تحقیق اثر دو هفته بی تمرینی

هدف از این تحقیق بررسی اثر دو هفته بی تمرینی بر مولکول های چسبان سلولی و عروقی زنان میانسال می باشد. بدین منظور ۲۴ نفر از زنان کارمند مراجعه کننده به باشگاه بدنسازی و آمادگی جسمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به طور داوطلب با میانگین سن ۴۴/۹±۷۳/۴۸ سال، وزن ۵۷/۱۰±۳۷/۶۸ کیلو گرم و قد ۶/۵±۰۳/۱۵۶ سانتی متر در این تحقیق شرکت کردند. در اجرای این تحقیق طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. آزمودنی های این پژوهش با آرایش تصادفی به دو گروه تجربی (دوماه تمرین هوازی سپس دو هفته بی تمرینی) و گروه کنترل (بدون فعالیت) تقسیم شدند. این تحقیق ۱۰ هفته به طول انجامید. تمرینات گروه تجربی شامل هشت هفته و هر هفته سه جلسه تمرینات هوازی بود. برنامۀ تمرین یک جلسه شامل ۲۰ دقیقه گرم کردن، به صورت راه رفتن دور سالن، حرکات کششی، و جنبشی بود و هشت دقیقه دویدن با شدت ۵۵ تا ۶۵ درصد حداکثر ضربان قلب در جلسۀ اول که هر دو جلسه یک دقیقه به زمان دویدن افزوده می شد. بعد از هشت هفته، زمان دویدن به ۲۰ دقیقه رسید و پنج دقیقه آخر مخصوص سرد کردن بود، در ادامه هر دو گروه به مدت دو هفته بی تمرینی داشتند. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری استفاده گردید ۰۵/۰≥α). نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که دو هفته بی تمرینی اثر معناداری بر ملکول چسبان بین سلولی و مولکول چسبان عروقی زنان میانسال ندارد.  تحقیق بررسی اثر دو هفته بی تمرینی بر مولکول های چسبان سلولی و عروقی زنان میانسال در قالب فایل ورد آماده برای ویرایش و پرینت میباشد.

  بحث و بررسی:

نتایج اولین فرضیه نشان داد هشت هفته تمرین هوازی و متعاقب آن دو هفته بی تمرینی اثر معناداری بر مولکول چسبان بین سلولی زنان میانسال ندارد. در رابطه با اثر فعالیت ورزشی بر کاهش مولکول چسبان بین سلولی می توان به مطالعه آدامپولوس و همکاران(۲۰۰۱ بی تمرینی) اشاره نمود. نتایج این مطالعه با مطالعه حاضر در تناقض است. این محققین نشان دادند که تمرینات ورزشی روی بیمارانی با آسیب شدید قلبی منجر به کاهش عمده در مولکول های چسبان بین سلولی می گردد. شاید بتوان یکی از دلایل عدم هم خوانی نتیجه این مطالعه با مطالعه حاضر را ناشی از تفاوت نوع آزمودنی ها دانست زیرا در مطالعه آدامپولوس و همکاران از آزمودنی های بیمار با آسیب شدید قلبی استفاده شده این آزمودنی ها به دلیل بیمار بودن دارای سطوح استراحتی مولکول چسبان بین سلولی بالایی نسبت به آزمودنی های مطالعه حاضر داشته اند. از دیگر مطالعاتی که نتایج آن با مطالعه حاضر هم خوانی ندارد می توان به مطالعه اعظمیان جزی و همکاران (۱۳۸۹) اشاره نمود. در این مطالعه زنان سالمند دارای اضافه وزن که هیچ گونه فعالیت بدنی منظمی نداشتند به مدت هشت هفته به انجام تمرینات هوازی پرداختند که در پایان سطوح مولکول چسبان بین سلولی آنها کاهش یافت. یکی از دلایل عدم هم خوانی این نتیجه با مطالعه حاضر می تواند ناشی از تفاوت نوع آزمودنی ها دانست به طوری که مطالعه حاضر را بر روی زنان میانسال بود ولی مطالعه ی اعظمیان جزی و همکاران بر روی زنان سالمند انجام شده بود. با بررسی پیشینه تحقیق می توان مقرنسی و همکاران (۱۳۸۶) را مورد بازبینی مجدد قرار داد. این محققین مشاهده نمودند که پس از ۲۴ جلسه تمرین، مقادیر مولکول چسبان بین سلولی در موش ها افزایش یافت که این افزایش معنی دار نبود؛ اما با ادامه تمرین تا ۳۶ جلسه افزایش معنی داری مشاهده شد. هم چنین به دلیل توقف تمرینات سرعتی شدید این مقادیر کاهش غیرمعنی داری یافت در حالی که در مقایسه گروه تمرینی و بی تمرینی این تغییرات معنی دار بود. نتیجه این مطالعه با نتایج مطالعه حاضر و بسیاری از مطالعات دیگر هم راستا نیست که علت آن را می توان پاسخ متفاوت مولکول چسبان بین سلولی در آزمودنی های خاص دانست. هم چنین مطالعه ی مقرنسی و همکارانش (۱۳۸۶) که اثر یک دوره برنامه تمرین استقامتی و بی تمرینی بر میزان مولکول چسبان بین سلولی را در موش های صحرایی مورد بررسی قرار داده و بیان داشتند که تغییرات مطلوب در میزان غلظت مولکول چسبان بین سلولی می تواند با کاهش التهاب عمومی همراه باشد نیز، با مطالعه حاضر هم خوانی ندارد که دلیل آن را می توان در نوع آزمودنی ها، نوع تمرین و مدت زمان آن دانست، چون آزمودنی های این تحقیق، موش ها و تمرینات از نوع استقامتی به مدت ۱۲ هفته بوده ولی آزمودنی های مطالعه حاضر را زنان میانسال، نوع تمرین هوازی و مدت زمان تمرین هشت هفته بوده است. هم چنین حامدی نیا و حقیقی (۱۳۸۵) که به بررسی تاثیر تمرینات استقامتی و مقاومتی بر مولکول های چسبان محلول در گردش خون مردان سالم و نسبتا چاق پرداخته بودند نیز کاهش معنی دار سطوح مولکول چسبان بین سلولی در هر دو نوع تمرینات استقامتی و مقاومتی را گزارش کردند. از مطالعاتی که دارای نتایج همسو با مطالعه حاضر هستند می توان به مطالعه مقرنسی (۱۳۸۷) اشاره نمود. این محقق در مطالعه خود نشان داد که فعالیت ورزشی اثر معنای داری بر تغییرات مولکول چسبان بین سلولی موش های نر ویستار ندارد. یکی از پژوهش های دیگر که با این تحقیق هم راستا بود تحقیق نایبی فر و همکاران (۱۳۸۹) بود که به مدت هشت هفته بر روی زنان دارای اضافه وزن انجام داده بودند و نتایج تحقیق عدم تغییر معناداری را در شاخص های مولکول محلول چسبان بین سلولی نشان داده بودند. مقرنسی و همکاران (۱۳۹۰) نیز پس از اتمام مطالعات خود بر روی ۴۲ راس موش نر، بیان داشتند که چهار هفته بی تمرینی پس از تمرینات سرعتی شدید، موجب کاهش غیرمعنی دار شاخص های التهابی مولکول های چسبان بین سلولی می شود.

بی تمرینی
بی تمرینی

گیل و همکاران (۲۰۰۳) نیز در پژوهش خود عدم تغییرات معنادار را در مقادیر شاخص های التهابی مولکول های چسبان بین سلولی پس از یک هفته بی تمرینی به دنبال یک دوره تمرین هوازی مشاهده کردند که با نتایج این تحقیق همسو می باشد. تعدادی از مطالعات نیز افزایش معنادار را در شاخص مولکول محلول چسبان بین سلولی اعلام کردند، از جمله ژوسف و همکاران (۲۰۰۴) در مطالعات خود به بررسی تمرینات ورزشی در نارسایی قلبی و تاثیرات آن بر شاخص های التهابی پرداختند. آزمودنی های این تحقیق را بیماران مبتلا به ناتوانی شدید قلبی تشکیل داده بودند که در پایان، یافته ها افزایش قابل توجه میزان سطوح مولکول چسبان بین سلولی را نشان دادند که این افزایش شاید به دلیل وجود بیشتر عوامل بیماری های قلبی- عروقی در این آزمودنی ها بوده است. همان طور که در نتیجه ی پژوهش های مختلف بی تمرینی مشاهده می شود، افزایش، کاهش و عدم تغییر مولکول های چسبان پس از فعالیت های ورزشی مختلف مشاهده شده است.  بر اساس نظر برخی محققان، عدم تغییر این موارد در پژوهش های مختلف به دلایل ویژ ه ای نظیر عدم تغییر ترکیب بدن و وزن آزمودنی ها و کافی نبودن فشار تمرین است. زیکاردی و همکارانش (۲۰۰۲) پی بردند عدم تعادل بین دریافت و مصرف انرژی که بر اثر بی تحرکی صورت می گیرد و با چاقی افراد همراه است، سبب افزایش مقادیر میانجی های التهابی و مولکول چسبان بین سلولی می شود. تمرینات مقاومتی شدید سبب افزایش معنی داری در مولکول های چسبان بین سلولی در گره های لنفاوی، تیموس و طحال می شود. این گونه تمرینات با افزایش سایتوکیت های اینترلوکین ۱ بتا )، اینتر لوکین ۶ و عامل نکروز کننده آلفا  موجب افزایش مولکول های چسبان می شوند و دستگاه دفاعی عمومی بدن هنگام تمرین تغییر می کند (ماسترو و همکارابی تمرینی، ۱۹۹۹). افزایش مولکول های چسبان موجب هجوم منوسیت ها به آندوتلیال عروق می شود و در نتیجه، نفوذپذیری و فعال سازی پلاکت ها افزایش می یابد. با مهاجرت سلول های عضلانی صاف جدار عروق، روند رسوب بافت فیبروزی در آن ناحیه افزایش می یابد و گسترش صفحات زرد پلاک آترمیمی شود (روبرتس و همکاران، ۲۰۰۶). تمرین استقامتی با افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی بدن، استرس اکسایشی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. تمرین های منظم ورزشی با کاهش تحریک سمپاتیکی و افزایش سایتوکین های ضد التهابی اینترلوکین ۱۰، رهایش میانجی های التهابی اینترلوکین ۱ بتا و عامل نکروز کننده آلفا از بافت چربی را مهار می کند و می تواند غلظت مولکول چسبان بین سلولی را کاهش دهد (دبیدی روشن و همکاران، ۱۳۸۴، زیکاردی و همکاران، ۲۰۰۲).

 نتیجه گیری:

۱- هشت هفته تمرین هوازی با شدت ۵۵ تا ۶۵ درصد حداکثر ضربان قلب اثر معنی داری بر کاهش مولکول چسبان بین سلولی و مولکول چسبان عروقی ندارد.

۲- دو هفته بی تمرینی پس از هشت هفته تمرین هوازی با شدت ۵۵ تا ۶۵ درصد حداکثر ضربان قلب اثر معنی داری بر مولکول چسبان بین سلولی و مولکول چسبان عروقی ندارد.

 پیشنهاد های تحقیق اثر دو هفته بی تمرینی :

در این قسمت، با توجه به نتایج این تحقیق، ابتدا پیشنهادات کاربردی و سپس پیشنهادهایی برای تحقیق در آینده ارائه می شود.

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش تحقیق اثر دو هفته بی تمرینی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 9
قالب: فایل word

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *