانه می‌بینیم:

… در شب کوچک من دلهره ویرانی است

گوش کن، وزش ظلمت را می‌‌‌‌‌شنوی….

در شب اکنون چیزی می‌‌‌‌‌گذرد

ماه سرخ است و مشوش

و در این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها همچون انبوه عزاداران

لحظه باریدن را گویی منتظرند

باد ما را خواهد برد

(فرخزاد، ۱۳۶۸:ص ۲۹۱-۲۹۲)

شب کوچک و پر دلهره فروغ، حاصل تجربه شخصی اوست؛ هر لحظه بیم فرو ریختن بامی‌است که زیر پای شاعر است، ابرها عزا دارند و در انتظار باران گریه. اگر این حالات را از شب و ماه و بام و ابر جدا کنیم می‌‌‌‌‌ماند «شبی کوچک، باد می‌‌‌‌‌وزد، ماه سرخ است، ابرها منتظر باران». قدرت تصویرها در این شعر ناشی از تعبیر روحی شاعر است نه از سرشت طبیعی شب و باد و ماه و ابر. این امور در اینجا مشبه‌ٌبه یا مستعارمنه نیستند که حالات و صفات آنها را به شاعر نسبت دهند و مقصود را بزرگ کنند. ایماژهای شب، باد و برگ و ماه و ابر با روحیات فروغ ممزوج شده‌اند، احساس و تصویر مکمل هم و مضاف با هم‌اند بگونه‌ای که نمی‌توان مثلاً مشبه و مشبهٌ‌به یا رکنهای استعاره را جدا تجزیه و تحلیل کرد.

تصاویر رمانتیک
تصاویر رمانتیک

 رمانتیسم و قطب استعاری زبان:

رمانتیک‌ها استعاره را بیش از تشبیه می‌‌‌‌‌پسندند چرا که استعاره، امکان تصرف خیالی در شئ را بسیار بیشتر از تشبیه فراهم می‌‌‌‌‌آورد. در کار رمانتیکها تشبیه‌های حسی به حسی معمولا اندک است. تشبیه حسی میان دو واقعیت ارتباط برقرار می‌کند، اما شاعر رمانتیک میان واقعیت و احساس شناور است، کار او توصیف روابط سطحی و حسی میان اشیا نیست، بلکه او شئ را با وجدان و عاطفه شخصی خود تعبیر می‌‌‌‌‌کند. تشبیه خیالی و عقلی در میان انواع تشبیه، امکان تصرف تخیلی بیشتری در اشیاء فراهم می‌کند و شئ را از دنیای واقعیت به عالم خیال و عقل می‌راند. رمانتیکها از این صناعت استفاده بیشتری برده‌اند. فریدون توللی از تشبیه‌های عقلی و خیالی برای ساختن تصویرهای گنگ و سایه دار بسیار استفاده می‌‌‌‌‌کند. در شعرهای رمانتیک فروغ فرخزاد بسامد تشبیهات حسی به عقلی بسیار بالا می‌رود، این نوع تشبیه‌ها و استعاره‌ها به سبک فروغ ابهام لذت بخش و شیرینی می‌‌‌‌‌دهد:

– من مثل سکوت های میان کلام های محبت عریانم

– او مثل یک سرود خوش عامیانه است، سرشار از خشونت و عریانی

– آن دو دست، دو سرزنش تلخم

– معشوق من با آن تن برهنه بی شرم بر ساق های نیرومندش چون مرگ ایستاد.

استعاره نیز از آرایه‌های دلخواه سبک رمانتیک است. هنر انقلاب کالریج و رمانتیک، محو مرزهای میان انسان و طبیعت، برداشتن مرز میان اندیشه و شئ و محو مرز زبان و جهان واقعی بود. استعاره، ظرفیت بالایی برای شکستن این مرزها دارد از این رو حرکت به سمت استعاره آغاز شد، به ویژه فراوانی استعاره مکنیه و شخصیت‌بخشی در کار رمانتیکها بسیار بالا است، زیرا صناعت تشخیص به سهولت زمینه را برای انتقال شخصیت و احساس شاعر در شئ فراهم می‌سازد. مرز میان انسان و اشیا را از بین می‌برد راه اتحاد میان انسان و شئ در استعاره هموارتر از تشبیه است. تصویر رمانتیک، محصول لذتی ناشناخته و احساسی رؤیارنگ است. بنابراین ابهام، خصلت ذاتی زبان و تصویر، رمانتیک است. استعاره و تشیبه در ادبیات رمانتیکی «گل و بته دوزی تفننی بر امور واقع نیست، استعاره راهی است برای تجربه کردن آن امور واقع، راهی برای اندیشیدن و زندگی، نمایش خیالی حقیقت» (هاوکس،۱۳۷۷:ص ۶۳). استعاره در رمانتیک به تعبیر کالریج، «فرایندی است که در آن کلمات از درون خود، واقعیتی را می‌‌‌‌‌سازند و این واقعیت را بر جهانی که در آن زیست می‌‌‌‌‌کنیم تحمیل می‌‌‌‌‌کنند » (همان:ص ۷۴).رومن یاکوبسون (۱۸۹۶-۱۹۸۲) برای زبان دو قطب استعاری و مجازی قائل شد،. در حرکت استعاری، عناصر زبان بر اساس رابطه شباهت جانشین هم می‌شوند و در حرکت مجازی جانشینی براساس رابطه مجاورت صورت می‌گیرد. نوع اول به آفرینش استعاره می‌انجامد که بافت شعر بر اساس آن نهاده شده و نوع دوم به آفرینش مجاز مرسل که با بافتهای نثری و بویژه داستان واقعگرا تناسب بیشتری دارد (Jakobson, 1989:pp. 57-61 ). روش استعاری بر ادبیات رمانتیسم و سمبولیسم غلبه دارد و روش مجازی بر رئالیسم. پیوندهای مجازی میان ماهیات برون زبانی(extra linguistic)  صورت می‌گیرد. این ارتباط میان اشیاء واقعی است و به هیچ روی تصادفی و خیالی نیست. بنا براین قطب مجازی اساسا فرایند مصداقی (referential) زبان است که در برونه زبان قرار می گیرد. در حالیکه قطب استعاری، فرایندی معنا شناختی و  نتیجتاً درون زبانی (intralinguistic) است.

 تاثیر در احساس:

بر خلاف آنچه در شعر مدحی و سنتی فارسی دیدیم، شاعر رمانتیک تصویر را به قصد شرح اندیشه و آرایش پیام خود به کار نمی‌‌‌‌‌گیرد، او در اشیاء حالات درونی خود را می‌بیند، رنج و اندوه خویش را بر دوش اشیاء می‌‌‌‌‌نهد، تا آنها را تابع خود و همدل و همزبان خویش کند. شاعر می‌‌‌‌‌خواهد در تصویر همان حالتی را به خواننده نشان دهد که خود عیناً تجربه کرده است، لذا می‌‌‌‌‌کوشد شعر را از حالت توضیحی و خطابی خشک، رهایی بخشد و آن را از شکل یک رسانه پیام خارج سازد زیرا از نظر شاعر رمانتیک وظیفه شعر عبارت است از تاثیرگذاری در مخاطب، نه رساندن پیام و تقریر و توضیح و آرایش اندیشه (الیافی، ۱۹۸۳: ص۱۰۰). برای روشنتر شدن این موضوع، تصویر شب از یک شاعر سنتی (فرخی سیستانی) را با تصویر شب در شعر شاعر رمانتیک معاصر مقایسه می‌‌‌‌‌کنیم،

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله تصویر رمانتیک مبانی نظری،ماهیت و کارکرد:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 29
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *