تحقیق بررسی پرندگان در منطق الطیر

منطق الطیر با ستایش آفریننده ی  جان بلند پرواز آسمانی آغاز می شود، و از سر ستایش و شگفتی، آفرین می گوید بر آن که آسمان را در زبر دستی، در برابر زمین به غایت پست برافراشته و چونان خیمه ای بی ستونش بر زمین استوار ساخته ، سپس مرغ جان آدمی را آفریده که چونان پرنده ای سبکبال و بلند اوج بر فراز گنبد سپهرین هستی در طیران و پرواز است.از دیدگاه منطق الطیر، جان آدمی آشیانه و فرازگاه هزاران مرغ آشنا و ناشناس است که از عالم علوی  بر آن فرود آمده، چند صباحی آنجا را مقامگاه خویش ساخته، تا پس از لختی آسودن و دانه چیدن، و نفسی تازه کردن، دوباره از آن قفس تنگ به پرواز درآیند و اوج گیرند، و آفاق رفیع وجود را یکی از پی دیگری به زیر پرو بال کشند و آنگاه، به آشیان نخستین خود، در ملکوت اعلا باز گردند.تحقیق بررسی پرندگان در منطق الطیر در قالب فایل ورد آماده ی ویرایش و پیرینت می باشد.

مقدمه ی تحقیق بررسی پرندگان در منطق الطیر:

این پرندگان آشیان گزیده در گلشن جان آدمی، از همه دست و همه گونه اند و هرکدام قدرت پرواز معینی دارند،صعود را تا ارتفاع معینی تاب می آورند، اوجشان سقفی دارد  و  پروازشان دارای بردی ویژه است، و وقتی خوب  در  رفتار و کردارشان دقیق می شویم، ملاحظه می کنیم، که هر کدام از این پرندگان نماینده و نماد روحیه ای خاص و منشی ویژه  از روحیات و منش های گوناگون نهفته در جان آدمی هستند.در آغاز داستان، برخی از مهم ترین این پرندگان معرفی می شوند و شرحی مختصر در باره مهم ترین جنبه های شخصیت جذاب و رنگارنگشان داده می شود تا خواننده با این مرغان پران در صحن جان آدمی آشنایی مختصر و  موجزی پیدا کند.هدهد هادی مقام، رهبر مرغان و رهنمای  دیگران است. او به دلیل هم نشینی با سلیمان و هم کلامی با او، به مقام راز داری  سلیمان و صاحب اسراری او رسیده، به همین سبب مقامش والا تر و منزلتش  شامخ تر از سایر پرندگان است.

 

منطق الطیر
منطق الطیر

عندلیب مرغ باغ عشق است

طوطی طوبی نشین، حله پوش است و آتشین طوق. توان آن دارد که چون ابراهیم خلیل خویشتن از بند نمرود نفسانیات و شهوات برهاند و خوش در آتش نشیند.کبک خرامان کوه عرفان است. باز تیز چشم و تیز خشم و تیز پرواز است. دراج در آرزوی  عروج به معراج الست است. عندلیب مرغ باغ عشق است و در ناله  سرخوشانه از سوز و درد داغ عشق. طاوس بهشت  نشین  از بخت بد درگیر زخم مار هفت سر است و اغوای فریب کارانه این همنشین مکار از بهشت عدنش بیرون افکنده و تا مار نفس مکار و فریبکار خویش هلاک نگرداند، اجازت بازگشت به بهشت مینوی ندارد. تذرو دوربین است و چشمه  بینای دلش غرق بحر نور معرفت. قمری تنگدل در خون مانده، گرفتار سرگشتگی ماهی لغزان نفس است، و تا ماهی بدخواه نفس سرکوب و منکوب نکند، مونس یونس جان نگردد. فاخته طوق وفا بر گردن دارد و کمال وفای او ترک وجود است و گذشتن از جان. شاهین تیز پرواز  سر آن دارد که از دنیا و عقبی مغرورانه درگذرد تا  لایق دست ذوالقرنین غرور شود. مرغ زرین آتشین نهاد است و با سوزاندن خویش در آتش اشتیاق، قابلیت وقوف بر اسرار حق می یابد و نزل حق هر دمش پیش می آید.

مرغان سلطان اندیش

مجمع مرغان جان در جستجوی رهبری نظم بخشنده اند تا آن پراکندگان را متحد سازد و پروازشان را هماهنگ گرداند، و از مجموع  جان های  چندگانه آنان جانی یگانه، تیز پرواز و بلند اوج گرد آورد.مرغ معرفت- هدهد هادی صفت – آن تیز فهم و دانای اسرار که به روشنی بر رازهای نهان جان آگاه است، به مرغان سلطان اندیش بشارت می دهد که نیازی به جستجو نیست، زیرا  رهبر یگانگی بخش آنان- سیمرغ بلنداوج- در جایگاه رفیع و دور دستش، واقع بر فراز قاف جان، در حریم عزت آرمیده است و آشیانش مستور در صد هزار پرده است و مقدم بر نور و ظلمت.هدهد شعله اشتیاق سفر به سوی سیمرغ را در جان آن مرغان اوج اندیش برمی افروزد، و در عین حال، به آنان هشدار می دهد که راه رسیدن به قاف جان و درک محضر سیمرغ آرمانی ،بسیار دشوار و پر خطر است،و آنان را از خطرات مرگبار این راه سخت گذر و دشوار آگاه می کند.جایگاه این سیمرغ یگانگی بخش که مظهر کمال مطلق جان بلند پرواز است، آن چنان رفیع است که حتی فهم طایر نیز بدان راه ندارد، و علم و خرد، هر چقدر هم بلند پرواز باشند، به آستان او نمی رسند. صد هزاران خلق سودا زده ی  او هستند، اما افسوس که بضاعت و سرمایه ی ادراک او ندارند.

خنده  گل نه در بلبل که بر بلبل است

عذر بلبل بیدل  گرفتاری در عشق سوزان گل است. او چنان مستغرق در عشق گل زیبای خویش است که طاقت تحمل رنج های راه  دراز و پرواز جان فشانانه به سوی سیمرغ را ندارد. او پای بسته و وابسته  دلبر دیگری است و نمی تواند در حالی که مست عشق اوست، دل به سودای عشق دیگری بسپارد. او نمادی از اسارت در بند عشق های ناپایدار و بی دوام است. حسن گل چند روزی بیش نمی پاید، و انس و الفت او را وفا و بقایی نیست. خنده  گل نه در بلبل که بر بلبل است و گل  بر این عشق ناپایدار بی دوام  است که از سر تمسخر و فسوس می خندد، اما بلبل بیدل که توان درک ماهیت این خنده تمسخر آمیز را ندارد، همچنان به این عشق بی دوام دل خوش دارد و از ادامه سفر به سوی سیمرغ باز می ماند.

منابع:

  • برهان قاطع- تالیف محمد حسین خلف تبریزی به اهتمام دکتر محمد معین – چاپ تهران
  • منطق الطیر مقامات طیور شیخ فریدالدین عطار نیشابوری به اهتمام سید صادق گوهرین
  • آنندراج- تالیف محمد پادشاه زیر نظر محمد دبیر سیاقی- چاپ تهران
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق بررسی پرندگان در منطق الطیر:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 15
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *