تحقیق پهلوانان و خاندان ها رشته ادبیات

فرق این سرنوشت‎پذیری ایرانی و نبرد با سرنوشت و سرنوشت‎ستیزی در ادبیات یونان را می‎توان زائیده دو بینش و دو موقعیت عمومی متفاوت دانست. پذیرش این نظام ایرانی از سوی نظریه‎پردازان آن سبب شده است که مفهوم اهورایی دین در مفهوم اهورایی حکومت عجین شود. و خدا ‎- شاه یک مفهوم واحد دینی ‎- سیاسی پدید آورد. و همبستگی قدرت حکومتی را با قدرت آیینی به تنظیم زندگی و ذهن ایرانی باستان سرایت دهد.این تحقیق پهلونان و خاندان ها را مورد بررسی و تحقیق قرار میدهد,تحقیق پهلوانان و خاندان ها رشته ادبیات  در قالب فایل ورد میباشد.

تحقیق پهلوانان و خاندان ها را در فیلم زیر مشاهده نمایید:

سرنوشت و نظم عمومی:

به هر حال سرنوشت پهلوان همواره در سرنوشت عمومی تعبیر می‎شود. کنش او تابع ضرورتهای نظام اوست. از این بابت پهلوان اساساً یک پیرو است. نظم ایران و جهان را خردمندانه و ضرور می‎داند. و تنها هنگامی از آن فاصله می‎گیرد که آن را از خرد و ضرورت دور دیده باشد. فاصله‎گیری او نیز از خود نظام نیست؛ بلکه از نمایندگان و فرمانروایان نظام است. به همین سبب به فرمان اسفندیار و گشتاسپ تن درنمی‎دهد. زیرا تباهی نهاد پهلوانی و مرگ آزادگی که آن دو طلب کرده‎اند، ‌هم از خرد پهلوانی به دور است، و هم از ضرورتی که پهلوان در نظام ذهنی و بینش ایرانی اندیشیده است. بیرون از چنین مشکلی، تابعیت او از نظم اندیشیده قطعی است. به جای او اندیشه شده است. و او این اندیشیده شدن را پذیرفته است. این نظم محافظه‎کارانه با هرگونه نوآیینی مغایر است. هر که بر این نظم بشورد، یا از مدار آن پای برون نهد، پرآشوب و بدخواه است. هرکس بر این نظم بشورد، آن را باور نداشته است، بلکه خود را باور داشته است. باور به خود به معنی همه چیز را برای خود خواستن است. و این، با منش و باور حاکم بر تمامیت اشیاء و اعیان حماسه همخوان نیست. همه چیز برای نظم موجود است. زندگی و مرگ پهلوان در این موقعیت ‎- جهان عمومی معنا و مفهوم دارد. و در نظر او، این که نقصی یا اشکالی، یا بخت بد و روزگار و سپهر و آسمان و ‎… در کار هست، گویی به این نظم ارتباطی ندارد. بلکه به این مربوط است که سامان همه امور تنها در جهان مینوی می‎تواند برقرار شود، و نه در نظم این جهانی. تردید نسبت به این نظم تردید نسبت به نظم جهانی است. پس باید آن را پذیرا بود. رازش پیش دیگری و جای دیگری است. و در راز بر روی ما بسته است. بدین ترتیب بینشی که در اجزاء خود مردمی و فعال است، در ترکیب کلی خود محافظه‎کارانه و اشرافی است. چنین بینشی در پی نظمی تازه نیست، و اگر از نظمی ناخشنود باشد، نمونه نیک و سالم آن را در گذشته می‎جوید.از سویی پهلوانان با این خرد کاربردی، در پی سردرآوردن از همه چیز جهان نیست. او در همین جا می‎ایستد که می‎داند رازی هست. همین که دانست به وجود راز اعتماد می‎کند. و فرجام خویش را با رضایت به رویدادی می‎سپرد که بر کل واقعیت زندگی و جهان استوار است. و در آن نیز می‎کوشد.خرد پهلوان همواره به کار تشخیص کارکرد خویش می‎آید. تشخیص کار خویش تشخیص کار ایران است. و تشخیص کار ایران تشخیص کار جهان است. و این مفهوم همان تقدیری است که بر حماسه حاکم است. پهلوانان با این تقدیر همراه و همساز است. تقدیر ایران‎زمین تقدیر اوست. او می‎میرد اما ایران می‎ماند. پس منش فردی او تابع اخلاق حماسی ایران زمین است. شکل و چگونگی منش پهلوان از طریق کاری که باید انجام دهد،‌کامل و نمودار می‎شود. بینش او معنی کار اوست. به همین سبب پهلوانان از یک سو در بسیاری از ویژگیهای منش خویش مشترکند؛ و از بابتی با هم تفاوت دارند. تنها پهلوانانی از این سهم تفاوت برخوردارند که در رویدادی متفاوت نیز گرفتار می‎آیند. رویدادهایی نیز که اینان در آن گرفتار می‎شوند، نسبت به کل رویدادها، در حکم استثناست. نه ماجرای رستم و اسفندیار، یک ماجرای همگانی و نمونه‎وار در حماسه است. و نه ماجرای رستم و سهراب. و این امر زاییده موقعیت ویژه‎ای است که ذهن قومی برای جهان پهلوان خود  اندیشیده است. و او را به عنوان برآیند نهاد پهلوانی، گاه در برابر نظم موجود قرار داده است. راز منش دوگانه رستم نیز در همین است. منشی که گاه محافظه‎کار و پیرو است، و گاه نیز از آنچه برایش اندیشیده‎اند سر بازمی‎زند، و خشمگین می‎شود. اما در هر حال روان‎شناسی او ساده است. مشخصاتش به سادگی بروز می‎کند. در برابر هر حادثه یا مسأله‎ای موضع می‎گیرد. و سرانجام تعبیر اخلاقی واحدی را از انسان و جهان ارائه می‎دهد.تصوری که پهلوان از نظام جهان دارد، به این پرداخت اندیشگی موکول است که ذات جهان را ذات بد نمی‎شمارد. و اگرچه سپهر و روزگار و بخت و ‎… با او از در ناسازگاری درآیند، باز ذات جهان، ذاتی اهورایی و نیک است. پس پذیرش سرنوشت، و تسلیم به آن، در نهایت یا در تحلیل نهایی تسلیم به ذات نیک جهان است، که اگر در این بخش گیتیانه خود نتوانسته به نیکی و داد فرجام یابد، در جهان مینوی پاداش نیک خود را می‎گستراند. پس تقدیر و سرنوشت در چنین بینشی، با همه دردناکی و عذاب خود، دشمنانه نیست. از همین روی نیز شاعر در حماسه خود، غالباً میان داد و بیداد، هنر و بی‎هنری گرفتار است.

پهلوانان
پهلوانان

اما در اساطیر و ادبیات یونان باستان، برخورد با تقدیر صورت و ماهیتی دیگر دارد. در آثار هومر دین چندان دینی نیست. فرق خدایان با انسان این است که خدایان دارای عمر جاوید و نبردهای فوق بشری هستند؛ اما از نظر اخلاق جای هیچگونه تعریف و تمجیدی ندارند. مشکل می‎توان پذیرف که این خدایان و دل بندگان خود چندان ترس و تعبدی پدید آورده باشند. در بعضی از فصلهای آثار هومر، گویا فصلهای آخر، از خدایان با نوعی بی‎اعتقادی سخن می‎رود. احساس دین واقعی و اصیلی که در آثار هومر می‏توان یافت، بیش از آن که به خدایان المپ مربوط باشد، مربوط به چیزهایی است که بیشتر جنبه وهم دارد. مانند سرنوشت و جبر و تقدیر، که حتی زئوس نیز اسیر آنهاست.مفهوم سرنوشت پهلوانان در تمام فلسفه یونان تأثیر کرده است،‌ و شاید یکی از مبادی اعتقادی که بعدها علم به قانون طبیعی پیدا کرد، همین سرنوشت باشد. خدایان آثار هومر، خدایان اشراف فاتحند، نه خدایان مردمی که برای فراوان ساختن محصول زمین‎شان دست به اجرای مراسم دینی می‎زدند ‎…خدایان غالب ملتها مدعی هستند که جهان را خلق کرده‎اند؛ خدایان المپ چنین ادعایی ندارند؛ بیشترین کاری که کرده‎اند این است که جهان را به تصرف خود درآورده‎اند. و تازه پس از تصرف این جهان مگر چه می‎کنند؟ آیا به کار دولت می‎رسند؟ زراعت را رونق می‎بخشند؟ دست به تجارت و صنعت می‎زنند؟ هرگز. چه لزومی دارد به کار شرافتمندانه بپردازند؟ برای آنها آسان‎تر است که هزینه‎های زندگیشان را با گرفتن باج و خراج تأمین کنند. و مردمی را که از پرداختن به خراج سر بپیچند به ضرب برق و رعد درهم بکوبند. خدایان المپ خانهای فاتحند. دزدان دریایی‎اند، که بر تخت سلطنت نشسته‎اند. می‎جنگند، مهمانی می‎دهند، بازی می‎کنند. چنگ می‎نوازند. شراب بسیار می‎نوشند. به آ‌هنگ لنگی که خدمتگزار ایشان است قهقهه رعدآسا می‎زنند. هرگز نمی‎ترسند، مگر از پادشاه خودشان. هرگز دروغ نمی‎گویند مگر در عشق و در جنگ. قهرمانان بشری هومر نیز بر همین موانلد و رفتارشان چندان پسندیده نیست.در برابر چنین خدایانی است که یونانیان با هنر درخشان خویش بر اندوه نومیدی خود پیروز شدند. آنها از درد و رنج خود منظره ‌درام را به وجود آوردند، و دریافتند که سازگار شدن زندگی با جهان یک پدیده زیبایی و یک موضوع هنری و ابداعی است. کمال مطلوب در پیروزی هنر بر وحشت است. بدبینی نشانه انحطاط و خوش‎بینی علامت برتری است. خوش‎بینی غم‏‎انگیز، حال آن مرد توانایی است که در جستجوی خطر و شدت است، گرچه به قیمت درد و رنج باشد. چنین کسی از دریافتن اینکه پیکار قانون زندگی است خوشحال است.

فهرست مطالب تحقیق پهلوانان و خاندان ها رشته ادبیات :

  • مقدمه
  • پهلوانان و خاندان ها
  • نهاد پهلوانی و پهلوانان
  • پهلوانان و زندگی عمومی
  • دوستی و دشمنی
  • عشق و مرگ
  • سرنوشت و نظم عمومی
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق پهلوانان و خاندان ها رشته ادبیات:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
100,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید
تعداد صفحه: 35
قالب: فایل word

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *