تحقیق بررسی شاعران صُعلوک در ادب عرب

زندگی مردم عربستان,۱ خصوصاً حجاز و نجد (شمال غربی و مرکز شبه جزیره) متّکی بود بر مختصری کشاورزی و باغداری و دامداری و نیز تجارت داخلی و خارجی. تجارت داخلی بسیار محدود بود. آنچه برای عربها بیشتر سود داشت درآمد ترانزیتی بود که از نقل و انتقال کالای شرق دور و هند به حوزه مدیترانه به دست می آوردند. این درآمد عمدتاً نصیب تاجران بزرگ قریش می شد و قدری هم به بلدها و نگهبانان و پاسداران کاروانها (خفیر) و پیکها می رسید. عربهایی که از راه کشاورزی و دامداری و باغداری و یا تجارت صاحب درآمدی نمی شدند به راهزنی و دزدی و تعرّض به کاروانهای بزرگ یا کوچک (مخصوصاً کوچک) و دستبرد زدن به مناطق مسکونی نسبتاً مرفّه می پرداختند.تحقیق بررسی شاعران صُعلوک در ادب عرب در قالب فایل ورد آماده ی ویرایش و پیرینت می باشد.

تحقیق بررسی شاعران صُعلوک در ادب عرب

این کار به صورت فردی یا جمعی صورت می گرفت و در شعر عربی نیز انعکاس وسیع یافته است. نظام قبیله ای بین اعراب براساس رابطه خونی و خویشاوندی بود. فرد و مجتمع در قبیله, یکدیگر را حمایت می کردند.۳ اگر یکی از افراد قبیله فردی از قبیله دیگر را می کشت, مجموع دو قبیله به عنوان خونی و خونخواه در مقابل یکدیگر قرار می گرفتند و گاه انتقامجوییهای متقابل به جنگهای چندین ساله تبدیل می شد. گاه قبیله ترجیح می داد که رابطه یکی از افراد را با خود قطع کند و او را (خلع) نماید تا از شرّ بداخلاقیها و بی انضباطیها و جنایتهای متعددی که از کسی سرزده بود در امان ماند. گاه خلع ازین جهت رخ می داد که قاتل و مقتول هردو از یک قبیله بودند و خانواده مقتول به گرفتن دیه رضایت نمی داد. قبیله, قاتل را (خلیع) اعلام می کرد تا اگر به دست کسان مقتول کشته شد, قبیله در ادامه خونخواهی این یکی دچار محظور نشود.۴ خلیع ممکن بود به قبیله دیگری پناهنده شود و بعدها با کارهای غیر قابل تحمل و عملیات ضد نظام قبیله ای خود از این قبیله نیز رانده شود. این راندگان دو باره یا واپس زدگان را (شُذّاذ) می نامیدند.

 

شاعران صُعلوک در ادب عرب
شاعران صُعلوک در ادب عرب

توضیح مختصری راجع به (اغربه) یا (غِربان)

توضیح مختصری هم راجع به (اغربه) یا (غِربان) بدهیم. این دو کلمه جمع غُراب است و به معنی کلاغها. اعراب به خلوص خون خیلی اهمیت می دادند (صریح) و کسانی را که مادر سیاهپوست داشتند (هجین) تحقیر می نمودند و به تعریض غراب (کلاغ) می نامیدند. پذیرفتن یک هجین (= دورگه) خیلی دشوار بود و نادر پیش می آمد که کسی مانند عنتره بن شدّاد عبسی (شاعر معلّقه سرا) پس از هنرنمایی در جنگ و شعر به رسمیت پذیرفته شود .۲صُعلوک (مُعرّب سالوک), به معنی ناداشت و فقیر, راهزنی بود که معمولاً پیاده (و گاه سواره) به کاروانهای کوچک یا مناطق مسکونی دستبرد می زد و با به دست آوردن غنیمتی غالباً اندک می گریخت. گاه دستبردهای صُعلوکان جنبه انتقامجویی داشت و هیچگاه از یک رگه عصیان اجتماعی خالی نبود که به آن تصریح شده است.۳ صُعلوکان را (گرگان عرب) (ذوءبان العرب) تعبیر کرده اند.۴ تعبیر (گرگ) در داستانهای عامیانه متأخّر ایرانی نیز بر عیّار نابکار اطلاق شده است (مثلاً در اسکندرنامه تحریر اخیر).

زن در شعر صُعلوک با فضیلت است و صبور

صُعلوک از گرسنگی بیابان و فقر سیاه خبر می دهد. آن گونه گرسنگیی در تابستان که چشم را از نور عاری می سازد. آن گونه تشنگیی که شاعر صُعلوک با قَطا (مرغ ریگخوار) بر سر جرعه آبی رقابت می ورزد, و دست آخر انسان مرغ را تشنه باقی می گذارد.۷ شاعر صُعلوک در گریزهایش از دو پای دونده کمک می گیرد, پای دونده ای که به آهو می رسد.۸ صُعلوک با حیوانات صحرا انس می گیرد و در نهانگاههای کوهستان و ریگستان به صورتی بسیار بدوی می زید.صُعلوک عرب, در عین آنکه بر نظام قبیله ای شوریده, خانواده دوست است و تمام حواسش پیش همسرش و فرزندانش است که آنها را گرسنه گذارده و به طلب روزی آنان راهی بیابان شده است.۹ زن در شعر صُعلوک با فضیلت است و صبور, و نگران جان شوهرش.صُعلوک عاصی بر اختلاف طبقاتی است و سرکش از زورکشی و زبونی و تحقیر. صُعلوک از وابستگی قبیله ای بریده و به نوعی همبستگی گروهی آگاهانه رسیده است.۱۲بعضی صُعلوکان هم دزدان حرفه ای بودند از قبایلی که اصولاً تخصّصشان راهزنی بود, مانند دو قبیله فهم و هُذَیل.

هدف دستبرد صُعلوک

دو قبیله و نیز هدف دستبرد سایر صُعلوکان (خلعاء, شُذّاذ, اَغربه) منطقه سُراه بوده است, کوهستانی در پیرامون مکه, اینکه چرا این منطقه بیشترین صُعلوکان عرب را به خود دیده است به دلایل زیر است:ـ تضاد جغرافیایی در اینجا بسیار شدید است, کوههایی خشک و بی آب و گیاه در کنار منطقه سبز و خرم و آباد طائف;ـ مردم کوه نشین معمولاًَ سرکش و ماجراجویند و در آنجا نقاطی برای اختفا هست;ـ در مجاورت منطقه بسیار مهم تجاری و معبر کاروانهای بزرگ و کوچک است ;۱ـ صُعلوکان و خبرگیران آنها می توانستند از فرصت ماههای حرام در مراسم و مراسم حج جاهلی استفاده کنند و اطلاعاتی مربوط به کاروانها و نیز مناطق مسکونی نسبتاً آباد هدف دستبرد به دست آورند و نیروها و امکانات را بسنجند. ضمناً در همان جا یارگیری کنند, یعنی از خلعاء و شذّاذ و اغربه و راهزنان حرفه ای همراهان و همکارانی برگزینند. زیرا مراسم خلع نیز در ایام حج اعلام می شد. صُعلوک فراری و خونی در ایّام حرام و در سرزمین حرام (مکه) می توانست ظاهر شود و موقّتاً از دستگیری و گیر افتادن مصون باشد.

سومین صُعلوک نامدار

سومین صُعلوک نامدار جاهلی عُروه بن وَردِ عَبسی ۱ است که پدرش از دلاوران و بزرگان قبیله بود, ولی مادرش از قبیله کم اهمیت نهد بود, و همین عروه را آزار می داد که گوید: گمان ندارم مرا ننگی باشد, جز آنکه داییهایم از نهد نَسَب می برند .همین (عیب) مایه گرفتاری عروه شد و او را به دشمنی با اغنیا برانگیخت. اما کار او شورشی دور از فرهنگ و ضد اخلاق نبود. عروه به یک آدمکش آواره در اعماق بیابانها تبدیل نشد و قبیله طردش نکرد, بلکه با کردار و رفتاری تحسین انگیز در نظر معاصران و آیندگان, به موقعیتی رشک انگیز و قابل ملاحظه میان قبیله دست یافت; چراکه عروه (صعلکه) را از ابواب (مروت) می شمرد و این را به عنوان روش یاری و تعاون اجتماعی بین خود و فقرای قبیله اش انتخاب کرده بود, از این رو عروه الصّعالیک لقبش دادند.

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق بررسی شاعران صُعلوک در ادب عرب:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 17
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *