مقاله فلسفه ستیزی رشته ی ادبیات

مقالهو تحقیق فلسفه ستیزی در قالب فایل word در 25 صفحه آماده ویرایش میباشد. این پژوهش قابل استفاده برای کلیه محصلین و دانشجویان علوم انسانی میباشد.مقاله فلسفه ستیزی رشته ی ادبیات مناسب ترین پژهش در زمینه ادبیات است. در ادامه به بررسی خلاصه و چکیده ای از عناوین و متون قرار گرفته در تحقیق اصلی میپردازیم. برای تهیه نسخه کامل آن از باکس انتهای صفحه برای دانلود اقدام نمایید.

عناوین و متون اصلی مقاله فلسفه ستیزی رشته ی ادبیات:

فلسفه ستیزی در شعر مکتب آذربايجاني:

« سخني انديشيده ، خيال انگيز و روياي که با شگرد هاي هنري – ادبي ، حس زيبايي دوستي و زيبايي شناسي انسان را ارضا کند».

فلسفه ستیزی رشته ی ادبیات در شعر، ساخته ي خيال است و خيلي بودن ، عنصر ذاتي آن است . اما فلسفه برهان است و استدلال هاي کاملاً عقلاني فلسفه ، تکيه اش تنها بر يقينات است ؛و صورت استدلال هايش ، فقط قياسي است. بنابراين نتايجش قطعي و يقيني و مطابق با واقع اند. اما شعر ، چون برآمده از خيال است و نيز عاطفه و احساس که پيوند تمام با خيال دارند ، افاده ي يقين نمي کند زبان شعر زبان دل و احساس است. «ريچاردز» مي نويسد : « شعر عالي ترين صورت زبان عاطفي است » ؛ و اين زبان در مقابل زبان علم قرار دارد.  خرد محض فلسفي ، منطقي و علمي هيچ گونه ارتباط صريح و مستقيمي با قلمرو شعر ندارد ؛ زيرا « اكذب اوست احسن او»  و رابطه اش با شعر مانند رابطه اي است که فيزيک و رياضي با شعر دارد.بنابراين از اين نظر ، فلسفه و شعر دو امر کاملاً جدا از هم مي باشند ؛ اما نسبتي ميان فلسفه و شعر وجود دارد:

در ادبیات شعر از آن جا که از مقوله ي زيبايي بوده ، و قدرت تأثير و نفوذ آن فراوان است ، فيلسوف مي تواند سخن خود را را بدان آرايش داده ، و از خشکي – که خاص مطالب مجرد و انتزاعي عقل است – به در آورد و آن را نافذ و موثر گردان؛ و رغبت خواننده را براي مطالعه ي آثارش برانگيزاند. مثلاً يکي از نمونه هاي اتحاد شعر آثار افلاطون است.

فلسفه ستیزی
فلسفه ستیزی

فلسفه ستيزي در شعر:

ادبیات فلسفه ستيزي و مخالفت با علوم عقلي که در ميان همه ي اقشار جامعه رسوخ کرده بود به طبقه ي شاعران هم رسيد. فلسفه ستيزي در شعر از زمان سنايي شروع شد. او همانطور که در زمينه هاي ديگر مبتکر بود. در زمينه فلسفه ستيزي هم از اولين ها بود. هر چند در ديوان رودکي هم ابياتي در مخالفت با حکمت يونانيان ديده مي شود:

« مرا ز منصب تحقيق انبياست نصيب                    چه آب جويم از جوي خشک يوناني »

اما سنايي را به دليل بسامد بالايي که در اشعارش وجود دارد آغازگر فلسفه ستيزي در شعر مي دانند. البته سنايي و ديگر مخالفان فلسفه و عقل گرايي به طور مطلق عقل را نفي نمي کنند. بلکه عقلي و انديشه اي را مي پسندند که در راستاي دين باشد و از آن فراتر نرود وشاعراني که اين روش را در پيش گرفتند. تحت تاثير افکار و عقايد زمان و مخالفت هاي شديد علماي ديني با فيلسوفان قرار داشتند. در واقع شعر آنها نتيجه ي اعتقادات مذهبي و فرياد حاکمان و خلفاي خرد ستيز بود.

کج فهمي مسائل فلسفي در فلسفه ستیزی ادبیات:

کج فهمي مسائل فلسفي هم يکي ديگر از علل فلسفه ستيزي است. البته کج فهمي و برداشت نادرست از حقايق در مسائل مختلف موجب ستيز و عناد مي شود. حضرت علي (ع) مي فرمايد: « الناس اعداء ما جهلوا » در فلسفه هم کج فهمي و بد فهمي مسائل فلسفي، موجبات ستيزه گري با فلسفه را فراهم کردهاست. مثلاً ابن حزم در مواردي به مخالفت با فلسفه پرداخته است، اما بررسي آثار اين دانشمند نشان مي دهد که او در پاره اي از مسائل فلسفي برخوردي ناشيانه داشته و از درک عميق آنها ناتوان بوده است.

« امام فخر رازي » يکي از متکلمان بزرگ اشعري نيز به دليل کجي ذهن و عدم فهم عبارات فيلسوفان، بسياري را گمراه کرده کج فهمي مسائل فلسفي و چون از فهم رموز حکما عاجز بوده، و از حقايق حکمت بويي به مشام جانش نرسيده، فقط عبارات و سخنان فيلسوفان مشايي را تحرير کرده، و با تفصيل و تطويل و عبارات گوناگون اسم کتاب هاي خود را شرح ناميده است، تا به اهداف شخصي خود برسد. او با عدم درک نکته هاي فيلسوفان راه را غلط پيموده و نتوانست به حقايق فلسفه آگاه گردد.

نظام هاي سياسي و انحراف ادبيات:

فلسفه ستیزی مهمترين مظهر فرهنک ايران پس از اسلام ادبیات است. ادبیات فارسي جز در عصر ساماني، بيشتر تحت تاثير انديشه هايي است که از اسلام و ادبيات عرب مي گيرد و مي کوشد تا با تشبيه به آن براي خويش اعتبار کسب کند و به صراحت تازي را خوشتر از پارسي مي داند و هر چه بيشتر مي کوشد تا به مضامين و مفاهيم و گاه زبان آن نزديک شود ودرمحيط يک جامعه تاثير مستقيمي بر ادبيات دارد. ادبيات فارسي در بيشتر موارد عامل عمده ي تثبيت انديشه هاي سياسي وقت گرديده است و ابزاري براي تحکيم قدرت هاي حاکم بر مردم بوده است. همان گونه که ادبيات فارسي مهم ترين و درست ترين اسناد مبارزه هاي عميق ملي و ديني را عليه حاکميت زور و تزوير در هزار ساله ي گذشته در خود دارد، نقش عمده اي نيز در بسط و تحکيم آرمان هاي جباري و رياکارانه ي تاريخ ايفا نموده است. ادبياتي که روزگاري سرچشمه ي نور و زندگي بود توسط حاکميت زور و تزوير ترکان غزنوي و سلجوقي تغيير مسير داد؛ و عامل عمده اي براي گريز و تسليم و ياس و فرد گريزي گشت. تضاد اهداف سياسي در فلسفه ستیزی حکام با آرمان هاي ملي که از اولين قرن پنجم آغاز گشت، نوعي دوگانگي در ذات ادب پديدار ساخت و باعث ايجاد دوگانگي ادب رسمي – درباري و ادبيات مردمي گشت. در خط حاکميت ترکانه و همسو با خلافت عربي، گسست و فاصله با مباني فرد و زبان ملي هر روز بيشتر مي شد و فساد فساد انديشگي و اخلاقي در تاروپود ادب مداران رسمي عميق تر مي گشت، تا بدان جا که بيشترين حجم توليدات ادبي قرن هاي پنجم تا هفتم را به خود اختصاص داد.

 تصوف در ادبیات فارسی:

تصوف و عرفان ، تقريباً با هم مي آيند اما تفاوت هايي دارند . تصوف روش زاهدانه اي است ، بر اساس مباني شرع و تزکيه ي نفس و اعراض از دنيا؛براي وصول به حق رسيد به طرف کمال اما عرفان يک مکتب فکري و فلسفي متعالي و ژرف براي شناختي حقايق مورد و مشکلات در مورد علوم است. البته اين شناخت از طريق اشراق و کشف شهود است نه از طريق برهان و استدلال آغاز تصوف را مي توان از زمان صدر اسلام دانست. چه پايه ي تصوف زهد است و پيامبر اکرم که بزرگ ترين زاهد پاک نهاد است ، مي توان تعاليم آن حضرت را آغاز گر تصوف ، و حضرت علي را نخستين صوفي و سرسلسله صوفيان و عارفان دانست . البته لفظ صوفي از قرن دوم هجري معمول شد؛ و اولين شخصي که به اين نام خوانده شد، ابوهاشم صوفي بود که در قرن دوم مي زيست.

علل پيدايش تصوف در فلسفه ستیزی:

هر چند نمي توان دقيقاً ، دلايل پيدايش توصف را بر شمرد  اما به نظر مي آيدعوامل زير برجسته اي در پيدايش تصوف داشتند  يکي از دلايل پيدايش تصوف در جهان اسلامي توصيه هاي قرآن به زهد ، عبادت و ترک دنيا مي باشدو از ديگر علت هاي به وجود آمدن گروه هاي صوفيه ، درگيرهاي آغاز ين در باب خلافت ، تشتت آراي اصحاب در اثبات حقانيت کلام خدا و دنيا زدگي و فروتني بعضي حکام در شهوات امور دنيوي و ظلم و ستم بسياري از خلفا بوده است که زمينه هاي رشد و کسترش تصوف را فراهم کرد ، و آنان را بر آن داشت تا با عزلت ودوري گزيدن از مسائل سياسي و اجتماعي ، حدقل بتوانند دين خود را حفظ کنند.

فلسفه و دين اسلام:

فلسفه ستیزی در ادبیات دين اسلام مبتني بر کتاب مقدس قرآن است. قرآن کريم با آيه ي « اقرا باسم ربک الذي خلق » بر قلب پيامبر نازل شد و با امر به خواندن و دانش اموزي ، دانش را لازمه ي ذات بشريت خواند. دين اسلام بر خلاف ديگر اديان که ايمان را بر عقل و انديشه مقدم مي دانند، بر فرد ورزي انديشه گري و اعتبار فرديت انسان ها تاکيد مي کند؛ و هر کس را شخصاً سئوال انتخاب باورهايش مي داند و پذيرش خانواده و جامعه را ملاک نمي داند و شرط درستي و مقبوليت ايمان را هم عقل و خرد انسان که با آگاهي دين خود را انتخاب کند مي داند.

پيامبر اسلام مي فرمايد: « تا کسي عقل نداشته باشد دين نخواهد داشت. و تعالي هر کس در مقامات معنوي و تقرب به خداوند وبه به ميزان به خداوند به يمزان خردورزي او بستگي دارد.»  اما اين انديشه ورزي به اين معنا نيست که آنچه را نتوانستيم با عقل محدود خود تبيين کنيم رد کينم و يا بخواهيم تمام دين را با عقل خود ت.جيه کنيم. « زيرا تمام کوشش هايي که بخواهد دين را صرفاً عقلاني سازد، قطعاً ناکام خواهد بود. چه ، تطبيق همه ي موارد شريعت با فرد ارزش و کمالي براي اين نيست » براي اينکه منطق قرآني ايمان به غيبت و تسليم در برابر حق و روشنايي و تقواي درون را شرط کمال دين مي داند.

دیگر عناوین مهم مقاله فلسفه ستیزی در ادبیات:

  •  مکتب بينابيني يا سبک عهد سلجوقي
  • بررسی آثار و مذهب خاقانی, نظامی,محمد  غزالی
  • مهمترين دلايل فلسفه ستيزي
  • دلايل فلسفه ستيزي در فرهنگ اسلامي
  • ورود افکار صوفيانه و عارفانه در شعر و ادبیات
  • راحت طلبي فکري و فلسفه ستیزی در ادبیات فارسی
  • سبک های مهم شعر فارسی

 

 

مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله فلسفه ستیزی رشته ی ادبیات:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 25
قالب: فایل word

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *