مقاله نقش جزئیات در عکاسی رشته هنر

این مقاله مبانی تعریف بازنمایی در هنر عکاسی را در مقایسه با نقاشی باز می‌کاود.رهیافت رسیدن به این منظور تحلیلی-انتقادی است.این پژوهش با بررسی نگرش‌های موجود به بازنمایی در تلاش است تا روش جدیدی‌ برای تعریف بازنمایی در عکاسی ارائه دهد.تعریفی که با انتقاد و تحلیل روش‌های پیشین دریچه‌ی تازه‌ای به‌ ذهن مخاطب در نگاه به بازنمایی در عکاسی می‌گشاید.از نظر نگارنده‌ی این مقاله هنر بازنمایانه نیست‌ گرچه می‌تواند به این منظور خلق شده باشد.فرایند بازنمایی قبل از این‌که عکاسی و عکس را بیندازد اتفاق می‌افتد، زیرا بازنمایی یک رابطه است.در این‌جا یکی از پراهمیت‌ترین استعاره‌های دیداری آیزنشتاین را داریم.این تصویر خیره‌کننده‌ (غیرممکن،به طور علّی،خارج از محدودیت‌های تصویر صامت)به مثابه تفسیر قوی بر ناتوانی شکوه‌ و عظمت پادشاهی عمل می‌کند زیرا این تصویر ما را با شناختی از تفکری اساسی شوک‌زده می‌کند. اما می‌دانیم که این نمی‌تواند تصویری از شیری در حال غرش باشد.و بیش‌تر کنار هم‌گذاری تعمدی‌ تصویرهای نامرتبط است،این تعمدی است که ما می‌بینیم و این‌که فهم‌مان از صحنه را تضعیف‌ می‌کند.البته خیلی اسفناک است که چنین هنری خودش را باید به اسطوره‌سازی پوچی تسلیم کند که در عناوین این فیلم نامه آشکار می‌شود،و اسفناک است که این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که اگر در این‌جا هنری وجود دارد،هنری اساسا عکاسانه است.

عکاسی و بازنمایی:

اجازه دهید در آغاز واژه‌ی بازنمایی را حذف کنیم.البته که این واژه می‌تواند در عکاسی به کار رود و ما می‌خواهیم بدانیم آیا این خصیصه در هر مورد ارزش‌ زیبایی‌شناختی نظیر به نظیری دارد تا حدی که بتوانیم نه تنها از بازنمایی،بلکه از هنر بازنمایانه‌ صحبت کنیم.(این خصیصه‌ی مهم،یعنی مثلا صدا در اشتراک با موسیقی و منابع آن وجود دارد،اما منحصرا اول از همه‌ی این‌ها به طور مناسبی به مثابه هنر صدا وصف می‌شود.به منظور فهم این گفته که«عکاسی هنر بازنمایانه نیست»،بسیار مهم است تا حد ممکن نقاشی و را از هم جدا کنیم به طوری که نه از نقاشی واقعی و نه از عکاسی واقعی بحث شود بلکه از فرم آرمانی هرکدام-آرمانی که تفاوت‌های جوهری بین آن‌ها را مشخص کند-بحث به میان آید. عکاسی آرمانی از عکاسی واقعی،به مثابه نقاشی آرمانی و نقاشی واقعی،متفاوت است.عکاسی‌ واقعی نتیجه‌ی تلاش عکاس‌ها برای آلوده کردن تصور آرمانی هنرشان با اهداف و روش‌های نقاشی‌ است.

عکاسی
عکاسی

منظور من از آرمان یک آرمان منطقی است.ایده‌آل عکاسی آرمانی نیست که هدف در آن باشد یا چیزی که رسیدن به آن منظور باشد.برعکس آرمان یک وهم دروغ منطقی است، صرفا طراحی شده تا چیزی را به چنگ آورد که در رابطه‌ی عکاسانه و در تمایل ما به آن مشخص‌ است.از این مبحث چنین برمی‌آید که نیاز به چنین چیزی به مثابه عکس آرمانی در نظر من وجود ندارد؛اگر من عکاسی را به گونه‌ای تعریف کردم که به نظر اغراق شده یا غلط می‌رسد،خواننده نباید بترسد.

اگرچه در این‌جا فضایی برای بحث کردن در مورد مفهوم درک و فهم که این مبحث را در بر می‌گیرد وجود ندارد،یک نکته متعاقب ارزش یادآوری دارد:فهمیدن یک نقاشی مستلزم فهم‌ اندیشه‌ها و افکار است.این افکار،به مفهومی با نقاشی مرتبط می‌شود.افکار قصد و نیت نقاش را در لایه‌ی زیرین قرار می‌دهند،و در همین زمان به روش نگاه کردن و فهم ما از نقاشی آگاهی می‌دهند. افکار،دریافت ما را از دریافت شخص دیگری که با آن می‌بیند متمایز می‌کند و حد اقل تا اندازه‌ای‌ برحسب فهم و درک این افکار است که باید آن چیزی را که در تصویر می‌بینیم توصیف کنیم.ما فقط یک مرد سوار بر اسب را نمی‌بینیم بلکه مردی با یک وضع و شخصیت خاص ر می‌بینیم.و آنچه ما می‌بینیم نه با خصیصه‌های مستقل سوژه که با فهم ما از نقاشی محدود می‌شود.این روشی است‌ که در آن نگاه‌ها و دیده‌ها نقاشی می‌شوند تا مفهوم مؤلف را برساند.مانند قرارگیری خاص بازویی که‌ شخصیت متکبری را القا می‌کند و غیره.به عبارت دیگر خصیصه‌های رسانه نه تنها بر چیزی که در شخصیت متکبری را القا می‌کند و غیره.

مباحثی دیگر از مقاله نقش جزئیات در عکاسی :

  • بررسی کامل عکاسی و بازنمایی
  • قوس‌ها – خطوط موجدار – دایره‌ها – مارپیچ‌ها
  • مجموعه‌ی انواع مختلف خط‌ها
  • عناصر جزئیاتی مهم در عکاسی
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله نقش جزئیات در عکاسی رشته هنر:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 33
قالب: فایل word
توضیحات: فهرست و منبع دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *