مقاله نظریه ذهن رشته روانشناسی

تحقیق و مقاله نظریه ذهن در فرمت فایل word تهیه شده و در 49 صفحه آماده پرینت و ویرایش میباشد.این مقاله مناسب برای دانشجویان رشته روانشناسی میباشد این مقاله به بررسی نظریه ذهن و کلیات و تعاریف را مورد بررسی قرار میدهد در ادامه به خلاصه ای از عناوین و متون مقاله اصلی میپردازیم تا در صورت نیاز مقاله را از باکس انتهای صفحه دانلود نمایید.

خلاصه ای از متون مقاله نظریه ذهن رشته روانشناسی:

فلسفۀ ذهن در فلسفۀ اسلامى روشن است كه نظريۀ ذهن و نفس يا فلسفۀ ذهن نفس به‌طور عمده در بخش علم النفس از كتب مرجع فلسفۀ اسلامى(مشائى،اشراقى،صدرايى و…)متمركز است.از طرف ديگر امروزه،نگاهى به فلسفۀ اسلامى معاصر ايران نشان از آن دارد كهاين جريان نيز در راستاى همان آثار و آرا به مسألۀ نفس پرداختهاست.اما آنچه تأملات فلسفى معاصر را از تحقيقات گذشته جدامى‌كند،برخورد با پرسش‌ها و چالش‌هاى جديد است.اگر حتىفرض كنيم كه آثار معاصر در فلسفۀ اسلامى در سايۀ اين مواجهه،نظريات بديع و جديدى را نيز در بر نداشته باشند، حداقل،واجد تحليل بيشتر دعاوى،ارائۀ طبقه‌بندى‌هاى مناسب،به كار بردنزبان آشكار،ارائۀ ادلۀ جديد بر دعاوى قديم،جمع‌بندى نظريات،مطالعات مقايسه‌ اى و هستند.به همين دليل مناسب به نظر مىرسد كه براى طرح فلسفۀ ذهن در فلسفۀ اسلامى،نخست از منابعى كه به استقبال مباحث جديد فلسفى در باب نفس/ذهن رفته‌اند ودر چارچوب زبان امروزى(از جهت مباحث،سهولت بيان و…)شكل گرفته‌اند،آغاز كنيم،حتى پيشنهاد مى‌شود از قالب و مدل مباحث كتب معاصر فلسفۀ اسلامى،در طراحى فلسفۀ ذهن قدما استفاده گردد.

تعريف فلسفۀ ذهن:

در همين آغاز سخن لازم به ذكر است كه ذهن در اصطلاح«فلسفۀ ذهن» (dnim fo yhposolihp) به معناى«نفس»است.چنان كه پاره‌اى از مترجمان نيز از اصطلاح«فلسفۀنفس»استفاده كرده‌اند.(فلسفه نفس،ترجمه امير ديوانى،طه،1381)اما بايد توجه داشت كه در آراى فيلسوفان اسلامى نفسو ذهن دو اصطلاح متفاوت هستند.نفس مفهومى ناظر بر جوهرىمشتمل بر مجموعۀ تمام قوا،فرايندها و فرآورده‌هاى ادراكىو غير ادراكى است،اما ذهن ناظر به دستگاه انديشگى يا علم حصولىو به بيان دقيق‌تر معلومات و ادراكات تصورى و تصديقى است.رابطۀاين دو از قبيل رابطۀ كل و جزء است.به اين دليل برخى،از فلسفۀذهن به فلسفۀ نفس نيز تعبير مى‌كنند تا سوءفهمى حاصل نشود.

برخى درصدد آن برآمده‌اند تا تعريفى مختصر از فلسفۀ ذهن ارائه دهند،از اين قبيل:«فلسفۀ نفس و ذهن شاخه‌اى از فلسفهاست كه تلاش مى‌كند تا شناخت جامع و نظامندى از ذهن،بهمعناى افكار و تجربيات،ترتيب دهد».موضوع فلسفۀ ذهن،حالات نفسانى و ارتباط آنها با امور فيزيكى است.حالت نفسانى ويژگى‌ها،رخدادها و فرآيندهاى نفسانى دلالت مى‌كند.مهم‌ترين مسألۀ اين شاخه از فلسفه روشن كردن ساختار حالات نفسانى وارتباط اين حالات با يكديگر و با امور فيزيكى است. دسته‌اى ديگراز مباحث و مسائل نيز وجود دارند كه در حكم امور الحاقى هستند،مانند هويت شخصى،بقاى شخص پس از مرگ و…روش درفلسفۀ ذهن،روش تحليلى است.

مسائل فلسفۀ ذهن:

به نظر مى‌رسد يكى از راه‌هاى مقبول براى آشنايى با مسائل فلسفۀ  و نظریه ذهن رجوع به آثارى باشد كه از طرف متخصصان اين شاخۀ فلسفى به نگارش درآمده است.برخى از رئوس مباحثجان سرل و همكاران او در باب فلسفۀ ذهن از اين قرار است:ذهن،مغز و برنامه،ذهن به مثابۀ هوش مصنوعى،دوگانه انگارى،مسألۀروح يا نفس(آيا انسان‌ها چيزى بيش از بدن‌هايشان هستند؟).ريونز كرافت مباحث فلسفۀ علم را چنين آورده است: چيستى حالاتذهنى،ذهن به مثابۀ ماشين،ذهن در جهانى فيزيكى،آگاهى. در اثر ديگرى با اين مباحث روبرو هستيم:ذهن‌ها،بدن‌ها و انسانها،حالات ذهنى،محتواى ذهنى،احساس و نمود،ادراك،انديشهو زبان،عقلانيت انسان و هوش مصنوعى،عمل،قصد و اراده،هويتشخصى و معرفت به خود.

نطریه ذهن
نطریه ذهن

ذهن،مفهوم حقيقى يا اعتبارى:

همان‌گونه كه گذشت مفهوم نفس و  نظریه ذهن در فلسفۀاسلامى،دو معناى متفاوت دارند.اين تفاوت را در اين مقام مى‌توانبه‌طور ملموس دريافت تحليل مفهوم ذهن نشان مى‌دهد كه ذهنيك مفهوم اعتبارى است مانند لشكر و جنگل.همان‌طور كه مادر مفهوم لشكر و جنگل جز مجموعه‌اى از افراد يا توده‌اى ازدرختان چيزى مستقل و در عرض آنها،با عنوان لشكر و جنگلنداريم،در مورد ذهن هم چيزى جز ذهنيات و تصورات بالفعل دركار نيست.حتى در آغاز پيدايش نفس،همين ذهنيات و معلوماتنيز وجود ندارد و به تدريج حاصل و اكتساب مى‌شوند:«نفس درابتداى تكون و حدوث،هيچ چيزى را با علم حصولى نمى‌داند و ازهيچ چيزى تصورى ذهن خود ندارد حتى از خودش و حالاتنفسانى خودش،بلكه اساسا در ابتدا فاقد ذهن است زيرا عالم ذهنجز عالم صور اشيا پيش نفس چيزى نيست و چون در ابتدا صورتىاز هيچ چيزى پيش خود ندارد پس ذهن ندارد پس انسان در ابتدافاقد ذهن است،بعد به تدريج صور ذهنيه برايش تهيه مى‌شود وتصوراتى از اشيا و تصورى از خود و تصوراتى از حالات نفسانى خود برايش حاصل مى‌شود و تشكيل ذهن مى‌دهد.»

معنا شناسي و تئوري ذهن:

از لحاظ نظري مشخص نيست كه چگونه از لحاظ مفهومي، ميزان واژگان عمومي كودك با توانايي تئوري و نظریه ذهن مرتبط است. با اين وجود، مي‌توان انتظار داشت كه بين واژگان معين (همانند افعال ذهنی از قبيل باور داشتن، دوست داشتن و…) و توانايي تئوري ذهن روابط خاصي وجود داشته باشد. شواهدي وجود دارد كه نشانگر ارتباط كلي بين رشد واژگانی كه با مقياسهاي دايره واژگان استاندارد شده، اندازه‌گيري مي‌شوند ـ و توانايي تئوری ذهن وجود دارد.  به‌عنوان مثال، تحقيقات نشان داده‌اند كه بين درك از افعال شناختي (فكر كردن، دانستن، حدس زدن) و عملكرد در آزمونهاي باور كاذب ارتباط معناداري وجود دارد. چنين استدلال شده است كه اگر مفاهيم ساده‌اي مثل كشف شباهتها و تفاوتها به پايه‌اي زباني نياز ندارند، اما مفاهيم پيچيده‌تري همانند باور تنها از طريق واسطه‌اي زبانی مي‌توانند بازنمايي شوند. مفاهيم مربوط به حالتهاي ذهني (مثل باور داشتن، تمايل داشتن و…) قابل مشاهده نيستند و تنها هنگامي مي‌توانند مورد توجه كودك قرار گيرند كه در قالب كلمات زباني مورد اشاره قرار گيرند. از آنجا كه واژگان موجود در واژگان زباني كه براي حالتهاي ذهني خود و ديگران مورد استفاده قرار مي‌گيرند، يكسان هستند، كودك قادر خواهد بود تجربه‌هاي شخصي خود را با ديگران تطبيق نمايد و دركي از حالتهاي ذهني ديگران پيدا كند. بر اين اساس، اُلسون(1988) مدعي است كه تحول تئوري ذهن به كسب واژگان خاصي مثل فكر كردن و دانستن بستگي دارد كه مستقيماً به حالتهاي ذهني اشاره دارند.

عناوینی دیگر از مقاله نظریه ذهن رشته روانشناسی:

  • ساختار نحوی زبان و تئوری ذهن
  • درک مکالمه ای و تئوری ذهن
  • پیش فرض هایی در فلسفه ذهن جدید
  • فلسفه ذهن و نفس در اصول
  • روش در فلسفه ذهن
  • مباحثی در هستی شناسی نفس
  • معرفت شناسی
  • نتیجه گیری و چکیده مقاله
  • منابع
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله نظریه ذهن رشته روانشناسی:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 49
قالب: فایل word
توضیحات: فهرست ندارد منابع دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *