تحقیق بررسی واژه فارس در لغت

چند سالی ست که واژه و مفهوم «فارس» در بازار اهل سیاست و نظریه پردازان بخشی از طیف «چپ» دگماتیک (۱) و نیزبسیاری از نژادپرستان و قبیله گرایان ایرانی رونق یافته و در کوشش های «فکر» سازی و نظریهء پردازی آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته و به نغمهء ناسازِپرطنین وهیاهویی بدل شده است. تا آنجا که  بسیاری از آنان بنیاد تئوری های  ایران گریزو تفرقه افکن خود را بر ِتفسیرهای مجعول و مقلوبی از این مفهوم استوار می دارند که بنا بر انگیزه های سیاسی خاص و درجهت منافع و اغراض و امیالِ قدرت های خارجی و برخی دول همسایه طی سالیان دراز ، بیرون از مرزهای ایران تدارک دیده شده و در سرزمین ما پراکنده و ترویج می شود!تحقیق بررسی واژه فارس در لغت در قالب فایل ورد آماده ی ویرایش و پیرینت می باشد.

مقدمه ی تحقیق بررسی واژه فارس در لغت:

این تفسیر از واژه و مفهوم «فارس»  می کوشد تا نخست زبان فراقومی ، فرانژادی وفراملی فارسی را به فارسی زبانان ایران امروزی منتسب و منحصر کند و نقش و اهمیت ، فرهنگی و هویت ساز و پیوند بخش ِِاین زبان رادر تاریخ درازدامن کشور ما ، درمیان اقوام وتیره های گوناگونِ ایرانی نادیده انگاشته و آن را هم عرض با  دیگر زبان ها و گویش ها و خرده زبان های رایج درایران فرا نماید. و بدین گونه فارسی گویان ایران را «ملت» یا «قوم» ویژه ای به نام «قوم فارس» یا «ملت فارس» بنامد، تا از این طریق بتواند، تئوری های دشمن ساخته و زنگار زده ای که ایران را کشوری «کثیرالملّه» می خوانند و مدعی وجود «ستم ملی» ازسوی «ملت ستمگر فارس» برضد  «ملت های ستم دیده و متعدد ساکن ایران» هستند،  اعتبار بخشید ه ودر جهت تحقق اهداف آشکار و پنهان و  صدساله برخی همسایگان طمعکاربه کار اندازد و برای مطالبات هذیان آلود ِبرخی خرد باختگان، یا مزدبگیران سیاسی دستگاه نظری فراهم سازد وهم عنان با برنامه ها و امیال  قدرتهای بدسگال جهانی و تحریکات بین الملی ، برای  اقداماتِ  تفرقه افکن و فتنه انگیزداخلی مشروعیت حقوقی و انسانی تدارک بیند!

 

واژه فارس
واژه فارس

میزبان و پناهگاهِ زبان فارسی

این اصطلاح ِ«فارس»  که به مُسامحه  یا به عمد به جای «فارسی زبان» به کار می رود، بسیار  مورد توجه وعنایت خاص  برخی نظریه پردازان بوده و ستون فقرات نظریه ایست که  می کوشد تا همهء کسانی را که به فارسی سخن می گویند،  زیر پرچم ِ ِ«قوم» یا «ملّتِ»  ویژه ای گرد آورد و آنان را« قوم فارس » یا«ملتِ فارس» بنامد تا بر اساس ِآن بتواند گویندگان زبان ها ومتکلمین به  دیگر گویش های رایج در سرزمین ایران را در برابر وی قرار داده و وجود «ملت های ستم دیده» را در این کشور به اثبات برساند! حال آنکه کلمه «فارس»، در تاریخ و در ادبیاتِ  فارسیِ۱۱۰۰ سالهء  ایران ، هرگز به معنای  «فارسی زبانان»  به کار نرفته است!در  طول قرن ها، سرزمین های ایران و هند و آسیای مرکزی و آسیایِ صغیرــ از مرزِ چین گرفته تا کرانه های شرقی  اروپا ــ  گاهواره و میزبان و پناهگاهِ زبان فارسی بوده و طیّ دوران های متمادی و مُستمرّمردم ِبیشماری ازاقوام و نژادهای گوناگون به زبان ِفارسی یا دری متکلّم بوده اند  و رفتار و روحیات  و فرهنگشان با این زبان گره خورده و در این زبان تبلور یافته  است .

کلمه ی «فارس» در مفهوم ِسیاسی

کلمهء «فارس» در مفهوم ِسیاسی اش وهمراه با  بارتبلیغاتی خاصی که برآن تعبیه شده  و رایج کرده اند ، پدیده ای ست نو ظهور که عمری کمتر از صد سال دارد و ار دستگاه های تئوری سازی و دفاترِ ایدئولوزیکِ حزب کمونیستِ شوروی یا ازسوی تاریخ سازانِ و ملت تراشانِ  نژاد پرست ِترکیهء آتاتورکی و نیز پان عربیست های بعثی یا ناصری به منظور ایجادِ تفرقه درمیانِ ملتِ ایران ایجاد شده و طی چندین دههء گذشته  بی وقفه بر ضدّ منافع ِملی ِمردم ایران  به  کار برده می شود !این اصطلاح را خصوصاً در مقابلِ اصطلاح ِ« ترک» قرار می دهند  و از «ترک» هم نه ترک زبان، بلکه «قوم ِترک» و «ملّت ِترک» مراد می کنند، حال آنکه واژهء «ترک» در ایران به معنای ترک زبان و متکلّم به زبانِ ترکی ست  و نه ترک نژاد یا «ملیّت» یا «ملّتِ» ترک (۴). بنا بر این، می باید به کاربرد دقیق ِاین واژه  توجه کرد  و همواره در نظر داشت که کلمهء «فارس»  درطول ِتاریخ ِایران ، به دو مفهوم به کار رفته است ، نخست در مفهوم ِ  تاریخی اش و آن اشاره به یکی از اقوامِ ایرانِی ساکنِ جنوبِ ایران یعنی  قومِ «پارس» است که معرّبِ آن می شود «فارس» و از این قوم ، دو خاندانِ بزرگ ، در ایران ِپیش از اسلام به شاهنشاهی رسیده اند ، یکی هخامنشیان و دیگری ساسانیان.

کاربرد جغرافیایی کلمه ی فارس

مفهوم ِمصطلح ِدوم ، کاربُردِ جغرافیائی ِاین واژه است و آن : منطقهء وسیعی ست که قسمتی ازجنوب و جنوبِ باختریِ کشورِ ایران را شامل است  و تقریباً از یازده قرن پیش از میلادِ مسیح محل سکنای رشید ترین طوایفِ آریایی به  نامِ «پارس» بوده و به همین مناسبت به  «پارس»  یا «فارس» موسوم گردیده است(۶) این واژه   گاهی  به سراسرِ خاکِ  ایران  نیزاطلاق می شده است. صورتی از این کلمه را که در زبانِ  انگلیسی از اصل ِیونانی گرفته اند ، به جای لغتِ ایران به کار می برند  والبته کاربرد رسمی این وازه به جای کلمهِ «ایران» از سوی کشورهای بیگانه ، به درخواستِ دولتِ ایران در زمانِ حکومت رضا شاهِ پهلوی از رواج افتاده است.پس «فارس» یا «پارس» ، نه نام یک « ملت» یا یک « قوم» ،  بلکه تنها ، نام یکی از استانهای جنوبی ایران است و نیز نام ِخلیجی  است که سرزمین های جنوبی ایران را به دریای عمّان و اقیانوس ِهند پیوند می دهد. کلمهء «فارس»، هیچگاه به گویندگان و متکلمین ِبه زبان ِدری اطلاق نشده و هیچ سندِ تاریخی  و ادبی ِمعتبری  در جهتِ اثباتِ چنین ادعایی نمی توان یافت!پس فارس یا پارس ، نه نام ِِقومی یا زبانی ِساکنین استان ِجنوبی ایران ، بلکه تنها «نام ِجغرافیایی ِ» این منطقه است.

 

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق بررسی واژه فارس در لغت:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 27
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *