مقاله اراده خدا نسبت به افعال انسان از نظر رازی و طبرسی

مسأله ی جبر و تفویض، اگر چه در خصوص انسان مورد بحث بوده است، مبتنی بر یک نزاع گسترده ی عقلی درباره ی علل و معلول ها استقلال دارند یا خیر (۸، ص: ۵۵). اشاعره رابطه ی علیت را بین ممکنات انکار کرده و از مکرر آمدن شیئی به دنبال شئ دیگر به «عادت» تعبیر نموده اند (۱۰، ص: ۲۰ و صص: ۶۰ تا ۶۵). اینان سپس نتیجه گرفته اند که همه ی افعال انسان اضطراری است و انسان ها اختیاری در انجام یا ترک ندارند و این عقیده را التزام به توحید و فرار از شرک پنداشته، از تالی فاسد های این نظر غفلت ورزیده اند (۹، ص: ۲۳). اما نزد متکلمان شیعه، قدرت بر فعل از سوی خداست، ولی به کار بستن و اعمال آن از ناحیه بنده است. پس به خدا منتسب است، چون قدرتش از ناحیه ی خدا بوده است، اما به انسان نیز منتسب است، زیرا او بوده که قدرت را در عملی خاص اعمال نموده است و این همان امر بین الامرین و منزله بین المنزلتین است که حضرات معصومین نیز بدان تصریح فرموده اند (۲۴، ج: ۱، صص: ۱۵۹-۱۶۳؛ ۱، ج: ۱، صص: ۲۰۵ و ۳۵۹؛ ۷، ص: ۲۳۱). گاهی نیز خلاصه عقیده شیعه در مسأله ی جبر و اختیار عبارت «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» معرفی شده است. بدین ترتیب، می توان هم توحید را حفظ نمود و هم از تالی فاسد ها در امان بود (۹، ص: ۲۵). اما این نکته نیز حائز اهمیت است که جواهر و اعراض و معانی و اضافات و لوازم و خصوصیات و اختصاصات و فعل و انفعال و هر چه می توان بدان عنوان «معلوم» اطلاق کرد و قابل ادراک برای عقل باشد به ایجاد خداوندی موجود می شود.مقاله اراده خدا نسبت به افعال انسان از نظر رازی و طبرسی  همراه با منبع در قالب فاییل ورد آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

دلیل اصلی نزاع و نقد آرا:

در نگاه نخست، ریشه ی اختلاف دو مفسر به تفاوت در تعریف هر کدام از آن ها از واِه ی «اراده» بر می گردد، اما از منظر عمیق تر، اختلاف آن ها ریشه در تفاوت مبانی کلامی ایشان دارد.اصولاً در هر نزاع و اختلافی که پای سماجت، پافشاری و جدل در میان باشد و تعصبات خشک مذهبی بروز نماید، هر یک از متخاصمین به براهین و ادله ی مختلف و نا استوار متمسک می شوند و ادامه ی این امر به دور شدن از ادراک صحیح و بیان نسبت های ناروای طرفین به یک دیگر خواهد انجامید (۱۸، ص: ۲۰).فخر رازی امکان طرفین ترک یا انجام افعال اختیاری انسان را انکار می کند و با تمسک به آیه ی «ان الحکم الا الله»، طرف دیگر را که در واقع نشده است ممتنع الحصول می خواند. از دیگر تندروی های مفسر مذبور در مسأله ی علم پیشین الاهی است که وقوع خلاف آن و یا اراده ی خدا بر خلاف آن را – هر چند وقوع خیر و تحقق ایمان نسبت به فردی باشد که خدا از کفر او خبر داده است – محال می داند، زیرا دانای به محال بودن یک امر مرید آن نخواهد بود. وی هم چنین با تمسک به قاعده ی محال بودن تسلسل در مورد اراده های موجودات ممکن، بدون این که به اراده ی واجب (اراده ی الاهی) ختم شود، همه ی اراده ها را ناگزیر از منتهی شدن به اراده ی الاهی می داند. او در تبیین این مطلب که این خداست که در اراده ی انسان نقش اصلی دارد، به محال بودن ترجیح بلا مرجح استناد می کند که به موجب آن، موجود ممکن (انسان) در نهایت، ترک را بر فعل و یا بر عکس ترجیح می دهد؛ اما در باب این که ترجیح از کجا حاصل می شود، وی معتقد است بنا بر محال بودن تسلسل و ممکن بودن ما سوی الله، که عدم ترجیح ذاتی اوست، این ترجیح، ناگزیر، از ناحیه ی خدا روی می دهد. فخر رازی در پاسخ به خدشه ای که از ناحیه ی مدعایش بر عدل الاهی وارد می شود – که چطور خداوند برای برخی هدایت و برای برخی ضلالت را می خواهد –  به محال بودن چون و چرا در افعال الاهی متمسک می شود که ریشه در انکار حسن و قبح عقلی از سوی اشاعره دارد و بطلان آن واضح است.

اراده خدا
اراده خدا

اما طبرسی با یک جبهه گیری تند علیه اشاعره، در صدد ابطال نظریات آنان بر آمده است. او مفاهیم «اراده» و «مشیت» خدا را، که با قضا و قدر الاهی مرتبط است، گویا با مفاهیم «رضا» و «حب تشریعی» خلط کرده است و از این رو بر اشاعره تاخته است که چرا کفر و اعمال ناشایست انسان را متعلق اراده و رضای خدا می شمارند. وی ضمن استشهاد به آیات، با استفاده از تقابلی که بین اراده ی خدا به خیر و اراده ی انسان به شر رخ داده است و با توجه به این که در جهان خارج، شر وقوع پیدا کرده، نتیجه گرفته است که نباید هر چه را واقع می شود متعلق اراده ی خدا دانست. اما حق این است که او می بایست اراده ی تکوینی را از اراده ی تشریعی تفکیک می کرد و نتیجه را به اراده ی تشریعی منحصر می ساخت، و الا چنین مدعایی، به طور مطلق، صحیح نیست، زیرا «ماشاءالله کان و ما لم یشأ لم یکن».در بعضی از موارد، در بیان صاحب مجمع البیان، شاهد خلط لوازم و احکامی هستیم که بر اوامر تشریعی و تکوینی بار می شود؛ از جمله ی آن ها می توان به این دو مورد اشاره کرد:

  1. طبرسی از عبارت «و الله لا یحب الفساد؛ خدا فساد را دوست نمی دارد» (بقره/۲۰۵) و «فان الله یحب الکافرین؛ خداوند کافران را دوست نمی دارد» (آل عمران/۳۲)، با توجه به بیزاری خدا از فساد و از کافران – به جهت کفرشان نه ذات وجودشان – ضمن این که «محبت» را مرادف «اراده» گرفته است، می گوید: نمی شود محبت خدا به چیزی تعلق گیرد و ایجاد نشود و یا بر عکس، محبت خدا به چیزی تعلق نگیرد و ایجاد شود. با این مقدمه، نتیجه می گیرد که اراده ی کفر و فساد از جانب خدا محال است (۱۷، ج: ۲، صص: ۵۳۴، ۷۳۴ و ۷۳۵). او هم چنین در جای دیگری با استناد به مضمون آیه ی «لکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان؛ ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل هایتان زینت بخشیده و (به عکس)، کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است» (حجرات/۷)، نتیجه می گیرد که خدا چیزی را که خودش دوست ندارد برای دیگران هم محبوب نمی گرداند و آن چه خود می پسندد برای دیگران ناپسند جلوه نمی دهد (همان، ج: ۹، ص: ۲۰۰).البته در توجیه این گونه برداشت طبرسی باید این نکته را مد نظر داشت که منظور از محبتی که در این آیات از آن سخن رفته است محبت به معنای اراده ی تشریعی است و وقوع چیزی بر خلاف اراده ی تشریعی (نه تکوینی) خداوند محال نیست؛ وگرنه در عالم، هیچ معصیتی از انسان نباید صادر می شد، حال این که در واقع چنین نیست و بنابراین مدعای طبرسی فقط در بخش دوم، که مربوط به حب تشریعی است، می تواند صحیح باشد.
  1. در آیه ی «ما اصاب من مصیبه الا باذن الله؛ هیچ مصیبتی رخ نمی دهد مگر به اذن خدا» (تغابن/۱۱)، از آن جا که طبرسی معاصی و ستم ها را از ناحیه خدا نمی داند و معتقد است که خدا به ظلم و ستم اذن و اجازه نمی دهد، اذن خدا را در قالب یک تشبیه چنین توصیف می کند که ذات احدیت به ملک موکل خود ابلاغ فرموده که از وقوع ظلم ممانعت نکند و یا اذن عبارت از همان اعطای قدرت بر وقوع معصیت است که از آن به اذن تعبیر شده است (همان، ج: ۱۰، ص: ۴۱۵)، در صورتی که این گونه تقریر ها با معنای «اذن» خداوند فاصله دارد. در واقع، «اذن» در آیه ی مزبور، همان «اذن تکوینی» است نه تشریعی و این مصیبت در وقوع خارجی با اذن خدا همراه است، هر چند که از نوع ظلم ممنوعی باشد که در شریعت، از آن نهی شده است. ممنوعیت ظلم از ناحیه ی تشریع است نه تکوین، و از همین جاست که در برابر ستم هایی که اختیار انسان در آن دخیل است سفارش به صبر نشده است، بلکه صبر در برابر آن مصائبی پسندیده است که از محدوده ی اختیار انسان فراتر باشند (۱۶، ج: ۱۹، ص: ۳۰۴). بدین ترتیب، با در نظر گرفتن دو سنخ از اذن (تکوینی و تشریعی)، دیگر نیازی به تأویلاتی که ما را از معنای لفظی «اذن» دور می کنند احساس نخواهد شد.

ملاحضات:

چنان که گذشت، طبرسی افعال ناپسند انسان را مشمول این قاعده ی کلی نمی داند، که جای تأمل دارد و احتمال می رود مراد وی این باشد که چنین افعالی مقصود با لذات خداوند نیستنداما به لحاظ فلسفی، در ابطال قول جبرگرایان که همه ی اعمال انسانی را از ناحیه ی خدا و به خلق مستقیم او مربوط می دانند، باید گفت خداوند بسیط است و اگر امور متجدد از ناحیه ی خدا، بدون واسطه صادر شوند، لازمه اش این است که تغییر و زوال به ذات حق و صفاتش، که عین ذات او هستند، راه یابد و این امری محال است؛ از سوی دیگر، صادر شدن کثرت از خداوند، که از هر جهت بسیط است، مستلزم راه یافتن ترکیب و کثرت به ذات خداست و این خلف است (۸، ص: ۷۰).فخر رازی، اگر چه کاملاً جدای از اسعاره نیست، گاه از رویه ی متکلمان پیشین اشعری عدول کرده است (۱۳، ج:۲، ص:۲۷۸). شاهد مدعا این که در نظریه ی کسب (که ارتباط تنگاتنگی با بحث جبر و اختیار نیز دارد)، با متکلمانی چون ابوالحسن اشعری اختلاف نظر دارد. معنایی که او از کسب ارائه می دهد مجموعه ی قدرت به علاوه ی داعیه و انگیزه است که موجب فعل می گردد (۱۹، ج: ۱۷، ص: ۲۶۴). اما او نظیره ی کسب را به عنوان واسطه ای برای گریز از جبر و تفویض برنمی تابد و در واقع، بازگشت آن را به یکی از دو عقیده ی جبر و تفویض می داند. وی در رد نظریه ی مزبور، با محور قرار دادن خلق اعمال، می گوید: در صورتی که بپذیریم خلق از سوی خدا و کسب از سوی بنده است، این فرض از سه وجهه خارج نیست: ۱٫ ابتدا خدا عمل را خلق می کند و بنده آن را کسب می کند؛ ۲٫ خلق و کسب هم زمان با هم رخ می دهند؛ ۳٫ ابتدا بنده کسب می کند و سپس خدا آن را خلق می کند. هر سه صورت به جبر و یا تفویض باز می گردد و نظریه ی جدیدی را تولید نمی کند. اگر خدا اول عمل را خلق کند، در این صورت، عبد مجبور به کسسب آن است و این توافق برای ما نامعلوم است، علاوه بر این که این توافق چون باز هم از مقوله ی کسب و فعل است، نیاز به توافقی دیگر، تا بی نهایت، دارد و اگر اول بنده آن را کسب کند، خدا مجبور به خلق آن می شود و اگر همزمان فرض شود، باید بین خدا و عبد توافق حاصل شود و این محال است (همان، ج: ۲، ص: ۳۷۳؛ ۱۹، ج: ۱، ص: ۷۴ و ج: ۴، صص: ۶۹ و ۷۰).از نظر فخر رازی، اعمال انسان اگر چه مستند به قدرت و اراده و انگیزه ی خود اوست، همه ی این عوامل و هم خود آن عمل، که معلول این عوامل است، با تأثیر و قدرت و مشیت خدا وجود پیدا می کند (۶، ص: ۲۱۲).

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله اراده خدا نسبت به افعال انسان از نظر رازی و طبرسی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 38
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *