تحقیق بررسی نقد کتاب نزدیکی ترجمه نیکی کریمی

وقتی مترجم کتابی که در تصور خود همواره او را در حال دویدن به سوی حقیقت  می بینی اینگونه با تو سخن می گوید که: «… برای اولین بار نزدیکی را خواندم، دلم نمی خواست تمام شود و بعد از خواندنش می خواستم همه را در لذتی که برده ام سهیم کنم.»، از خود می پرسی: این چه کتابی است که اینگونه آن «پری جوینده حقیقت و عرفان» را به وجد آورده است که نمی خواهد فارسی زبانان، بی خبر از لذتی باشند که او خواهان قسمت کردن آن با دیگران است؟ به تعبیر حافظ: در پیاله این کتاب عکس رخ چه یاری را دیده است که نمی خواسته این نظاره به پایان برسد و رنج ترجمه را بر خود هموار کرده است؟ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم..ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما/شادمان از حضور بازیگری توانمند در فضای فعالیت های روشنفکری، کتاب را می خری و با ولع آن را می خوانی.کتاب تمام می شود و تأملات آغاز می شوند. از عنوان کتاب گرفته تا تحلیل های روان پزشکی که از شخصیت بیمار کتاب می توان به عمل آورد ذهن مرا محاصره می کنند.تحقیق بررسی نقد کتاب نزدیکی ترجمه نیکی کریمی در قالب فایل ورد آماده ی ویرایش و پیرینت می باشد.

مقدمه ی تحقیق بررسی نقد کتاب نزدیکی ترجمه نیکی کریمی:

«حنیف قریشی» چقدر هنرمندانه شخصیت بیمار مردی را در زیر نقاب یک لفاظی روشنفکری پنهان کرده است : شخصیتی که بر این باور است که: « هیچ چیز به اندازه عشق نشاط آور نیست.» اما تمام جستجوهای او برای تجربه عشق در این خلاصه  می شود که اعتراف کند: « دامن زن ها مثل پرده های تئاتر، کنجکاوی مرا تحریک می کرد و دلم می خواست بدانم زیر آنها چیست . نوعی چشم انتظاری که امکان رسیدن به آن وجود داشت. و این واسطه ای بود که بتوان به چیز دیگری رسید و این نمونه ای از افکار متعالی من بود. جهان به نظرم دامنی می آمد که می خواهم(۲) آن را بالا بزنم . بعدها فکر می کردم که با هر زن می توانم به یک شروع تازه برسم.»(ص ۲۰).

 

کتاب نزدیکی
کتاب نزدیکی

سوالات اصلی منتقد از ترجمه ی کتاب نزدیکی

بخش اصلی سؤالاتی که به ذهن من می آمدند در واقع بازتابی از پرسش هایی بودند که بصورت واگویه های تردید آمیز در کتاب پراکنده اند. این پرسش ها نیازمند تحلیل های روان شناختی و فلسفی اند که مجال دیگری می خواهد و بهتر آن است که با نویسنده اصلی آن« حنیف قریشی»  در میان گذاشته شود.( مگر آنکه مترجم کتاب روزی بخواهند از محتوای کتاب هم دفاع کنند.)درباره شیوه ترجمه، و انتشار کتاب و سبک نگارش پرسش هایی هست که آنها را می توان به سه دسته تقسیم کرد:۱) شیوه انتشار کتاب:(۱-۱)   ناشر کتاب بر خلاف آنچه مرسوم است، عکس مترجم را در پشت جلد و داخل کتاب چاپ کرده اند تا از شهرت سینمای او برای فروش بیشتر رمان «نزدیکی» استفاده کنند و ذهن خریدار را به بازی بگیرند. پسندیده تر بود که عکس مؤلف کتاب را چاپ        می کردند و به همان تصویر مترجم که در صفحات آغازین کتاب چاپ شده است، بسنده می شد.

محتوای یادداشت مترجم :

(۱_۲) یادداشت کوتاه خانم کریمی، این تصور را بر می انگیزد که گویی مترجم خود را در کشاکش و فراز و فرودهای کتاب جستجو می کند و چنان تحت تأثیر قرار گرفته است که در عبارتی کوتاه و نامنسجم قصد کرده است« بیانیه ای فلسفی» بنویسد که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم:شاید مترجم توجه نکرده اند که اضطراب (دلهره) در ادبیات اگزیستاسیالیستی بر دو نوع است : اضطراب گناه:احساسی که ناشی از ارتکاب گناه، روح یا وجدان یک انسان بیدار یا معتقد به یک مرام را می آزارد.اضطراب (دلهره) وجودی: (احساسی که ناشی از درک بی معنایی انسان در هستی است.)

سوالات فلسفی ایجاد شده در محتوای کتاب:

باید از مترجم محترم پرسید: آرزوی شاعرانه « کاش وقتی اولین بار دستش را روی شانه ام گذاشت، گریخته بودم…» در ابتدای متنی که با دشوارترین سؤالات فلسفی شروع می شود، چه معنایی دارد؟ آیا احساس عاطفی آکنده از حسرت تجره هاست که بر روان مترجم سایه انداخته است؟غافل از آن که:می گریزم تا رگم جنبان بود.. کی فرار از خویشتن آسان بود(۳_۲) در عبارت « آیا همانی هستیم که می خواستیم باشیم؟ یا کسی که جامعه ، والد وسنت آن را خواسته و نقش داده اند؟» به نظر می رسد که باید « والدین» آورده می شد. مگر اینکه مقصود خاصی در پی آن بوده است که والد به تنهایی آمده است.

 اشکالات دستوری و نگارشی:

کتاب آکنده از اشکالات نگارشی است که بخش زیادی از آنها ناشی از بی سبکی ترجمه است، و به تعدادی از آنها بطور تصادفی اشاره می شود.گاه لحن کتاب رسمی و گاه محاوره ای است، معلوم نیست که اقتضای متن است یا سلیقه مترجم؟ ظاهرا مترجم کتاب بین زبان گفتار و نوشتار تفاوت قائل نیست و توجه نمی کند که بسیاری از تعابیر و عباراتی که در زبان روزمره به کار برده می شود در زبان ادبی معنای درست و روشنی ندارد. مثلا درباره شباهت آدمها نمی توان نوشت: « باید به ما رفته باشند.» (ص۱۴) « رفتن» در زبان نوشتار، معنایی غیر از آنچه دارد که در زبان محاوره ای استعمال می شود یا مثلا نمی توان درباره کسی که متکبر و مغرور است، نوشت : «وقتی می رفت فکر می کردند خودش را گرفته.»(ص۶۸).

 

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق بررسی نقد کتاب نزدیکی ترجمه نیکی کریمی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
15,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید
تعداد صفحه: 10
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *