پایان نامه ناتوانی یادگیری رشته روانشناسی و علوم انسانی

ويژگيهاي كساني كه دچار ناتواني يادگيري هستند ممكن است از فردي به فرد ديگر فرق كند ولي وجه مشترك آن است كه افراد با ناتواني يادگيري اكثراً از هوشبهر متوسط يا بالاتر از متوسط برخوردارند. دانش آموز داراي اختلال يادگيري ممكن است برخي از مهارتها را سريع ياد بگيرد و در مهارتهاي ديگر كندي نشان دهد.اين كودكان قبل ازتحصيل قابل شناختن نيستند و وقتي هم كه به مدرسه مي‌روند به علت مقايسه بين آنها و ديگران از مدرسه زده مي‌شوند به علت ارزيابي خود و ديگران روز به روز ناتواني آنها بيشتر مي‌شود و بيشترين مشكلي كه اين كودكان دارند در فرآيندهاي حافظه، توجه و دقت داراي نارساييهايي هستند.اكثر ناتوانيهاي يادگيري از طريق اختلالهايي  در شنوايي، تفكر، زبان، خواندن، نوشتن، هجي كردن و حساب كردن خود را نشان مي‌دهند. البته كودكان مبتلا به ناتواني‌هاي يادگيري در تمام زمينه‌ها مشكل ندارند و ممكن است فقط در يكي از موارد بالا مثلاً خواندن مشكل داشته باشند. مشكل ناتواني يادگيري فقط در كودكان ديده نمي‌شود بلكه ممكن است درنوجوانان و بزرگسالان هم ديده شود.پایان نامه ناتوانی یادگیری رشته روانشناسی و علوم انسانی در قالب فایل ورد میباشد.

تعريف تشخيص:

تشخيص آموزشي عبارت است از مطرح كردن پرسشهايي درباره رفتار يادگيري كودك به منظور آموزش دادن وي، رفتارهاي مربوط به يادگيري كودكان مبتلا به ناتوانيهاي آموزشي معمولاً پرسشهايي را بر مي‌انگيزد كه بايد به آنها پاسخ گفت، اين پرسشها ما را در گزينش ابزار براي گردآوري اطلاعات راهنمايي مي‌كند. اقدامات تشخيصي، پاسخگوي نيازمنديهايي است كه براي شناسايي و شناخت كودك مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري، شيوه‌هاي جايدهي آنان در كلاسها، گسترش برنامه، و ارزشيابي برنامه وجود دارد.تشخيص كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري مي‌تواند در دو مقطع سطحي و عمقي انجام پذيرد. در اين راستا گام اول هميشه شك‌كردن به دانش آموزاني است كه به گونه‌اي در يادگيري يك يا چند واحددرسي بامشكل اساسي روبرو هستند. به جاي اين كه با واژه‌هايي چون تنبل، درس نخوان، بي‌توجه، بي‌استعداد به توصيف اين دسته از كودكان بپردازيم. بهتر است اول در اين مورد كه آيا كودك مورد نظر دچار اختلال يادگيري هست يا نه شك كنيم، جهت بررسيهاي بعدي به مراجع و مراكز صاحب صلاحيت معرفي كنيم. به اين فرايند تشخيص سطحي گفته مي‌شود. مرحله دوم تشخيص كه تشخيص عمقي است زماني ميسر مي‌شود كه بخواهيم با استفاده از مشاهدات و آزمونهاي باليني، تشخيص اوليه را محقق سازيم يا آن را رد كنيم. به هر حال شناخت كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري مستلزم به كار بستن روشها، ابزار و آزمونهاي مختلفي است،‌هدف نهايي از تشخيص اختلالات يادگيري گردآوري اطلاعاتي است كه بتواند مربيان و مسئولان آموزش و پرورش را در طرح و برنامه‌ريزي مواد، محتوا و ورش آموزش ياري دهد.(حاج بابايي، دهقاني،1372)

بخش هایی از پایان نامه یادگیری
بخش هایی از پایان نامه یادگیری

مراحل تشخيص ناتوانيهاي يادگيري:

در اين قسمت فرد متخصص به تحقيق و بررسي پيرامون سطح يادگيري بالفعل و بالقوه كودك پرداخته و در يك  قضاوت باليني و از تفاوت اين دو سطح به اين نتيجه مي‌رسد كه كودك مورد نظر مبتلا به اختلال يادگيري هست يا نه؟ در صورتي كه اين اختلاف سطحي زياد باشد جواب مي‌تواند مثبت تلقي گردد.در اين قسمت از تشخيص، به ارزيابي ميزان تلاش صورت پذيرفته ونتايجي كه درقالب پيشرفت به دست آمده است،پرداخته مي شود.بديهي است كه معمولاً نسبتي ثابت ميان سطح تلاش و سطح پيشرفت وجود دارد. بزرگ بودن اين نسبت مي‌تواند حاكي از وجود نوعي اختلال در يادگيري باشد. براي مثال،چنانچه براي حفظ كردن يك شعر 8 بيتي يك كودك 10 ساله با 15 تا 30 بار مرور كردن به نتيجه مي‌‌رسد و كودكي ديگر در همان سن با 80 يا 90 بار مرور كردن هم كاملاً به نتيجه نمي‌رسد، مي‌توان به وجود نوعي اختلال در فرايند يادگيري كودك دوم مشكوك شد.و كودكي ديگر در همان سن با 80 يا 90 بار مرور كردن هم كاملاً به نتيجه نمي‌رسد، مي‌توان به وجود نوعي اختلال در فرآيند يادگيري كودك دوم مشكوك شد.

 تجزيه و تحليل يادگيري كودك:

شايد يكي از مهمترين مراحل تشخيص ناتواني يادگيري مرحله‌اي است كه متخصص بايد به تشخيص وجود اختلال در يكي از فرآيندهاي يادگيري بپردازد. اين كه آيا كودك در دريافت اطلاعات از محيط پيرامون دچار اختلال است يا در اطلاعات پردازش شده به اطلاعات قابل انتقال بياني، نوشتاري يا اشارتي و ترسيمي؟ اين مرحله از حساسيت بسيار زيادي برخوردار است به گونه‌اي كه غالب اوقات، متاسفانه تشخيصهاي متفاوت و گاه متضادي را از جانب متخصصان مختلف شاهد هستيم. در اين مرحله كه به دنبال مرحله سوم تشخيص مي‌آيد، فرد تشخيص دهنده مي‌بايستي به تعيين موانع ايجاد شده در فرآيند يادگيري بپردازد، يعني آن كه تشخيص كلي مرحله ماقبل در اين جا بايد به دقيقترين وجه خود تعريف و توصيف گردد.

مقابله و تفسير داده‌ها و تنظيم پيش‌فرضهاي تشخيص:

تاييد پيش‌فرضها به وسيله داده‌هاي عيني كه از به كار بستن آزمونهاي استاندارد به دست آمده‌اند مي‌تواند متخصص مربوطه را در تشخيص دقيق مطمئن كند. اين تشخيص از آنجا كه مبناي برنامه‌ريزي آموزشي است، از اهميتي والا برخوردار است.

 تهيه و تنظيم يك طرح آموزشي بر اساس پيش‌فرض:

اين مرحله آخرين مرحله از مراحل تشخيص است. تشخيص ناتوانيهاي یادگیری بخشي از فرآيندي كلي است كه به كار گسترش طرح آموزشي- انفرادي مي‌پردازد. هادسون و گراهام رئوس مطالب مربوط به چگونگي فرآيند تشخيص و برنامه‌ريزي را به شرح زير نشان داده‌اند:پس از مراجعه معلم يا والدين (گام نخست)، كاركنان آموزش و پرورش ويژه و والدين از نگراني مدرسه درباره كودك آگاه مي‌شوند (گام دوم). اگر بررسي مقدماتي از وضعيت گذشته و كنوني كودك، نياز به بررسي بيشتر را ايجاب كند (گام سوم)، از والدين درخواست مي‌شود كه موافقت خويش را به صورت كتبي اعلام دارند (گام چهارم) بديهي است والدين در سرتاسر اين روند حق استيناف دارند. با موافقت والدين نسبت به بررسي بيشتر (گام پنجم)، تيم ارزيابي با انجام آزمونهاي لازم كار خويش را آغاز مي‌كند (گام ششم) و خلاصه‌اي از وضعيت را به صورت كتبي ارائه مي‌‌كند (گام هفتم). سپس تيم ارزيابي، متشكل از والدين و ساير افراد مسئول در نشستي درباره ترتيب ارائه خدمات به تصميم‌گيري مي‌پردازند (گام هشتم). با توجه به توافق والدين و احساس نياز، تيم ارزيابي براي دانش‌آموزان جديد به طرح يك برنامه‌ريزي آموزشي عمقي اقدام خواهد كرد.

والدين چه اقدام‌هايي بايد انجام دهند:

چنانچه نگراني‌هايي درباره مهارتهاي یادگیری فرزندانتان داريد، به ويژه دشواري‌هاي یادگیری  در خود شما يا افراد خانواده و فاميل وجود داشته باشد، براي جلوگيري از مشكلات و ناراحتي‌هاي بعدي از فرصت پيش آمده نهايت استفاده را ببريد. از مدرسه بخواهيد كه ارزيابي به عمل آورد و يا مشكل توسط يك متخصص ويژه بررسي شود. كمك كردن به بچه‌هاي داراي مشكلات خواندن به معني آن است كه ما بايد آنها را تا قبل از سن 9 سالگي شناسايي كنيم. انتظار طولاني براي ارزيابي مي‌تواند در كودك احساسات نااميدي و سرخوردگي، عصبانيت و ترس ايجاد كند.اولين قدم براي شروع مراجعه به پزشك كودكان است. پزشك مي‌تواند شما را از سلامت بينايي و شنوايي مطمئن سازد و هرگونه بيماري جسمي تثبيت شده را برطرف سازد. پس از اين از مدرسه كودك بخواهد تا ارزيابي انجام دهند. مدارس موظف هستند تا كودكان ناتوان را در همان سه سال اول شناسايي كنند. اگر نگران هستيد كه كودك شما دشواري‌ها و مشكلاتي در زمينه مشخصي از يادگيري دارد، درباره آن نوع يادگيري اطلاعاتي به دست آوريد.از آزمايشگران، آموزگاران، مشاوران و معلمان ويژه سؤال كنيد. به هر حال مهمترين كاري كه شما مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه به فرزندانتان عشق بورزيد تا او بفهمد كه مي‌خواهد به هر شكل به او كمك كنيد.(نيكولايس،عطاران،1382)

یادگیری
یادگیری

درمان از نگرش ادراكي- حركتي:

اين فرضيه كه رشد ادراكي‌- حركتي به طرز پيچيده و دقيقي با تواناييهاي يادگيري در رابطه است موضوع تازه‌اي نيست.دانشمندان اين قضيه باور داشتند و هدفي كه برنامه درماني دنبال مي‌كرد كار‌ورزي ادراكي – حركتي بود. كار كفارت نمونه اي از اين طرز نگرش است كه رشد كودك طي سلسله مراتبي در شش مرحله حركتي آغاز مي‌شود. سپس به مرحله ادراكي و در انتها به مرحله مفهومي – ادراكي مي‌رسد.تصور بر اين است كه اين روند در برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري  از بين رفته است، و براي درمان بايد تجربه هاي بخصوصي فراهم آيد تا پيامدهاي رشد بهنجار را به همراه آورد. تاكيد كفارت بر ارزيابي فردي گوناگون پيشنهاد مي شود تا كودك به اطلاعاتي كه از محيط دريافت مي‌دارد به يكديگر ارتباط دهد و آنها را دريابد.فعاليت‌ها به اين قرارند:

  • استفاده از روروك، ترامپولين، بازيهايي براي آموزش حركتي.
  • تمرينهاي روي تخته سياه براي رشد هماهنگي حركت و ادراك ديداري.
  • انسجام تمرينهاي اداركي مثل حل معما.

تمام اين فعاليت‌ها طوري طرح شده است كه بين  ادراك و حركت هماهنگي برقرار كند و بدين وسيله كودكان از حركتهاي خود اطلاعات بيشتري به  دست آورند و در نتيجه بتوانند از درستي ادراكها و اعمال حركتي خودآگاه شوند. روش ديگري كه با موفقيت فراوان همراه بوده است روش ديداري ـ حركتي فراستيگ است.

درمان از شيوه‌هاي رفتاري:

شيوه‌ي رفتاري درمان ناتوانيهاي یادگیری براين باور است كه به هر دليل ممكن، كودك مبتلا به ناتواني يادگيري نياموخته است كه در هنگام يادگيري درست عمل كند. افزون بر اين پندار نظري ـ شيوه رفتاري ـ حاصل انتقادهايي است كه در ابتدا بر ساير روشهاي درماني و به ويژه به آنهايي كه بر فرايند ديداري ـ ادراكي و كارورزي تأكيد مي‌ورزيدند، وارد مي‌شد و نتيجه آن شد كه مهارتهاي ادراكي و عملكرد تحصيلي رابطه‌اي ندارد. با تغيير صورت حسي در آموزش خواندن هيچ‌گونه بهبودي مشاهده نكردند. در روش تغيير صورت حسي كه كاربرد وسيعي داشت هنگام آموزش از حسي استفاده مي‌شد كه تصور مي‌رفت از حس ديگر قوي‌تر است.(حبعي ازمشاوران، 1382)

فهرست مطالب پایان نامه ناتوانی یادگیری رشته روانشناسی و علوم انسانی:

فصل اول:

  • مقدمه
  • تاريخچه و تعريف و فراواني
  • تاريخچه
  • تعريف اختلالات يادگيري
  • درجه شيوع ( فراواني)

فصل دوم:

  • ويژگيهاي افراد داراي ناتواني‌هاي یادگیری
  • ويژگيهاي كودكان مبتلا به ناتوانيهاي یادگیری
  • ويژگيهاي كودكان مبتلا به ناتواني در رياضيات
  • ويژگيهاي نوجوان داراي اختلالات يادگيري

فصل سوم:

  • انواع ناتوانيهاي يادگيري
  • مشكلات متداول در نوشتن
  • طبقه‌بندي ديگري كه از ناتوانيهاي يادگيري

فصل چهارم:

  • علل ناتوانيهاي يادگيري
  • نتيجه‌گيري

فصل پنجم:

  • تشخيص و ارزيابي ناتوانيهاي يادگيري
  • تعريف تشخيص
  • مراحل تشخيص ناتوانيهاي يادگيري
  • الگوهاي تشخيص
  • شيوه‌هاي ارزيابي

فصل ششم:

  • برنامه آموزشي كودكان مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري
  • آموزش انفرادي و كلاسي
  • توصيه‌هايي براي رفع مشكلات خواندن و هجي كردن
  • توصيه‌هايي براي رفع مشكلات نوشتن
  • توصيه‌هايي براي رفع مشكلات نارسايي توجه
  • توصيه‌هاي كلي آموزشي

فصل هفتم:

  • درمان ناتوانيهاي يادگيري
  • درمان از نگرش ادراكي- حركتي
  • درمان از شيوه‌هاي رفتاري
  • منابع
  • نتيجه گيري
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش پایان نامه ناتوانی یادگیری رشته روانشناسی و علوم انسانی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 73
قالب: فایل word

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *