تحقیق بررسی خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد

ثبت خاطرات شفاهی بعنوان منابع کتابخانه ای کمک ارزنده ای به تاریخ معاصر می کنند. در واقع نقطه قوت  این خاطرات  زمانی نمایان میشود که اسناد کتبی در بایگانی ها ی محرمانه  اجازه انتشار نداشته باشند .اسناد شفاهی این امکان به محققین می دهند تا بررسی ارزنده ای پیرامون وقایع تاریخی داشته باشند.هر چند خاطرات به تنهایی نمی توانند تکمیل کننده تاریخ باشند ولی بعنوان یکی از منابع در کنار سایرمنابع مورد توجه باشندخاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد در حکم برگ کوچکی از تاریخ محلی محسوب می شود که راوی درصدد است تا با انتقال خاطراتش به تاریخ مشهد کمک کند هر چند در برخی از سئوالها جوابی برای گفتن نیست اما نکاتی قابل توجه در این مصاحبه وجود دارد که مدخلی برای سایر پژوشگران حوزه تاریخ شفاهی خواهد بودتا با طرح مسائل جدید به یافته های نو برسند.تحقیق بررسی خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد    در قالب فایل ورد آماده ی ویرایش و پیرینت می باشد.

مقدمه ی تحقیق بررسی خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد

در یکی از روزهای گرم اواخر تیرماه ۱۳۸۴ شماره تلفن یکی از پزشکان قدیمی گرفتم. تماس برقرار شد، آن سوی خط صدای رسا و قاطع مردی آمد. خودم را معرفی کردم و قرار دیداری حضوری با ایشان گذاشتم…. . روز یکشنبه دوم مردادماه۱۳۸۴،  نگارنده به همراه دوستانم  اکبر سفری مقدم و محمد نظرزاده برای اولین جلسه جهت مصاحبه شفاهی خدمت دکتر مهدی فضلی نژاد رفتیم.محل مصاحبه مطب ایشان واقع درمشهد خیابان خسروی نو روبروی کوچه خامنه ای قرار داشت.از پله هایی باریک ساختمان قدیمی بالارفتیم .اتاق کار دکتر خیلی ساده با یک میز کار و یکی دو صندلی جهت بیماران و روی دیوار قاب عکسی که طرح جلد کتابی پیرامون حافظ تداعی می کرد..همچنین روی میز دکتر ماهنامه حافظ و روزنامه خراسان  نشان از محیطی فرهنگی بود .

 

خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد
خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد

بیوگرافی دکتر مهدی فضلی نژاد:

به عنوان اولین سؤال خواهش می کنم خودتون  معرفی کنید و از سوابق خانوادگی تان بفرمایید؟ج :مهدی فضلی نژاد هستم ،  متولد مشهد .س: متولد چه سالی ؟ج: ۱۳۰۵ ،گویا متولد ۱۳۰۷ بودم یک برادری داشتم که شناسنامه برای اون گرفته بودن، فوت کرده بود. بعد شناسنامه بنام من کردند .س: در ارتباط با وجهه تسمیه فامیلتون توضیح دهید ؟ج: در اینجا یک مسئله پیش می یاد که بعضی وقتها برخورد پیدا می شه بین من وعموهام. هر دو تا فامیلشون همین الان هم وجود دارند، زرافشانها تو بازار هستند .پدربزرگ من که فامیلش فضلی نژاد بوده و انتخاب کرده حالا به هر علتی ما نمی دونیم! چرا فضلی نژاد انتخاب کرده؟ دو تا از سه تا یا چهار تا از دامادش را  به اسم خودش فامیل می گیره. یعنی پسر خاله های من و دائی من همه فضلی نژاد هستند. بعدها به دایی می گفتم: بابا، بابات چکار کرد اسم زرافشان نگذاشت روی ما، فضلی نژاد گذاشت. ما نه به زر بابا رسیدیم و نه به فضل شما تونستیم نائل بشیم.علی الحاله ما را فضلی نژاد که بدون اینکه خواسته پدرم باشه،پدربزرگم به اسم خودش فامیل فضلی نژاد انتخاب کرده .تقریباً می شه گفت: هفتاد و پنج درصد فامیل خانوادگی من در تهران زندگی می کردند و توشون از سرمایه دارهای خیلی گردن کلفت که قبل از انقلاب از ایران رفتند.حروف »س «در این کتاب نماد سئوال که غلامرضا آذری خاکستر می پرسد و حروف» ج« نماد جواب می باشد که دکتر مهدی فضلی نژاد جواب می دهد.

از لحاظ اقتصادی جامعه شهریور ۱۳۲۰ مشهد به چه صورتی بود؟

ج: فقط یک شهر مشهد بود با بیست هزار جمعیت واسطه بین ده و مشهد هیچ کارخانه‌ای هیچ امکانات برق، جاده، سیستم پزشکی که خود من در مسیر زندگی حداقل نیمی از دهات کشور بودم برای کار بهداشتی. یعنی کار رساندن وسائل رفاهی فوق العاده در ایران مشکل داشت . یک عددی من برای شما بگم که برین گران ترین جاده ای که از مشهد به سیستان و بلوچستان می سرانه در دنیا بوجود آمد این جاده ایست بخاطر اینکه تراکم جمعیت کم ما جاده را برای خدمت رساندن درست کردیم .بنابراین در جامعه آنجا اقتصاد کشاورزی بود و آن هم کشاورزی سنتی نه به عنوان کشاورزی فنی و منحنی که واقعاً در آنجا فقر مطلق در دهات حاکم بود هیچ نبود .یعنی نقش اینها در داشت و برداشت منحصر بود در کشت و برداشت آن طرف تر همش آفتاب نشین بود.  به عنوان یک سرمایه انسانی که از زمان آزادیش استفاده بکنه مطرح بود و این رگ و ریشه فئودالیسم بود که نگذارد  دهاتی و فئودالیسم از قبیل حاج حسین آقای ملک، قریشی ، کدیور ، ثابتی مؤید ثابتی چه و چه و اینها که خود من با حسین آقای ملک در تماس بودم دیدم این فئودال چیزی نمی فهمید، که اصلاً برم باهاش صحبت بکنم.

دکتر مهدی فضلی نژاد در ارتباط با تحصیل تون تو رشته پزشکی بفرمائید؟

ج: این جریان من آخر سال ۱۳۳۲ به مشهد برگشتم و مجدد شروع کردم سال ششم طبیعی در آموزشگاه رازی آقای مستوفی شبانه خوندم در اون جا به سرعت وارد کار بهداشتی اصل چهار شدیم. اون جا کارپرداز بودم در اون جا من نتونستم خرداد برای گرفتن دیپلم طبیعی شرکت کنم .گذاشتم شهریور شرکت کنم. در این حیث اعلام شد دانشکده پزشکی کنکور گذاشته و من رفتم برای ثبت نام آقای خالصی خدا رحمتش کنه دخترش دکتر خالصی در مشهد هست. اون از کارمندان اداری من بود. روابط فنی خوبی داشتیم تو پایین خیابان در اون جا رفتم دانشکده آقای خالصی گفتم: من ثبت نام کنم. گفتند: تو دیپلم طبیعی نداری باید بری دیپلم بگیری، بعد ثبت نام کنی. من پیش خودم گفتم: این مقررات یعنی چی؟ من شهریور که دارم دیپلم طبیعی می گیرم. قبول نکرد.

اولین آشنایی شما با پروفسور بول ون چگونه بود؟

ج:طریقه سیر مدارح علمی ما باید سال اول علوم پایه می گذروندیم سال دوم بحث های علائم شناسی می گذروندیم، سال سوم استاژر می شدیم می رفتیم بخش ها و اون جا این ارتباط با اساتید داشتیم بعضی ها مثل من تلاش می کردند بیشتر با این ها آشنا بشن. همین فیلم رادیوگرافی بود تو بخش ها سر تخت های بیمار سوال کننده بیشتر من بودم. بنابراین هیچ گاه همیشه دکتر شاهین فر، دکتر قربانیان این ها شاخص هایی بودند هنوزم هستند اگر این ها مسئله ای بود مسلماً در محاوره و بحث های بین خودش یک حالت چالش به وجود می آمد می گفتند.

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق بررسی خاطرات دکتر مهدی فضلی نژاد:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
60,000RIAL – اضافه‌کردن به سبدخرید
تعداد صفحه: 69
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *