مقاله از محافظت تا سازگاری با طبیعت

در درون اين طيف متنوع گرايش ها از اواخر دهه 90 ميلادي ، در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه ، گرايش هاي “سطحي و تاجرمآبانه” ، از حساسيت ها و ملاحظات بوم شناختي رشد نموده است كه “پايداري را به عنوان مقوله اي «قابل معمله» معرفي مي كنند.” Williamson & et al ,2002:11)) در ادبيات پايداري اين گرايش هاي سطحي با دو اصطلاح «سبز نمايي» و «فرهنگ نمايي» مطرح و شناخته شده اند. (همان ) و (2001 Hagan, )پديده نخست ، در ادعاهايي قابل رديابي است كه درباره «سبز بودن» و يا «دوست طبیعت بودن» و يا «پايدار بودن» فراورده ها و مصالح ساختماني خاص و يا تجهيزات و فن آوري هاي مرتبط مطرح مي شود و اغلب چنين ادعايي، با توجيه و اعتباري رسمي – بطور مثال بر چسب هاي بومي شناختي – نيز همراه است. چنين فرهنگ سطحي در معماري ، با اين ادعا مطرح مي شود كه كاربرد اين نوع مصالح «دوستدار طبیعت» و يا «فن آوري پاك» مي تواند به تنهايي ضامن طراحي يك بنا پايدار باشد. Williamson & et al ,2002:11)).مقاله از محافظت تا سازگاری با طبیعت در 26 صفحه فایل ورد آماده ویرایش و پرینت میباشد.

رابطه ي انسان و طبیعت:

چنين رويكردي در ذات آن با مفهوم پايداري در معماري كه بر جامعيت و يكپارچگي طراحي تأكيد مي كند، در تضاد است. ضعف چنين رويكردهايي ، به خصوص در عمل نيز مشهود بوده است چرا كه “بسياري از مواد و مصالح مدعي سبز بودن در واقع با تحميل هزينه هاي بوم شناختي فراوان بر محيط زيست تهيه شده اند”. (همان) نيز تجهيزات و راهكارهاي طراحي اي كه مدعي يك كاركرد محيطي خاص بوده اند، در عمل نتوانسته اند، كاركرد محيطي ادعا شده را داشته باشند.پديده دوم، به اين برداشت اشاره دارد كه با كاربرد مواد و مصالح، عناصر كالبدي و فرمان و بطور كلي ويژگي هاي شاخص يك فرهنگ معماري بومي مي توان يك “معماري بدون مكان را به جزئي ارزنده از يك فرهنگي بومي طبیعت و ضامن تداوم آن تبديل نمود”. (همان) به طور مثال مي توان به استفاده از سقف هاي پوشالي و سقف هاي سبز ، به كارگيري مصالح خشتي و گلي در ظاهر نما تلفيق عناصر شاخص كالبدي معماري بومي نظير بادگيرها، طاق و قوس اشاره نمود.صرف نظر از عنوان يا تعبير خاص اگر مجموعة متنوع گرايش هاي معماري حساس به محيط كه در نيمه دوم قرن 20 دنبال شده است، به صورت طيفي از رويكردهاي معماري پايدار ترسيم گردد، در يك انتهاي اين طيف رويكردهايي قرار مي گيرند كه صرفاً به واسطه بهره گيري از تمهيدات ظاهري (به طور مثال داخل نمودن عناصر سبز در فضاي كالبدي، به كارگيري مواد و مصالح مدعي سبز بودن طبیعت و يا به كارگيري عناصر يك معماري بومي به شيوه اي فرمال و …) مدعي ارائه معماري پايدار هستند.

در حد فاصل ميان دو انتهاي طيف رويكردهايي قرار مي گيرند كه اغلب متمايل به بهره گيري از تمهيداتي در طراحي عناصر كالبدي ، روابط فضايي، آرايش و نحوه نسبت به بهره گيري از نيروها و قابليت هاي اقليمي بستر طرح ، رويكردهاي متن گرا با تاكيد بر بازنمود هويت بومي و محلي در معماري و يا گرايش اكوتك با تاكيد بر الگوبرداري از نحوه عملكرد نظامهاي طبيعي در اين حدفاصل جاي مي گيرند.اغلب اين رويكردها در حقيقت تلاشي است براي “سبز كردن يك نگره يا سبك معماري و فلسفه موجود در آن” (7 2001:4 Hagan, ) كه در قالب تمهيدات حساس به محيط، با آن بيان خاص معماري آميخته شده و “بياني بوم شناختي را از رويكرد مزبور ارائه مي دهد.” (همان) اين مجموعه را مي توان طيفي از رويكردها دانست كه در آنها تا حدودي ظاهرطرح / بنا ، عملكرد محيطي آن تأثير گذاشته است.در انتهاي ديگر طيف، معماري اي قرار مي گيرد كه از پيچيدگي هاي بوم شناختي لازم براي پاسخگويي همه جانبه به مسائل پيش روي معماري برخوردار است. اين پيچيدگي باز نمود «جاممعيت» و «يكپارچگي» در يك راه حل معماري است. يعني: “برقراري تعاملي پويا ميان لايه هاي اجتماعي / فرهنگي ، طبيعي و كالبدي محيط انساني كه به مسائل و شرايط زيست بومي طبیعت، اقتصادي و فرهنگي محيط پاسخگو باشد.” (2001:94 Hagan, ) در اين جايگاه به جاي اين كه نگره يا گرايشي خاص در معماري جهت گيري هاي طراحي را تعيين نمايد، “اخلاق پايداري تعيين كننده خط مشي اصلي معماري است.” (همان)مي توان چنين نتيجه گرفت كه اگر چه طرح تفكر اخلاقي پايداري با درك ضرورت تغيير در رويكردهاي معماري همراه بوده است، اما در اين كه آيا اين تغيير در معماري آغاز مقطع ديگري از معماران مدرن است و يا اين كه آغاز يك فرايند گذرا است كه مفهوم معماري را فراتر از آنچه امروز تبيين مي شود و بر مبناي «همزيستي» و «تعادل با محيط طبیعت» بنا مي كند ، اجماعي وجود ندارد. زيرا اگر چه اين تفكر اخلاقي “در غايت خود، هدف دوم را دنبال مي كند” (همان:17) ، اما تجارب امروزه پايداري در معماري ، ” هر دو امكان را در بر مي گيرد.”

طبیعت
طبیعت

رويكردهاي پوزيتيوستي (يافت باوري) و فروكاهشي طبیعت:

دوگانه انگاري تفكر مدرن در عمل موجب گرديد كه تنها راه حل هاي مبتني بر استدلال عقلاني واجد اعتبار تلقي شوند و گرايشات حسي و هيجانات وجداني ، از فرايندهاي تصميم گيري و انتخاب ، حذف گردند. بر اين مبنا نگرش يافت باوري مدرنيستي طبیعت بر “ظرفيت بي پايان قدرت شعور و استدلال انسان در مهار و بكار گرفتن نيروهاي طبیعت” و “واقعيت هاي علمي صرف” تكيه نمود. (1963Perez –Gomez, به نقل از Williamson & et al ,2002:8)نظريه پردازان و متفكران پست مدرن ، شيوه هاي علم محور ، اثباتي و يافت باورانه را در راستاي حل مسائل و قضاوت بر صحت يا عدم صحت آنها از آن جهت كه نمي توان پيامدهاي واقعي افعال و تصميمات انساني را بر مبناي آنها دقيقاً پيش بيني و مهار نمود. به زير سؤال برده، آن را دليل بروز معضلات فراوان زيست محيطي و بشري دانسته اند كه در اواخر قرن بيستم ، سياره زمين و به تبع آن جامعه انساني ،در راستاي بقا با آن مواجه شده است.

مباحثی دیگر از مقاله از محافظت تا سازگاری با طبیعت:

  • مقدمه
  • معماري پايدار: تعاريف و مفاهيم
  • محيط پايدار از منظر بوم شناختي,اجتماعی و فرهنگی,اقتصادی
  • معماري پايدار
  • بحران انرژي – دهه 70 ميلادي (حوزه سياسي – اقتصادي)
  • محيط زيست گرايي / ظهور جنبش هاي زيست محيطي – اواخر دهه 60 و 70 ميلادي – (حوزه اخلاقي / ارزشي و اجتماعي / فرهنگي)
  • رشد پست مدرنيزم (نيمه دوم قرن 20) (حوزه ارزشي و اجتماعي / فرهنگي)
  • نقد دواليزم تفكر مدرن
مطلب بالا چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش اصلی میباشد جهت تهیه نسخه کامل آن از باکس زیر اقدام به خرید و دانلود نمایید
لینک خرید پژوهش مقاله از محافظت تا سازگاری با طبیعت:
تحویل فوری و خودکار فایل با لینک مستقیم بعد از پرداخت
تعداد صفحه: 26
قالب: فایل word

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *